به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 391 تا 400 , از مجموع 564

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array
    یه خاطره از بایگانی بیرون کشیدم؛

    تولد من و خانومم 3 روز با هم اختلاف داره و خلاصه امسال که اولین سالی بود که ما باهم بودیم، اول تولد خانوممه که قبلاً داستانشو تعریف کردم. حالا برسیم سر تولد من که 3 روز بعدش بود.

    دو روز قبل از تولد من، خانومی با دوستش قرار داشت و من بردم رسوندمش و غروب هم رفتم دنبالش.

    فردا ظهر که از سر کار رسیدیم خونه دوستم زنگ زد و گفت اگه کاری چیزی ندارید بعد از ظهر بیاین خونه ما، منم اوکی دادم و خلاصه بعد ناهار خوابیدم، بیدار که شدم دیدم دوستم اس داده که خیلی خیلی شرمنده، خانومم کلاس داره من حواسم نبود بمونه واسه یه روز دیگه. منم زنگ زدم و گفتم باشه مشکلی نیست.

    خانومی من گفت بریم بیرون منم گفتم باشه، رفتیم بین راه گفت کجا بریم منم گفتم هر جا که تو میگی گفت پس بریم یه جایی که تا حالا نرفتیم خلاصه گفت من راهنمایی می کنم و تو فقط برو خلاصه از شهر خارج شدیم یه 15 کیلو متری هم رفتیم تا این که به یه کافی شاپ بیرون شهری رسیدیم، گفت بریم اینجا. گفتم باشه. خلاصه رفتیم نشتیم و محیطش با حال بود (آروم و دنج از این کافی شاپایی که دختر پسرا میان جلف بازی در میارن و ... نبود محیطش سنگین رنگین بود). امد از ما پرسید چی میل دارید و رفت دیگه نیومد خانومی بعد چند دقه رفت ببینه پس چی شد که یه دفعه دیدم با کیک تولد و کادو و .... برگشت خلاصه خیلی سورپرایز شدم اصلاً انتظار این چیزا رو نداشتم،

    کاشف به عمل امد که اون دوستش مدیر همین کافی شاپه و دور روز قبلش رفته بود برای من هدیه بخره و از اون ور کیک و از یه جایی سفارش داده بود و با کلی پل ارتباطی که زده بود، که روز تولد این کیک رو از داخل شهر بررسونده اونجا و از اون ور هدیه ها رو هم داده بود دوستش آورده بود.
    در مجموع خیلی زحمت کشیده بود و البته یه قسمت برنامه که قرار بود آهنگ هایی که خانومم داده بود توی کافی شاپ پلی کنن که متاسفانه فلششو سیستم اونجا نخوند و آهنگ ها پخش نشد (و اون دوستمون یادتونه که اس داده بود شرمنده خانومم کلاس داره؛)
    خانومم بهشون اس داده بود که ما چنین برنامه ای داریم و شما یه جور کنسل کنید امدن ما رو، و اونا هم اون اس رو داده بودن.
    خلاصه برای این مراسم کلی برنامه ریزی انجام شده بود.

    حتی برای انتخاب کافی شاپش کلی زحمت کشیده بود و تحقیق کرده بود چون می دونست که من از این جاها که جلف بازی در میارن اصلاً خوشم نمیاد.
    اینم یه ایده دیگه برای سورپرایز


    دل آرام گیرد به یاد خدا

  2. 10 کاربر از پست مفید به دنبال خوشبختی تشکرکرده اند .

    m.reza91 (چهارشنبه 11 آذر 94), nilo95 (سه شنبه 10 آذر 94), reihane_b (جمعه 13 آذر 94), فدایی یار (دوشنبه 30 آذر 94), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 22 آذر 94), کلانتر جو (پنجشنبه 26 بهمن 96), گندم.م (سه شنبه 10 آذر 94), yasna1990 (دوشنبه 30 آذر 94), بارن (یکشنبه 02 اسفند 94), شمیم الزهرا (سه شنبه 10 آذر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.