به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 69

Threaded View

  1. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 بهمن 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1395-1-02
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,250
    سطح
    19
    Points: 1,250, Level: 19
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 14 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام
    اگر شما را ناراحت کردم بنده را می بخشید.
    حقیقتا نیتم خیر بود و فقط می خواستم متوجه بشید که قبل از عمل دارید خیلی زیاد افکار منفی به خودتون می دین. افکاری که ممکنه درست نباشه.و قضاوتتون پیش داورانه است.
    واقعا من قصد هیچ گونه جسارتی نداشتم. و اگر چنین برداشتی داشتین از این بابت عذرخواهی می کنم. البته من از تحقیر حرف نزدم. از برچسب زدن حرف زدم که متاسفانه خودم هم کم مبتلا بهش نیستم و ناخوداگاه این کار را می کنم.خیلی از ماها این طوریم.
    شاید متوجه عمق منظور من شما نمی شین که چرا این سطح واکنش را داشتم.چون هم دختر نیستین و هم تجربیات خواستگاریتون خیلی کمه یا اصلا نداشتین.
    باور کنید من خیلی تجربیات زیادی داشتم و اوایل اصلا هیچ گله و شکایتی هم نداشتم.با اینکه اصطکاک های زیادی هم داشتم. دیگه آخرا واقعا به طور جدی کم آورده بودم و گله و شکایتم شروع شده بود!
    وقتی میومدم مثلا خیلی تاپیک ها را می خوندم که پسرها بعد مثلا تجربه سه تا خواستگاری بی سرانجام کم می اوردن واقعا متعجب می شدم.و راستش یه کم حرصم هم در می اومد!
    شما نمی دونید این نگاهی که مثلا یه دختر 28 ساله چرا تا الان ازدواج نکرده و لابد خواستگار نداشته و آخی الان خواستگار نیست به من چند بار شده بود! توی خواستگاریام و مادراشون به خصوص! مثلا دلسوزانه... البته درحالی بود که برعکس اون مساله برای من بود.ولی خب آنها که نمی دونستن.و یه رفتارهای خاصی از خود آقایون خواستگار هم داشتم حتی!
    ولی اصلا عرض من این نیست...
    عرض من اینه خب باشه همه خواستگارام اصلا بد! اصلا همشون نگاهشون به من بد! مثلا نگاهشون اینه چون من 28 سالمه لابد مجبوری دارم به ازدواج باهاشون فکر می کنم!یا چقدر دنبال شوهرم. خب آخرش که چی؟
    آخرش اون ها حذف شدن! دیگه اون گزینه ها نیستن! فقط یه گزینه موند که درست منو تیک زد.همین کافیه.
    من وقتی می بینم یه پسر مثل شما تا این حد قبل از هرگونه اقدامی این طوری خودش را درگیر عمل انجام نشده قرار می ده ناراحت می شم.وقتی هنوز اول راهی این قدر بی اعتماد به نفس عمل می کنه ناراحت می شم و وقتی با مسیر خودم مقایسه می کنم تعجب می کنم. که همچین پسر توانمندی همین اول راهی خسته میشه و خبر نداره آیا حالا حالا ها باید بگرده و بگرده تا همسر آیندشو پیدا کنه؟ حتی اگر قدش بلند هم باشه؟و چرا این قدر با تمام این ویژگی های عالی داره ضعیف اقدام می کنه.
    بعد اگر همسر آیندش را پیدا کرد ولی این طور قضاوت کرد که چرا مثلا سنش بالاست! چرا تا حالا ازدواج نکرده و فلان و نکنه منو به این دلیل می خواد... یا اصلا چرا خواستگار نداره و فلان... قضاوت ناعادلانه ای (مشابه قضاوتی که بعضا شما را راجع به قدتان می کنند) که باور کنید تو خود همین همدردی هم دیدم! و من ابتدا فکر کردم شما هم همچین قضاوتی دارید.که الان می گید ندارین.
    و منو واقعا می بخشید اگر بد منظورتون را متوجه شدم.
    و اگر واقعا خودتان این مساله براتون خیلی مهمه که مطمئن باشید به این دلیل قد جواب منفی نمی گیرید می تونید خواستگاری دخترهای ریز نقش هم بروید و یا تو اولویتتان بگذارید.فکر می کنم این دخترها هم دغدغه ای از جنس دغدغه شما داشته باشند و مطمئنا این مساله عیب نیست.ولی اگر دختری پاسخ منفی داد خواهشا سریعا به قدتان ربط ندهید. اصلا رها کنید و برید به سمت گزینه های دیگر...
    عیدتون هم مبارک باشه و امیدوارم به برکت این روز واقعا خوشبخت بشید
    سلام

    من از حرفاتون ناراحت نشدم . برعکس به خاطر اینکه براتون سوتفاهم شده بود فکر کنم شمارو ناراحت کردم .به هرحال اگر کلامم طوری بود که ازار دهنده بود ببخشید .منظوری نداشتم.

