یازده سال همه راه ها و روش ها رو امتحان کردم... من همینی هستم که هستم.
بعد سی سال زندگی انقدر میفهمم که الان کجایه زندگیم هستم. فکر میکنم سال های آینده وضعم بازم بدتر میشه. شاید چند سال دیگه با وجود زن و بچه خودکشی کنم. شاید کارم درست باشه اگه آینده هم بخواد مثل گذشته باشه. شاید دارم واقعا خودمو از آینده تیره و تارم نجات میدم. مگه شما از آینده من بهتر از خودم خبر دارید؟!
همین الانشم مادر پدرم از دستم خسته شدن. آرزو میکنن ای کاش همچین بچه ای نداشتن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)