به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 564

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااام خوبین ؟

    چندشب هوا قشنگ و اروم رفتیم پیاده روی کنیم تا شب گشتیم و گشتیم
    یهو بارون تندی شروع شد خیلی قشنگ بود ولی سرمای شدیدی داشت منم میلرزیدم ازبس خیس شده بودم
    نامزدم کاپشنشو دراورد که من بپوشم ولی من قبول نمیکردم بهر حال انقدر اصرار کرد تا پوشیدم گرم گرم بود هرچند ظاهرم واقعا خنده دار شده بود

    تقریبا ساعت یک شب بود تاکسی هم پیدا نمیشد همینطور زیر بارون داشتیم میومدیم طرف خونه ولی خیلی مونده موند
    تا اینکه یکی نگه داشت و سوار شدیم هی از اینه نگامون میکرد و لبخن میزد منم تو سرمای شدید با اینکه کاپشنشو پوشیده بودم بازم سردم بود محکم رفتته بودم تو بغلش :)))))


    خلاصه یه اهی کشید و گفت چقدر همو دوست دارید حسودیم شد نامزدم گفت خب شما هم میتونی دوست داشته باشی کلی افسوس خورد انگار بغضش ترکیده بود گفت من و همسرم خیلی سرد شده بودیم شما رو دیدم حال و هوام عوض شد سرذوق اومدم که منم .... ماهم خندیدیم

    رسیدیم خونه و فرداش پاشدیم دیدم طفلی سرما خورده
    به تجربه دریافتم مردها خیلی مهربون ترن و مقاوم تر از خانومان نمی دونم چرا اسمشون اینجوری در رفته !!!

    .......................................

    با توجه به اینکه از قدیم گفتن " بیازار موری که ......" منم سعی میکنم عمل کنم بهش
    یکی از تفریحات سالم من اینه که زنگ میزنم همسرم

    گوشی رو برمیداره با صدای مردونه جدی میگه سلام عزیزم بفرمایید کاری داشتی ؟

    میگم چرا جدی حرف میزنی
    میگه پیش همکارامم بهت زنگ میزنم
    منم کلی حرفای خنده دار میزنم یسری حرفا که رمزه بینمون و خندمون میگیره وقتی اینا رو میگم حساس میشه و پیش همکاراش یا یه جای جدی خندش میگیره تازه
    یه قانونی هم داریم که حق نداره گوشی رو به روم قطع کنه

    خلاصه کلی میخندونمش خودمم اینور غش میکنم بعد دیگه دلم میسوزه و خدافظی میکنم

    تازگی ها کلافه شده ازین کارم و اون هم همین کارو میکنه یجوری شده که تو موقعیت های جدی واهمه داریم تلفن همو جواب بدیم :)

    شاد باشین

  2. 10 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 05 آذر 94), m.reza91 (پنجشنبه 05 آذر 94), paiize (پنجشنبه 05 آذر 94), فدایی یار (دوشنبه 30 آذر 94), کلانتر جو (چهارشنبه 25 بهمن 96), گندم.م (پنجشنبه 05 آذر 94), یاس پاییزی (پنجشنبه 05 آذر 94), بارن (یکشنبه 02 اسفند 94), شمیم الزهرا (جمعه 06 آذر 94), صبا_2009 (پنجشنبه 05 آذر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.