    بله خودم هم ترجیه میدم سراغ دختر ریزنقش برم .ولی هشت ماه پیش قرار بود خواستگاری دختری برم که ریزنقشم هم بود ولی ظاهرا منو دیده بوده و صحبت نکرده رد کرده بود . یه مورد هم دقیقا همین هفته پیش تقریبا مشابه بالا بود . درسته به قول شما نباید کم اورد ولی خب نمیشه همینطوری خواستگاری n نفر برم .این دو تا دخترم واقعا دخترهای خوبی بودن و تمام معیارهای منو داشتن ولی متاسفانه ظاهرا قد براشون مهم بوده ولی از اینکه حتی حاضر نشدن حضوری خواستگاریشون برم دلگیرم و به غرورم لطمه زدن
    عید شما هم مبارک.البته با تاخیر

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام مجدد
    وقتی به همدردی اومدم دو تا تاپیک خیلی به دردم خورد و با کمکشون تونستم بعضی ضعف های احساسی و هیجانیم را بهتر بشناسم و در رفعشون اقدام کنم.اون موقع اگر این کار را نمی کردم مطمئنا خیلی خیلی بیشتر متحمل ناراحتی بیشتری می شدم.

    من چون خودم مبتلا به مشکلات احساسی و زودرنجی بودم و بهم این دو تا تاپیک کمک کرد و در حال حاضر هم دارم با دقت بیشتری مطالعشون می کنم و مشکلاتم را بیشتر می بینم ،دوست داشتم به شما هم این دو تا تاپیک را معرفی کنم. به نظرم خیلی خوبه شما هم این دو تا تاپیک را مطالعه کنید.و همچنین تاپیک هایی که در پستهای بعدتر اون تاپیک ها لینک داده شده اند.
    زود رنج کیست و زود رنجی چیست؟
    زودرنجی چه بلایی بر سر ما می آورد؟!

    موفق باشید
    ممنونم مطالعه کردم البته من بیشتر به کمالگرایی مبتلا هستم.باز هم تشکر

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم دکتر نمایش پست ها
    سلام آقای حمید.

    ببینید دوست عزیز اول از همه یک روانشناس خوب میتونه خیلی راحت مسیر فکریتون رو عوض کنه پس حتما سعی کنید یکی از اون خوباشو پیدا کنید. حیف هستید به خدا .

    شما بیماری یا مشکل غیر قابل درمان ندارید که نشه بهتون کمک کرد، خیلی راحت میشه فکر شما رو تغییر داد. از صحبت هاتون مشخصه. مشکل شما یه فکره !!!

    اما خیلی ممنون از پاسختون به من ، من خدای نکرده قصد توبیخ کردن شما به خاطر تصمیمتون رو نداشتم فقط خواستم بگم رفتار شما در واقع چه معنی ای میده و یک نوع رفتار رایج هست.

    دوست عزیز فرض کنید فردی یک فرد دیگه رو به قتل میرسونه و فرار میکنه و پلیس نمیتونه اون رو بگیره این فرد تا جایی که میتونه از محل قتل دور میشه تا شاید بتونه از دست پلیسها و

    اعدام در امان بمونه و فرض کنید موفق هم میشه خب نقشه به خوبی عملی میشه اما خیلی زود یه مشکل برای اون فرد ایجاد خواهد شد: ترس و اضطراب ناشی از ر ودر رویی با پلیس و

    پیدا شدن مخفیگاهش.

    شما هم دقیقا این نقشه رو دارید فرار و فراموشی هست در واقع شما دارید از اضطراب فرار میکنید اما نکته اینجاست که این نقشه نه تنها به شما کمک نمیکنه بلکه چون چیزی که دارید

    ازش فرار میکنید جسمتون هست و جسمتون همواره با شماست وضعیتتون به مراتب بدتر از اون قاتله . در واقع فرار کردن از چیزی که بهتون چسبیده ترس و اضطراب همیشگی و بیماری

    نصیب شما خواهد کرد (یکی از عوامل صدردرصدی افسردگی)

    قبل از شما هزاران انسان این روش رو انتخاب کردن و مسیر شما رو رفتن و نتیجه ای که من گفتم رو گرفتن. به نظر شما بهتر نیست به جای درگیر کردن خودتون از تجربیات اونها استفاده

    کنید؟

    در واقع شما همیشه یک وزنه ی چند تنی رو با خودتن حمل خواهید کرد. انگار بستینش به سرتون و هر جا که میرید قدرت حرکت و فکر رو از شما میگیره.

