به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    36
    Array
    مرسی از پاسخگوییتون
    خیلی کم پیش میاد که به تنبیه بدنی برسه ولی بیشتر مواقع سرش داد و بیداد می کنم
    کی متوجه شدم؟ قبلا کمی بهتر بود تنهایی توی اتاق بازی می کرد ولی الان بدون من پاشو توی اتاق ها نمیذاره. یه چند شبی تب ویروسی داشت بعد از اون خیلی خیلی از پشه می ترسید کم کم وابسته تر شد.
    وابستگیش به من بیشتره چون پدرشو خیلی کمتر می بینه. اگر با پدرش باشه بهونه منو کمتر می گیره.
    برای راهکارها: مثلا بهش می گم من نگات می کنم تو فلان کار رو بکن اصلا راضی نمیشه. امروز می خواستم واسه 10 دقیقه برم بیرون از خونه و برگردم بهش گفتم بهت آدامس میدم تو خونه پیش مادربزرگ بمون اولش قبول کرد ولی تا من رفتم کفش بپوشم اون داد و هوار که من میخوام باهات بیام منم مجبور شدم بزنمش و با خودم ببرمش.
    همیشه هم بصورت زبونی بهش میگم که خیلی دوستش دارم بغلش می کنم بوسش می کنم.
    دخترم خیلی ترسوه. ما توی هال نشستیم (خونمون نزدیک خیابونه) صدای موتور یا ماشین که میاد همش میپرسه این صدای چی بود (با ترس). کوچکترین صدایی رو میشنوه. یادمه 5-6 ماهش هم که بود به صدای کم هم واکنش نشون میداد از دکتر هم پرسیدم می گفت علت خاصی نداره. حتما باهوشه.
    بعضی موقع حتی اگر جلوی چشمش هم باشم میگه بیا پیشم یا میخوام روی پات بخوابم . یا میگه منو بغل کن. من اگر بچه خواهرم رو باهاش حرف زدم یا بغلش کردم میخواد عین اون کارها رو واسه اون هم تکرار کنم.
    مثلا شوهر خواهرم بچه اش رو فشار میداد . گازش می گرفت و باهاش بازی میکرد دختر من مدام چشمش به اونها بود انگار براش تازگی داشت. خود من اینکارها را براش انجام میدم ولی پدرش نه.
    براش عجیب بود رابطه اون پدر و پسر.
    همه کارهاش از قبیل بستن چسب کفش- پوشیدن لباسها- اوردن وسایلش از این اتاق به اون اتاق دسشویی بردن (قلا خودش کارشو می کرد منو صدا میزد ولی الان باید کنارش بمونم) و ...
    حادثه ناگهانی نبوده فقط همون چند شبی که تب داشت باعث ترس بیشترش شد. یا یه بار ازم خواست در حیاط رو باز کنم تا کوچه رو نگاه کنه خودم توی حیاط بودم با حالت ترس زیادی اومد تو و داد که ماشین ماشین.
    در حضور افراد غریبه کمتر احساس خجالت می کنه چون کاری بهش ندارن ولی واسه افراد آشنا اولش کمی خودشو قایم می کنه بعدش بهتر میشه برای بعضی ها هم نمیشه.
    فروشنده مغازه سر کوچمون باهاش حرف میزد و نگاش می کرد دخترم هروقت میریم اون مغازه که همون فروشنده باشه میگه من تو نمیام بیرون میمونه.

  2. 2 کاربر از پست مفید دلسا تشکرکرده اند .

    Hadi99g (پنجشنبه 27 اسفند 94), Rainbow-Dance (چهارشنبه 26 اسفند 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. کاربرد سیاستهای زنانه در زندگی
    توسط maryam123 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 اردیبهشت 95, 14:55
  3. چیکار کنم خواستگارم آسیب نبینه؟
    توسط خانوم شین در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 تیر 93, 10:49
  4. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 14:10
  5. تدابیر و سیاستهای مردانه در همسرداری
    توسط maryam123 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 تیر 91, 22:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.