حیاط خلوت گرامی عالی بود واقعا ایول به شوهر شما قدرشو بدون
دست شما درد نکنه بانو دل مردم رو شاد کردی خدا ایشالله دلت رو شاد کنه و غم نبینی توی زندگیت
یاد نوزادی مهدیه سادات افتادم چقدر خندیدیم از دست این دختر وقتی زور میزد
ولی بصورت کلی شاید سوء تفاهمی هم پیش امده باشه ولی با توجه به شخصیتی که شما زا ایشون تعریف کردید تصور نمیکنم به اشتباه شما را مقصر بدانند و اینکه اینقدر فهم اجتماعی دارند یک خانوم هیچوقت چنین عملی ازش سر نمیزنه.
یاد دیشب افتاد یک مشتری دارم چندین ماهه بدهکاره دیشب سوار تاکسی شدم و اونم بود همچین خودش رو زد به اون راه و شروع کرد به زدن حرفهای چرت و پرت و دلقک بازی که چی مثلا من نگم بهش چرا بدهیت رو نمیاری!! شما اونوقت بخاطر این مسئله پیش و پا افتاده داری خودت را اذیت میکنی.
دفعه بعدی هم دیدیش خودت را بزن به کوچه علی چپ انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
پ.ن:وای وای وای وای دلم چقدی خندیدم.











علاقه مندی ها (Bookmarks)