سلام دوست عزیز
شاید مشکل همینه.همین خانم معلم بودن شما.
شاید همسرتون از همین خسته شده. از اینکه همه چیز باید طبق اصول خاصی پیش بره.از اینکه شما همیشه به قول خودتون نقش آدمهای عاقل و بالغ رو بازی می کنید.
اونم میشه آدمی که همیشه مشکل از طرف اونه .شاید همین کلافش کرده .
به نظرم همیشه لازم نیست شما شخصیت کاملی از خودتون نشون بدین.شخصیتی که همه چیز رو میدونه. چه اشکالی داره بعضی وقتها هم خودتون باشین و اجازه
بدین اون شما رو با همه ضعف ها،ترس ها و کم آوردن ها تون ببینه. ضعف شما رو ببینه و ازش بخواین بهتون کمک کنه.
هر چند هیچ چیزی پرخاش گری اون رو توجیه نمیکنه ولی ببینین آیا این پرخاش گری ذاتیه یا نتیجه سردرگمی و کلافگی و عدم اعتماد به نفس اون در برابر همسریه
که همیشه کار درست و منطقی رو انجام میده.








علاقه مندی ها (Bookmarks)