2pashimoon و بهار480

خیلی ممنون از نظرتون اتفاقا خوب موقعی خوندم پیامتونو داشت میرفت سرکار بااینکه شب خیلی خوبی رو داشتیم باغرغر گفت اه کاش سرکار نمیرفتم فقط باتو بودم اه اصلا چرا ادما باید برن سرکار اه چقدر نون تازه نباشه بده اه....
منم تاییدش کردم حتی بدتر از خودش گفتم اه اره کاش نمیرفتی کاش همش باهم تفریح میکردیم و اره نون تازه خوبه چیه اینا منم خسته شدم ازینکه همش سرکاری و...
هیچی دیگه ازین رو به اون رو شد گفتم فداتشم کاره دیگه زود برمیگردم بی قراری نکن
آروم باش خودم نون تازه میگیرم ازین به بعد زودتر بیدار میشم خانومم نون تازه دوست داره
اصلا می خوای مرخصی بگیرم امروز
خیلی خندیدم
تازه کلی ام شنگول شد
بعدشم رفت دم در گفتم اه کیفم کوچیکه بزور وسایلام جامیشه منم گفتم اه اه هیچی خندید
بعدش گفت اه چرا همسایه روبرو اشغالاشو میزاره دم در گفتم اونا مثل شوهر من زرنگ نیستن هرشب بزارن تو باکس زباله که خندید و رفت
فکر کنم راه بهتریه تا دادن شعارهای مثبت و انرژی دادن
حالا ادامش میدم ببینیم چی میشه
مرسی بچه ها

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط هلنا60 نمایش پست ها
سلام روز بخیر

عزیزم شما مشکلی نداری خیلی خوب برخورد کردی و قدرت بهش دادی

بیشترسر گرمش کن تا کمتر غر بزنه اگه میشه بیا برامون بگو چه جوری این قدر موفق شدی

گاهی وقتا ما میدونم چه کاری درسته ولی در عمل جا میزنیم ولی شما تونستین

اون مهارتهارو عملی کنی

پستی که قبلا قرار دادم هدفم این بود که مادری کردن درست نیست ولی شرایط شوهرتون میطلبه کمی متفاوت تر از قبل بر خورد کن

لطفا بیا و تجربهاتو در اختیار همه قرار بده

در این لینک قرار بده ممنون میشم

http://www.hamdardi.net/thread-41283.html
ممنون عزیزم
منم سر نامزد قبلیم هزاران هزار اشتباه کردم و کلی کتاب خوندم و مشاوره رفتم اما نتونستم اینکارارو انجام بدم
اما اینبار کلی عوض شدم کلی برنامه ریزی کردم ادم قبلی نباشم خیلی سختی کشیدم خیللللی
دارم مطالعه میکنمش چشم چیزی به ذهنم رسید مینویسم