آقای جوادیان تلاشتون برای حل کردن این مشکل، زیباست. تلاش خالصانه بی نتیجه نمی مونه و قطعا خدا به بهترین شکل ازتون تشکر می کنه. و راه درست رو بهتون نشون میده.
مطلبی که به ذهن من می رسه اینه که خواسته هاتون رو صادقانه و روشن با همسرتون در میان بگذارید. مثلا: عزیزم من خیلی دوست دارم تو شیک پوش باشی و خوب لباس بپوشی. اما الان متاسفانه دستم تنگه، لطفا فعلا با حقوق خودت خرید کن تا بعدش انشالله شرایط من خوب بشه و جبران کنم.
یا عزیزم لطفا باشگاه رو جدی بگیر، من خیلی دوست دارم اندامت رو (مثلا لاغرتر یا چاق تر) ببینم، فکر می کنم اونجوری خیــــــــلی جذاب تر می شی.
قبلا گفته بودید که خانومتون ساده ست و به این مسائل توجهی نداره، بنابراین لازمه شفاف و در عین حال با جملات "مثبت" باهاش صحبت کنید. طوریکه اشتیاق پیدا کنه کارهایی که دوست دارید رو انجام بده. البته مطمئنا اون دوست داره کارهایی رو انجام بده که شما رو خوشحال می کنه، اما ممکنه بعضی وقتا نتونه تشخیص بده که اون کارها چیا هستن.
تغییر شغل هم نکته ی مهمیه. شما الان از نظر قدبلند بودن همسرتون ارضا نشدید. اما معلوم نیست اگه ایشون قد بلند بود، ذهن شما روی چه چیز دیگری گیر می کرد. پس خودتون رو از فضایی که مستعد برای این افکار هست، بیرون بکشید. البته این یک اقدام حاشیه ای هست و تا ذهنتون رو از افکار مسموم پاک نکنید، به هرحال خانوم ها همه جا هستند که ذهنتون رو مشغول کنند. اما مطمئنا تغییر شغل خیلی موثره و آرامش حاصل از حل این مشکل، ارزشش رو داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)