نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardiuser نمایش پست ها
سلام

چون این موضوع برام مهم نبود از خاطرم رفته و زیاد دقیق یادم نیس که سقوط بود یا چیز دیگه

ولی چیزی که الان به ذهنم اومد اینه که فکر میکنم شبیه به این بود که :

شما چهره اون آقا رو تو ذهنت در نظر بگیر و فکر کن که هر لحظه داره ازت دور میشه و درنتیجه مدام در حال کوچیک شدنه تا نهایت به یه نقطه تبدیل میشه.

فکر کنم این بود.

میتونی از این لینک سخنرانی ازدواج موفق آقای فرهنگ رو دانلود کنی و گوش کنی.که به این موضوع هم اشاره کردند.




موفق باشید.
سلام ممنون. من که هرچی کوچیکش میکنم توی ذهنم باز برمیگرده.البته کلا ادم کوچیکی بود.اما چشمای عسلی و بعضی کاراش از یادم نمیره
چرا بعضی روزا بدتره اوضاع؟ دلیلش این نیست که دارم به زور خودمو راضی میکنم؟ دیگه اردیبشهت سال ینده یکسال میشه پس چرا این ادم نابود نمیشه بره بمیره؟ خسته شدم از دستش .تازه امروز به یادش گریم گرفت اصلنم اینطور نیست که بشینم بهش فکر بکنم خودش ساکنه.