zzzz عزیز
چرا تصور میکنی اینکه ایشون شما را نمی خواهد برای شما بد هست .... چرا فکر نمی کنی این یعنی اینکه خدا داره شما را از یک مخاطره حفظ میکنه ...چرا اینرا لطف نمی بینی .... من مطمئنم روزی چشمت باز میشه و میگی خدا را شکر که او مرا نخواست و من در دام زندگی با او نیافتادم .... اما اینکه خودت هم پا به پای ایشون دست به تحقیر خودت میزنی و برای خودت ارزش قائل نیستی جای تعجب دارد ....
اینکه شما ارزشمندی خودت را از دریچه تحویل گرفته شدن یا نشدن به وسیله او می بینی ..... عجیب نیست !!!
شما که خدای بزرگواری داری که نهایتاً ارزشمندی واقعی را او تعیین می کند و معیار هم داده که گرامی ترینها نزد او کیست و اینکه هرچه جز خداست هالک است و وجه باقی فقط اوست ... اونوقت از این معیار غافل میشی، از خدا که مطمئناً دوستت داره غافل میشی و می چسبی به یک بنده ضعیف و پر خطا و تحقیر گر ..... یعنی حد تو این نیست که محبوب خدا باشی و محبوبت خدا باشه ؟؟ .... آنوقت هرکس او بخواهد و او راضی باشد به زندگیت وارد می شود .....
خودش گفته ان اکرمکم عندالله اتقیکم ... بهترین شما نزد خدا با تقوی ترین است .... آنوقت شما کسی که خودش را از خدا با خطا و گناه دور می سازد را می طلبی و از خدا دوری می جویی ؟؟!!!!!
شاعر میگه :
خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
یا مثل هست که :
چو 100 آید 90 هم پیش ماست .... تو 100 را که خود خداست داشته باش آنوقت آنکه با تو خواهد بود کسی است که با خداست و بی خدا از تو گریزان می شود و حتی گاه دشمنت .... اما برای تو مهم نیست چون :
هزار دشمنم ار می کند قصد هلاک
گرم تو دوستی ندارم از دشمنان باک
این را لطف خدا بدان که او از تو خوشش نمیاد چون از تو خوشش اومدن همانا و بدبختی تو همان .... پس خدا اینرا برایت نمی خواهد که نمیگذارد به سوی تو بیاید .....
اینکه طالب چنین شخصیتی با اون همه مشکلات و نوع برخوردش هستی نشونه خلائی در شماست ، این وضعیت باید به تو کمک کند خودت را پیدا کنی و بفهمی مشکل در درون تو کجاست که اینچنین است و در پی حل اون باش









علاقه مندی ها (Bookmarks)