به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آرنیکا نمایش پست ها


    سلام دوستان

    سلام

    .........

    دلم خیلی گرفته خیلی خیلی خیلی ....

    خوبه - آدم وقتی دلش میگیره یه جورایی سبک میشه - شاید بهانه ای باشه بیشتر با خدا درد و دل کنیم .

    ....................

    خسته شدم از خودم واز شوهرم

    یه خورده استراحت کنید - چند تا کارتون و مجله خنده دار ببینید درست میشه - بعضی موقع ها اتفاقات زندگی آدم را خسته میکنه

    اگر مرد این جور بشه - خانم خونه باید منبعی از انرژی باشه

    اگر خانم خونه اینجوریه - باید مرد کمک کنه

    ولی اگر هر دو خسته بشنند - زندگی سخت میشه !!

    ...........................


    همیشه تو ارزوهام شوهرم یه مرد پر از احساسات بود که همه جا همراهم بود با هم میرفتیم رستوران
    تو کارای خونه بهم کمک می کرد . برام زبون میریخت. خوش سفر بود برام هدیه های غیر منتظره میخرید
    اما شوهرم دقیقا برعکس چیزایی هست که گفتم اصلا نمیدونم چه جوریه خوبه یا بده؟
    سیاهه یا سفیده؟

    شما خودتون برای ایشون این جوری بودید !!

    واقعیتش این زن ها هستند که مرد ها را می سازند و یا به عبارتی تبدیل به مرد واقعی می کنند

    شما خب یه خورده خسته هستید ، و به نکات منفی دارید بیشتر توجه می کنید !


    ..............


    گیر کردم
    یه ادم سنتیه که همیشه تو ذوق ادم میزنه
    امروز نهار سوپ درست کردم چون زودتر اومد هنوز غذا جا نیفتاده بود و ابکی بود
    هنوز نخورده میگه این چیه درست کردی
    منم گفتم زود اومدی غذا جا نیفتاده
    دیدم ناراحت شد
    بعد شروع کرد به یه عالمه نمک زدن
    گفتم چه خبره؟ این قدر نزن
    گفت خیلی غذات مزه داره؟
    منم عصبانی شدم گفتم بشقابتو بده بریزم تو قابلمه برات تخم مرغ درست کنم
    اونم گفت اگه می خاستم تخم مرغ بخورم زن نمی گرفتم
    واقعا این چه حرفیه منو گرفته براش غذا درست کنم؟
    حالا یه روز این جوری شده نمی شد بگه اشکالی نداره همینم خوبه؟
    چرا مردا این جورین؟

    ببنید ، بعضی موقع ها برای یه مرد یه اتفاقی می افتاده ( محیط کار - رانندگی و .....) + فشارهای زندگی و ...... یه خورده کم میاره !!

    یه زن در مقام همسر باید از سیستم دفاعی و جذبی استفاده کنه - نه سیستم حمله ای !!

    اگر آب را می خوای تو دستت نگه داری نباید مشت کنی !!

    از طرفی اگر دستت هم صاف کنی ، باز آب را از دست میدی !!

    باید دستت را یه خورده غنچه کنی ( انگشتانت را به سمت بالا خم کنی ) - آب همیشه در اختیار توست !

    وقتی این جوری حرف میزنه و داره بهانه میگره - یعنی باید بفهمی یه اتفاقی افتاده !!!!!

    اگر سعه صدر داشته باشی - همسرت کیف میکنه !!!

    .............................




    چرا ما زنا این قدر بدبختیم

    شما خانم ها فرشته هستید - قدر خودتون را بدونید

    ......................


    اون چون دو روزه میره خونه مامانم رنگ کاری دیگه طلب کار من شده
    ولی من ازش تشکر کردم
    می دونم خستس ولی دلیل نمیشه به همه چیز گیر بده



    باید با رفتارت تربیتش کنی !!

    زن و شوهر باید همدیگر را تربیت کنند !!! ( در این زمینه می تونید مطالعه بفرمایید و یا از مشاوران بپرسید !! )

    .......................



    وقتی یه کار خوب بکنم هیچ چیزی نمیگه مثلا دیروز یه برنج چند رنگ درست کرده بودم که واقعا قشنگ بود هیچی نگفت و به زور ازش پرسیدم چه طور بود؟
    گفت خوب بود ولی این که باید خورده بشه این کارا و تزئینات دیگه چیه؟وقتایی که همه چی خوبه هیچی نمیگه ولی اگه یه خورده باب میلش نباشه زود بروز میده
    کلا ادم عجیبیه


    مردها خب یه خورده این جوری هستند - ببینید الان من تو صندلی داغ از یه بنده خدایی دارم سئوال می پرسم - اون بنده میگه باغبون جون سئوالات خیلی خنکه !

    .

    و .................... ( تکراری )








    اینا را انتخاب کن برا همسر و زندگیت - اون هم یاد میگیره :



    ...


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : شنبه 12 دی 94 در ساعت 17:21

  2. 4 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (شنبه 12 دی 94), خبرخوش (شنبه 12 دی 94), سها** (یکشنبه 13 دی 94), ستاره زیبا (شنبه 12 دی 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.