سلام دوست عزیزم . ممنون که وقت گذاشتید . خودم تا دیروز فکر نمیکردم که پسرم از ماجرایی خبر داشته باشه و سعی میکردم که از همه چی دور نگه اش دارم. با این حال چون بچه خیلی باهوشی هست فکر میکردم حتما تو خونه که بوده به مکالمات مادرش و تغییر رفتارش با من پی برده و کنجکاو شده . تا بالاخره بعد از دو هفته قلب کوچکش طاقت نیاورد و گفت بابا من میدونستم که مامان با یکی چت میکنه و حرف میزنه . دنیا رو سرم خراب شد . وقتی سوال کردم که چی متوجه شده گفت همین . همین که با کسی حرف میزنه. سوال کردم چرا به من نگفتی . یه بار گفت ترسیدم به مامان بگی . دوباره گفت فکر کردم خودت میدونی
در رابطه با شستشوی مغزی همین هفته دچارش شدم. هفته قبل با جون و دل اومد پیشم. این هفته به زور اومد و میگفت با خودت میام. ولی تو ماشین میمونم و خونه مادر نمیام. یعنی خونه مادر من
- - - Updated - - -
سلام دوست عزیزم . ممنون که وقت گذاشتید . خودم تا دیروز فکر نمیکردم که پسرم از ماجرایی خبر داشته باشه و سعی میکردم که از همه چی دور نگه اش دارم. با این حال چون بچه خیلی باهوشی هست فکر میکردم حتما تو خونه که بوده به مکالمات مادرش و تغییر رفتارش با من پی برده و کنجکاو شده . تا بالاخره بعد از دو هفته قلب کوچکش طاقت نیاورد و گفت بابا من میدونستم که مامان با یکی چت میکنه و حرف میزنه . دنیا رو سرم خراب شد . وقتی سوال کردم که چی متوجه شده گفت همین . همین که با کسی حرف میزنه. سوال کردم چرا به من نگفتی . یه بار گفت ترسیدم به مامان بگی . دوباره گفت فکر کردم خودت میدونی
در رابطه با شستشوی مغزی همین هفته دچارش شدم. هفته قبل با جون و دل اومد پیشم. این هفته به زور اومد و میگفت با خودت میام. ولی تو ماشین میمونم و خونه مادر نمیام. یعنی خونه مادر من









علاقه مندی ها (Bookmarks)