به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 691

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    امشب دلم هوای کودکی کرده.
    عمر چقدر زود می گذره؛
    این شعر رو پیدا کردم ولی متاسفانه نمیدونم شاعرش کیه ولی متنش خیلی حال و هوای خوبی به من داد :
    پا به پای کودکی هایم بیا // کفش هایت را به پا کن تا به تا


    قاه قاه خنده ات را ساز کن //باز هم با خنده ات اعجاز کن


    پا بکوب و لج کن و راضی نشو //با کسی جز عشق همبازی نشو


    بچه های کوچه را هم کن خبر //عاقلی را یک شب از یادت ببر


    خاله بازی کن به رسم کودکی // با همان چادر نماز پولکی


    طعم چای و قوری گلدارمان //لحظه های ناب بی تکرارمان


    مادری از جنس باران داشتیم //در کنارش خواب آسان داشتیم


    یا پدر اسطوره دنیای ما // قهرمان باور زیبای ما


    قصه های هر شب مادربزرگ// ماجرای بزبز قندی و گرگ


    غصه هرگز فرصت جولان نداشت //خنده های کودکی پایان نداشت


    هر کسی رنگ خودش بی شیله بود // ثروت هر بچه قدری تیله بود


    ای شریک نان و گردو و پنیر ! // همکلاسی ! باز دستم را بگیر


    مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست // آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟


    حال ما را از کسی پرسیده ای ؟// مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟


    حسرت پرواز داری در قفس؟ //می کشی مشکل در این دنیا نفس؟


    سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ // رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟


    رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟ //آسمان باورت مهتابی است ؟


    هرکجایی شعر باران را بخوان // ساده باش و باز هم کودک بمان


    باز باران با ترانه ، گریه کن ! //کودکی تو ، کودکانه گریه کن!


    ای رفیق روز های گرم و سرد //سادگی هایم به سویم باز گرد!

    این شعر رو همزمان با گوش دادن به آهنگ کودکی اثر مسیح مریمی بخونید، حتما گریتون می گیره؛قول میدم. اینم شعر آهنگه:

    کبوترم که بنگرم بامت را
    رها شوم چو بشنوم نامت را
    تو بی نشان نشان من به هر جا گفتی
    تو خود مرا سروده ای غزل ها گفتی
    ز بی کران به تشنگان تویی دریا تر
    ز خود اگر رها شوم تویی پیدا تر
    مرا ببر به کودکی به مولیان رودکی
    ببرم به آن شهری که بود چو آیینه
    نباشد آنجا اثری از رنج و کینه
    ای در شبانه ها ماه و پروینم
    چشم کبود تو درد و تسکینم
    افسانه خوان به گوشم ای شیرینم
    شاید بخوابم و خوابت را بینم
    مرا ببر به کودکی به مولیان رودکی
    ببرم به آن شهری که بود چو آیینه
    نباشد آنجا اثری ز رنج و کینه
    غم سازم همه رازم به تو گفتم
    تو بهاری ز تو گفتم که شکفتم
    بیا ببین که چون چشمت بیمارم
    ستاره خفت و من هر شب بیدارم
    یادت خدا یا رب یادت خدا یا رب
    ...

    حس خوبی داره کودکی.
    امیدوارم حسی که امشب داشتم رو حس کنید. خیلی قشنگه.

    شاد باشید.
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود



    ویرایش توسط m.reza91 : سه شنبه 26 آبان 94 در ساعت 00:31

  2. 7 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    reihane_b (سه شنبه 26 آبان 94), گیسو کمند (چهارشنبه 27 آبان 94), گندم.م (سه شنبه 26 آبان 94), میشل (جمعه 20 آذر 94), مسافر زمان (سه شنبه 26 آبان 94), باغبان (سه شنبه 26 آبان 94), عشق آفرین (جمعه 29 آبان 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.