سلام دوستای گلم
خیلی ممنون که نظرای خوبتون رو با من هم درمیون گذاشتید.
Esm عزیز: ممنونم ازت وباهات موافقم . خودم هم معمولا سعی میکنم که باتلقین مثبت ،مطالعه و ارتباط با افراد مثبت این مساله رو برای خودم کمرنگ کنم.ولی خب گاهی پیش میاد که دیگه از لحاظ روحی بهم میریزم.
آی تک عزیز: ممنون از هم حسی که داشتی واینکه وقت گذاشتی و نظردادی. ایشالله که هیچکس توی زندگیش Game Over نشه،مخصوصا آی تک .
آقا حامد: ممنونم از حسن نظر شماو همچنین دعای زیباتون . راستش جای اینکه دعای خاصی بخونم ترجیح میدم با خدای خودم صحبت کنم چون همیشه توی سکوتش جوابم رو میگیرم حتی اگه خواستم اجابت نشه.
مصباح الهدی عزیز:حتما سوالاتت رو بپرس خیلی هم خوبه واستقبال میکنم ازش.
صبا ی عزیز: خیلی حرفای زیبایی زدی..ازت ممنونم. از حرفات متوجه شدم که شاید من به درستی برای خودم هدفی که دوسش داشته باشم ندارم.
مثلا من الان دانشجو هستم وبیشتر تمرکزم روی درسه و تمام تخم مرغ هامو توی سبد ازدواج نذاشتم.سبدای من ایناس: تحصیلات عالی+ازدواج خوب و فرزندو...+کارمناسب و درآمد خوب+ رشد و تعالی ام(به دیگران خدمت رسوندن و شاد بودن و توانایی مدیریت برخودم وپیدا کردن هدف زندگی وبهبود ارتباط با خودم وخدا،درک عشق و...).
اما خب 4تا سبد دارم نه یکی.
1-بعدشم اینکه فعلا تحصیلات داره بهم انرژی میده که خودت میدونی سختی های خاص خودش رو داره وگاهی خیلی فشار میاد به آدم ، چون رشتم سخته.
2-سبد دوم که ازدواجه دارم خودمو براش میسازم و اماده میکنم چه جورم.هرچی کتاب و مقاله ومجله بود خوندم .از 40 روش گرفته تا هرچی رو از برم اما خب (خواستگار متناسب با خود داشتن) ربطی به اینا نداره .من تاحالا خواستگاری نداشتم که در مرحله ی اول متناسب با من وخانوادم باشه .گرچه الان حاضر به مذاکره هستم دیگه و قراره سخت نگیرم .الان هم که ارشد قبول شدم کلا همون خواستگارای معمولی هم فیلتر شدن که خب چه بهتر اما احساس خواستنی نبودن بهم دست داد! فکر کن یه سال بگذره تو سخت مشغول درس باشی بعد یهو ببینی 1خواستگار فقط داشتی که اونم تلفنی رد کردی! یهو به خودم اومدم دیدم نه اصلا اون چیزا که تو رویا بود فقط به درد همونجا میخوره .
3-سبد سوم که شغله درحال حاضر هیچ کاری نمیتونم براش کنم چون دارم درس میخونم هیچ درآمدی هم ندارم،آدم خیلی فعالی هم نیستم دراین زمینه که خلاقانه پول دربیارم وکارهای فراتر از رشتم انجام بدم.
4-سبد چهارم تعالی خودمه-همینه که منو انقدر امیدوار و شاد نگه داشته و به آینده امیدوار میکنه.اصلا این نقطه قوت زندگی منه که چندسالی هست درکش کردم و به این نتیجه رسیدم که باید بزارمش توی اولویت بالا.
----------ولی از همه ی اینا گذشته میفهمم که من هم روزی ازدواج میکنم،میدونم من هم روزی شاغل میشم و حتی الان هم از زندگیم راضیم و احساس خوشبختی میکنم ...شما دخترای دیگه هم اینجوری هستید؟؟
اما یک بار به حلقه ی توی دست دوستم غبطه خوردم،یه بار به صدای زنگ تلفن دوستم که از طرف نامزدش بود، یه بارم به زنداییم که هم سنمه ، وقتی پسرنازنینش توی بغلش خواب بود و سوار ماشین دایی عزیزم شد...یه بار دیگه هم به دوستم وقتی رفتم خونش و دیدم واسه خودش خانومی شده واووووه . یه بارم به .... .این یه بارا رو اصلا دوست ندارم وقتی از بچگی فکر میکردم از خیلیاشون(همشون) سرترم . این یه بارا با غرور من هماهنگ نیست حتی با اینکه اینجا بنویسمش.
بچه هاااا من هنوزم احساس خوشبختی میکنم .برآیند زندگیم مثبته .وبه اینده امیدوارم .براتون آرزوی شادی و خوشحالی دارم
از همتون خیلی ممنونم![]()








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)