یک مشکل اساسی در مورد شما دخالت بیجای خانواده هست . انگار با مفهوم شوهردادن دخترشون آشنا نیستن . نکته دوم سطحی نگری هست . من حقیقتاً مشکل خاصی ندیدم که بخاد حتی اسم طلاق بیاد وسط . . .
فرمودید : «از شما دوستان میخوام کمکم کنید چطور میتونم قانعش کنم به جدایی بخدا خودمم راضی نیستم و بدم میاد از طلاق بس که تو جامعه مون زیاد شده»
خوب اگر قرار باشه بقیه افراد جامعه مثل خانواده شما فکر کنن که آمار طلاق حداقل 2 برابر وضع موجود میشه . خود من در زمینه مسائلی که اشاره کردید از شوهر شما خیلی بدتر بودم و آدم های اطراف من هم خیلی بهتر از من نیستن . ولی ملت دارن زندگی شون رو می کنن و این مسائل که مطرح کردید در فاز مسائل خاله زنکی دسته بندی میشه و چیز بزرگی نیست و ربطی به طلاق نداره . . .
یک تناقض دیگه در همون جمله بالا اینه که فرمودید از طلاق بدتون میاد ولی از ما خواستید شما رو راهنمایی کنیم تا به طلاق برسید !!!
کلاً درک کردن شما برای من خیلی سخته. نمی تونم متوجه نوع اعتقادات و باورهای شما بشم . مگر زندگی خاله بازی هست که با مباحث خاله زنکی برید وکیل بگیرید . گوش مبارک تون هم که کلا دست خانواده هست . فقط میتونم بگم متاسفم که بین دخترهای این دوره زمونه ، اهمیت زندگی مشترک انقدر کم شده
راستی شما مهریه تون چقدره ؟ اون رو هم مطالبه کردید ؟ فکر کنم داستان مهریه هم در کیس شما یه نقش هایی داشته باشه!! هرچند دخالت خانوادتون بسیار منفی و غلط هست ولی برام جالبه بشنوم که دقیقاً منطق شون چیه که اصرار به طلاق گرفتن دخترشون دارن ؟؟ یعنی اون مشکل بحرانی و لاینحل از نظر اونا چی بوده؟؟
فرمودید : «من اگر در خواست طلاق دادم مجبور بودم چون هنوز تو دوران عقدیم و هر کدوممون بعد از این میتونه بره دنبال زندگی خودش و یه زندگی خوبی داشته باشه عروسی کرده بودیم قضیه فرق می کرد»
از جمله ی بالا خیلی متاسف شدم . اشتباهات در تفکر شما موج میزنه . دقیقاً چرا مجبور شدید دادخواست طلاق بدید ؟ درست متوجه نشدم ، یعنی چی که بعدش هرکی میره دنبال زندگی خودش؟؟ مگر دوست پسر گرفتید ؟؟ بله شرایط شما با بعد از عروسی فرق داره ولی همین که عقد کردید هم اتفاق بزرگی هست و شما اهمیت این رو درک نمی کنید . . .
آیا شما قبل از ازدواج ، روابط دوستی هم داشتید ؟؟ به نظرم میرسه که دارید مدل دوست پسر گرفتن رو رفتار می کنید . کلاً یک مقدار از باورهاتون بیشتر بگید . به نظرم یک جای کار لنگ میزنه . . .
نکته دوم در سطحی نگری جایی معلوم میشه که فکر می کنید دیگران خیلی خوشبخت هستن اون هم بخاطر بعضی مسائل ظاهری و رفت و آمدها . الان آمار رسمی طلاق 42 درصد در تهران هست و به نظر من بقیه هم که طلاق شون رو ثبت نکردن خیلی لیلی مجنون نیستن . اون افرادی که شما فکر می کنید خوشبخت هستن ، اگر از داخل زندگی شون مطلع می شدید می فهمیدید که اونجور که از ظواهر برمیاد هم نیستن و چه بسا شوهر شما بهتر باشه . سطحی نگری رو کنار بزارید . خوشبختی نمیاره!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)