اول بگم من منظورم پسر بالای سی سال بود تو محدوده سی تا سی و پنج سال
حدود سی رو میتونم قبول کنم .البته این حرف رو توی یک بحث مفصل اویال زمانیکه اینجا مهمان مطلب میخوندم دیدم که خیلیا میگفتن پسرای بالای سی وچند سال باید مریض باشن اگه رابطه نداشته باشن
خب بله مدیر محترم من جزیی بیان میکنم و از دو مورد یکی دوماه اخیر صحبت میکنم


اقای ali ممنونم حرفاتون خوب و قابل فکر بود البته من چندتا سوال دارم که توجزییات میگم

zzz من خودم تا حدی حرف شما رو قبول دارم مثلا من خودم چندباری به این نتیجه رسیدم که اقایون بخصوص متاهل هاش تا یک دختر رو میبینن که بالای بیست و پنج سال مجرده میخوان سواستفاده کنن انکار طرف اون کارست که ازدواج نکرده. یا پسرای جوون که تا یه دختر با ظاهر مناسب یا یکم جذاب ببینن خیلی وقتا طور بدی رفتار میکنن و یا بی دلیل دوری میکنن انگار میخوای بگیریشون! ولی خب باز هم نمیشه کلی گفت.

درمورد مبحث دوستی و خیانت یه چیزی رو بگم خدمت شما و اقای samanft .اول اینکه ادم باید درست انتخاب کنه تا به همچین مشکلی نخوره دوم اقای سامان البته من خیلی با بقیه دخترا فرق دارم و نمیتونم نظر کلی بدم ولی خب الان که دختر پونزده ساله هم پیدا کنید گوشیش پر از چته.دختر صد در صد بی ارتباط نمیشه پیدا کرد. باید ذات و شخصیت اون ادم درست باشه که نه فقط به ظاهره و نه به یک کلمه مثل کافه.حالا من خودم با کافه مورد دارم و میگم! و شاید یه دختری قبلا دوستی داشته و فهمیده اشتباه بوده کار خلاف شرع هم نکرده و فقط دوست عاطفی بوده و الان دیگه هم گذشته و هم کاملا پشیمونه نمیشه این دختر رو بزارید توی دستهدخترایی که بدن یا خیانت میکنن.خیلی از این دخترا شاید منتظر یه زندگی اروم با یک ادم درست و وفادار هستن.والبته حالت دیگش هم وجود داره که به ادمش بستگی داره کسی که سالی ده تا دوست داشته خب باید خیلی احتیاط کرد واسش


حالا جزییات مورد خودم. دومورد توی چندماه.
یکیش برام خیلی عجیب بود و کافه هم داشت! توی مراسم مختلط رسمی یعتی با حجاب و همه چیز رسمی با دوستان بودیم از گروه سنی بالاتر از ماهم اونجا بود هر ازگاهی که وقفه ای میشد به خنده و صحبت های متفرقه با دوستان و حتی اقایون داشتیم.البته من خیلی حرف نمیزدم. یه اقایی بود اونجا که چندباری صحبت کرد و ماهم باهاش صحبت میکردیم گاهی هم شوخی کوچیک مربوط و خنده دسته جمعی . اون اقا بچه نبود به گفته یکی از دوستان هم که میشناختش تحصیلکرده و با شعور بود و بعضیای دیگه هم میشناختنش.سنش هم واقعا نمیدونم ولی شاید حدود سی و پنج. اخر مراسم موقع خداحافظی از من خواست همراهیش کنم!! و حتی به نحوی که همه فهمیدن ابراز علاقه تقریبا مستقیمی کرد که من واقعا شوک زده بودم(نه اینکه تاحالا کسی از من خوشش نیومده باشه یا بهم گیر نداده بود ولی نه به این صورت و نه به صورت علنی جلوی دوستان و حتی غیر دوستان) من در واقع احساس بدی داشتم و احساس میکردم به شخصیتم توهین شده و من رو شخصیت کافی شاپ برو یی تشخیص داده. وقتی بهم نگاه کرد که همراه با توجه و درخواست بود. با احترام صورتمو برگردونرم و مکان رو ترک کردم. البته یه چیزی اضافه کنم چون چندباری نگاهمون بهم گره خورد و من از ایشون بدم نمیومد در ظاهر و شاید ایشون هم توجه این موضوع شد.ولی نه اینکه انتظار ابراز علاقه به این سرعت و به این شکل روداشته باشم جلو ی دوستام

من توی کمتر از یکماه دیگه اون مکان نرفتم چون خواهرم همیشه اونجاست ولی شاید بازهم برم یا مجبور بشم برم والبته ایشون نمیدونه خوارم اونجاست.ولی واقعا موندم این اقا منظورش چی بود. چون یکی از دوستام میگفت من میشناسمش توی فلان داشنگاه دیده بودمش و شاید متاهل باشه ولی مطمئن نبود. من خودم از اینتوجهات زیاد اقایون متاهل دیده بودم اما نه به صورت ابراز و بیانش در جمع بیشتر غیر علنی بود.اونهایی هم که علنی تر بودن مجرد بودن.البته من هیچوقت تفاوت مجرد و متاهل رو نتونستم بفمم و همه هم که حلقه دستشون نمیکنن

مورد دوم یک خواستگار بود که 33 سالش بود و من فقط میخواستم اینجا بپرسم چطوری میتونم بفهمم ایشون رابطه ناسالم داشته یا نه.الان طولانی شد جزییاتش فردا مینویسم که با این هم اشتباه نشن