ازدواجت مبارک عزیزم
تقریبا وضعیت مشابهت رو تجربه کردم و کاملا درک میکنم حسی که الان به پدرت داری ! و اینکه ممکنه احساس کنی تو یه زندان محصوری و....
چند تا نکته هست که ماها خیلی باید حواسمون باشه
1- انقدر در مقابل پدرت بحث و جنجال راه ننداز !مقاومت تو در مقابل پدرت باعث دعواهای بیشتر میشه
انعطاف نشون بده اون هم خیالش راحت میشه به مرور زمان و سخت گیری ها کمتر میشه صد در صد !
به این فکر کن که قراره به زودی زیر سقف مشترک با همسرت بری .یکی از جنس پدر و قاعدتا همه ی این اتفاقت میتونه تمرین خوبی برای صبرت و مدیریت وضعیتت داشته باشه
پس انعطافت رو بیشتر کن.سعی کن به خواسته هاشون احترام بذاری.بحث و جنجال رو کم
2-برای همسرت وضعیت رو توضیح بده نه اینکه بگی پدرم اذیت میکنه و.. ها نه !به همسرت بگو مثلا من هم خیلی دلم میخواد تو دوران عقد مدت زمان بیشتری رو با همسرم باشم ولی دوران عقد هم قواعد خاص خودش رو داره و تا زمانی که زیر یه سقف نرفتیم طبیعیه که پدرم و مادرم نگران من و شما و زندگی مون باشن و همه ی این ها هم از نگرانیه .بگید به جای تنش بهتره هر دوتون سعی کنید به خواسته های پدر توجه کنید .مطمئنا بعد از عروسی وضعیت زندگی با وجود رضایت پدر و مادر خیلی بهتره تا زمانی که به خاطر مسائل ساده دلخوری هایی بین شما و خانواده هاتون باشه
3-ببین هر چی تو و همسرت بیشتر مقاومت کنید و بحث نتیجه تو شرایط فعلی عکسه ! بهترین کار در حال حاضر مداراس.تو که نمیخوای همسرت پیش خانوادت احترامش از بین بره یا خانواده پیش همسرت .پس مدارا کن و همسرت رو هم آروم کن و تشویق کن به مدارا فعلا !
باور کن این مقاومت اوضاع رو بدتر میکنه ولی بهتر نمیکنه
این روزها برای همه ی دخترها هست.همه ی دخترها دلشون میخواد ساعت های بیشتری با همسرشون باشن و... نمیشه به اون شکلی که میخوان .
به این فکرکن که بالاخره میرید زیر یه سقف و تو میتونی تا همیشه کنار همسرت راحت باشی ! پس دوره ی نامزدیتونو با این بحث ها با پدرت تلخ نکن
4-عزیزم زندگی مشترک بالا و پایین های زیادی داره .هیچ زندگی ای بدون مشکل و ناراحتی نیست .قطعا یکی از نقاط قوت تو تو زندگی بعدیت خانوادت هستن با سیاست و رفتار درست این خانواده رو همراه و پشتیبان زندگیت کن نه نقطه ی مقابل و عنصری برای بد کردن شرایطت
5-نکته ی آخر هم اینکه هیچ کس واقعا هیچ کس مثله پدر مادر و خانواده دلسور و نگران یه دختر نیستن ! همه ی رفتارهای پدرت از نگرانیه.نگرانی اینکه شان تو حفظ شه.نگرانی اینکه یه وقت برات بد نشه رفتاری و.... سعی کن این رو درک کنی
البته الان فکر میکنم درکش برات خیلی سخته ولی بعد ها به مرور یادش میفتی و راحت تر درک میکنی
اگر پدر و برادر زبان مناسبی برای بیان نگرانی ها و حمایتشون از تو ندارن تو سعی کن زبان مناسبی برای فهموندن درک نگرانی هاشون نشون بدی
با همسرت در کنار هم سعی کنید انعطاف لازم رو نشون بدید.حالا اگر به فرض هر روز هم همدیگرو نیبینید چیزی نمیشه !باور کن نمیشه
اگر سفر نتونید برید هیچ اتفاقی نیمفته ! واقعا نمیفته
فقط هردوتون به دغدغه های خانواده احترام گذاشتید و با سیاست رفتار کردین
امیدوارم زندگی آرومی داشته باشید
در ضمن زندگی مشترک سختی های زیادی داره کنار هم بودنه درک متقابل و گذشت و صبره که باعث موندگاریه زندگی میشه .سعی کن دائما یاد بگیری و قدم های بعدی رو پخته تر برداری









علاقه مندی ها (Bookmarks)