    تنها راه شما واقعیت نگریه.واقعیت نه تنها تلخ نیست بلکه شیرین هم هست!!! قبول واقعیت (نه شکست) زندگی رو زیر و رو میکنه و شادی نصیب شما خواهد کرد.

    باید قبول کنید تا آخر عمرتون قدتون بلند نخواهد شد پس ناراحتی برای اون کاملا بی مورده. این مسئله نه تقصیر شما بوده و نه شما میونید براش کاری کنید پس خودتون رو قبول کنید و این

    چند سال جوونی رو هدر ندید.

    کمالگرایی و زندگی در رویا رو بذارید کنار و وارد زندگی واقعی بشید.

    از فرافکنی افکار خودتون روی دیگران مخصوصا دختر ها!!! بپرهیزید. باور کنید اگه خدا میخواست همه مثل شما فکر کنن لازم نبود این همه انسان رو خلق کنه

    و در آخر توصیه ی مهمی که به شما دارم اینه که قبول کنید انسانی معمولی هستید. میدونید آدم های شاخص در دنیا افراد کمی هستن و بقیه افراد معمولی ان. باید خوشحال باشید که

    معمولی هستید چون جممعیت معمولی ها زیادن و خداوند معمولی ها رو بیشتر دوست داشته که از اونها زیاد آفریده. من که افتخار میکنم فردی معمولی هستم.

    فرافکنی افکار رو سرچ کرده و بخونید در تالار هم هست.

    خلاصه ی حرفم اینه که به خاطر کوتاه قد بودن ناراحت نباشید. به همین راحتی!!! اگه راحت بگیرید حل میشه.

    دوست دارم نظرتون رو بدونم و خوشحال میشم فکر کنید و بهم بگید چه چیزی جلوی شما رو میگیره تا خودتون رو همین طور که هستید بپذیرید و راحت زندگی کنید؟

    ممنون.
    سلام

    یک دفعه به روانشناس مراجعه کردم ولی اونم مثل مشاور این سایت مسئله رو جدی نگرفت .حالا باز پیش کسی دیگه هم میرم هر چند که خیلی افکارم سرسختانه هست

    شاید ریشه مشکل من همون کمالگرایی باشه . همیشه سعی میکردم مسایل رو حل کنم ولی الان به مسئله ای رسیدم که راه حل نداره و باید باهاش کنار بیام. ولی خب این کنار امدن متاسفانه عواقب زیادی داره (البته کاریش هم نمیشه کرد باید قبولش کرد) داره . از تمسخر اطرافیان که دیگه عادی شده و دیگه برام مهم نیست تا حتی تحت الشعاع قراردادن ازدواجم .

    متاسفانه جواب منفی که هفته پیش گرفتم اونم به اون صورت حتی اعتماد به نفسمم هم با خاک یکسان کرد. باید از این به بعد نگران اینم باشم که دختر یا خانواده اش منو اصلا راه میدن حضوری برم خواستگاری یا نه . شاید بگید دختری که اصلا حاضر نشه حضوری ببینه مناسب نیست و از این حرف ها ولی این دو تا دختر واقعا خوب بودن اینطورم نبود که قصد ازدواج نداشته باشن چون خواستگارهای دیگه رو راه میدادن. نمیدونم شاید با قد نمیتونستن کنار بیان هرچند که ازشون بلندتر بودم.

    دیگه رو کار و درسم هم نمیتونم تمرکز کنم کاش اصلا بحث نیاز به ازدواج مطرح نبود اون موقع نه بحث افسردگی بود و نه تحقیر شدن به خاطر قد و ...

    پ.ن : من همش عذاب وجدان دارم که وقت شما رو خیلی تو این تاپیک گرفتم

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamid.n تشکرکرده است .

    خانم دکتر (دوشنبه 06 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. احساس میکنم همسرم خیلی درگیری فکری داره وتحت فشار کاریه.میخوام کمکش کنم
    توسط آناهیتا۲۷ در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 آذر 96, 13:08
  2. قد کوتاه اخه چرا خدا
    توسط mahmoud777 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 دی 92, 11:14
  3. کبوتر با کبوتر، باز با باز
    توسط lord.hamed در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 فروردین 92, 16:06
  4. می خوام برگردم خونه پدرم ..ی مدت کوتاه
    توسط نازنین آریایی در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 60
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 آذر 91, 17:02
  5. می خوام برگردم خونه پدرم ..ی مدت کوتاه
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 60
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 آذر 91, 17:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.