شما از ابتدا اخر راه رو میرید ...
اصلا ایشونو دیدین ؟تا ندیدین که نمیتونین به مذهبو اینا فکر کنین ... بعدش با خوانوادتون در میون میذارید که شرایط اینجوریه اگه پدرتون راضی نبودید بگید نیاد خواستگاری
تشکرشده 1,090 در 430 پست
شما از ابتدا اخر راه رو میرید ...
اصلا ایشونو دیدین ؟تا ندیدین که نمیتونین به مذهبو اینا فکر کنین ... بعدش با خوانوادتون در میون میذارید که شرایط اینجوریه اگه پدرتون راضی نبودید بگید نیاد خواستگاری
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
اثر راشومون (دوشنبه 11 آبان 94)
تشکرشده 51 در 23 پست
انیسای عزیز ممنون از زحمتی ک کشیدین وجواب دادین .
خب مشکل من دقیقا همینجاست : من با خودم درگیرم چون معیار مذهب واینکه طرف چاچوب مذهبی داشته باشه واسم مهمه (هرچند نسبت به قبل برام کمرنگتر شده)وفکر میکنم اگه نداشته باشه دچار مشکل میشم در اینده اما مطمن نیستم وباید ایشون رو از نزدیک ببینم وخیلی بیشتر پیش برم تا بدونم برام قابل قبول هست یا نه _ چون از رفتارا وحرفاش متوجه شدم ک اونقدرها هم ادعا میکنه با دین بیگانه نیست - ونمیخام بدون اظمینان از این موضوع کلا قضیه رو منتفی کنم .
ولی ایشون دقیقا برعکس این قضیه میگه ببین من همینم ک گفتم، راجب من مسله دین رو حذف کن( ودرجواب اعتراض من ک میکم مشکل ساز خاهد بود میگه ک تو اگر سخت گیری نکنی بمن ، مشکلی ایجاد نمیشه ) .حالا اگه با این وجود وبا دونستن این قضیه مشکلی نداری ماجرارو ادامه بدیم( و البته میدونه مشکل من همون درگیری با خودمه میگه لطفا این فکر اشتباهو بذار کنار واجازه بده ادامه راهو بریم) .
درواقع دیدار ایشون ینی قبول مسله بالا از ظرف من وایشون میگه بعد از این میتونی ب هر دلیلی بجز قضیه مذهب _که الان برات روشن کردم_بهم جواب منفی بدی ولی اگر بیایم واین پروسه خاستگاریو تا اخر بریم بعد بگی بخاظر مذهبی نبودنت جواب منفی میدم برام سنگین تموم میشه و ضربه بدی میخورم وفک میکنم بازی داده شدم .
حتی چند باری هم ک پیشنهاد داده همو ببینیم وراجب چندوچون ماجرا صحبت کنیم قبول نکردم چون هنوز با خودم درگیرم ونمیدونم تکلیفم با خودم چیه .
اصل دودلی من هم همینم هست گفتم :نه میتونم براحتی بهش فک نکنم وازش بگذرم ونه میتونم تصمیم قاظعی در این باره بگیرم.
جالب اینه ک اونم همچین فکری تو سرشه نمیخاد براحتی بگذره ولی هیچکدوم از مواضعمون کوتاه نمیایم .
متاسفانه بخاطر جو خاص خانواده من ،خیلی راحت نمیتونم این موضوعو مطرح کنم مثل خانم نگار
1984اول از فیلتر خودم رد شه تا ببینم اصلا ارزش مطرح کردن تو خانواده رو داره یا نه .
ایا درسته ازش بخام ی فرصت چن هفته ای _بدون ایجاد تعهدی از طرف من برای ازدواج_ بهم بدیم برای شناخت؟یا اشتباهه وباعث وارد شدن بیشتر احساسات میشه وممکنه خودش باعث اشتباه بشه ؟
این اخرین پست امروزمه ک میتونم بذارم.
پیشاپیش از کمکاتون ممنونم
ویرایش توسط solyyy : دوشنبه 11 آبان 94 در ساعت 20:55
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)