سلام خانم دکتر... به شما و شوهرتون به خاطر تحصیلات در مقطع دکتری تبریک میگم... من هم دانشجوی سال دوم دکتری و شوهرم هم سال سوم هستن... یه شباهت هایی زندگی من و شما داره که شاید بد نباشه بدونید..
شوهر من هم بیکاره.. از صبح تا شب میره دانشگاه و من هم مشغول کارهای علمی خودم... ما درامدی نداریم و در حال حاضر تو خوابگاه متاهلین زندگی میکنیم ولی خدا شاهده تا الان نشده حتی یکبار به خاطر مسائل مالی و اقتصادی از هم ناراحت بشیم...
من فکر میکنم تو این شرایط نقش زن خیلی خیلی مهمه... نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی باور کنید تا الان جتی یکبار هم نشده که بگم چرا اینطور شد؟ یا چرا کم داریم؟ چرا بیشتر نداریم و از این جرفهاااا... نهایت میگم دلم میخواد یه مسافرت خوب بریم... و حالا شوهرم همیشه به خاطر اینکه نتونسته زندگی رو که مد نظرش بوده فراهم کنه تحت فشار هست و بارها شده که دیدم چقدررر ناراحته از اینکه نتونسته مثل بعضی از دوستاش زندگی بهتری داشته باشه و به خود من هم گفته که شانش نیاوزدی با شوهر پولدار ازدواج کنی...
میدونی چرا؟ چون من در همه شرایط ازش حمایت کردم.... اگر گفته الان نریم مسافرت گفتم باشه هر چی تو بگی... اگر یه زمانی گفته چرا فلان خریدو کردی نیومدم جبهه بگیرم که چرا این حرفو میزنی و ... گفتم اره راست میگی همین فردا میرم پسش میدم...
ضمن اینکه تلاش کردم انتظاراتمو به حداقل برسونم ولی کاری کردم که به طور غیر مستقیم خودش متوجه بشه که من دارم به خاطر اون توقعاتم رو کم میکنم... همین که مسقیم در برابر خواسته اش میگم چشممم یعنی اینکه من دلم میخواست فلان لباس رو میخریدم ولی اینجا به خاطر حرف شماست که دارم قبول میکنم.. ( اینجاست که مرد میفهمه بلللله خانم دلش میخواد بخره ولی به خاطر حرف من نخرید..)
من فکر میکنم تو این چند سال شما نتونستی درست و حساب شده جلو بری... یه کوچولو اگر تدبیر و فکر بیشتری تو حرفهات بود کارت به اینجا نمیکشید عزیزم
معلومه اگر من به شوهرم بگم چرا ما خونه نداریم.. چرا مسافرت نمیریم؟ در جواب میگه: تو توقعاتت بالاست تو منو درک نمیکنی و از این حرفها..
وگرنه ته دلشون خودشون مطمئن باش میدونن دارن چیکار میکنن...
با وجودی که شوهرم درامدی نداره با این حال باورتون نمیشه هر وقت میخواد برام چیزی بخره بهترین و گرون ترینشو دوست داره برام انتخاب کنه... همین سری که رفته بودم دانشگاه مقداری پول به من داده بود تا برای خودم چیزی دوست داشتم بخرم ولی من با همه پولی که همراهم بود براش یه شلوار خریدم و وفتی اونو بهش دادم همش میگفت اخه چرا برای من خریدی این پول برای خودت بود..
عزیزم هیچ چیز به نطر من مهم تر از احترام م حفظ حرمت بین زن وشوهر نیست... اگر زمانی شما این جق را به خودت دادی که از شوهرت مستقیما انتقادی بکنی یا اینکه حرفی از روی خودخواهی بزنی اونجاست که نخستین جرقه های نابودی زندگی مشترک را میشه به وضوح دید..
حالا پیشنهاد من به شما:
قبل از هر چیز لطفا به این سوالات به دقت پاسخ بدین تا بهتر بشه راهنمایی کرد:
1- ویژگی های مثیتی که در همسرتون وجود داره و شما اونها رو دوست دارید.؟؟
2- اون صفات و اخلاق های منفی که هسرتون به شما نسبت میده؟؟
3- اگر شوهرتون همین امروز شغل پر درامدی پیدا کنه ایا حاضرین باهاش ادامه بدین؟؟
4- ایا دوستش دارید؟؟
5- اگر همین فردا بهتوون بگه از دانشگاه ازاد انصراف میده تا زندگی بهتری داشته باشید حاضرین باهاش ادامه بدین؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)