به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 مهر 94 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1394-7-03
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    152
    سطح
    3
    Points: 152, Level: 3
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 37.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممون از خورشيد،ستاره و ديگر اجرام اسماني(شوخي كردم بدل نگيريد)
    والا از خدا ك پ نيست از شما هم چ پ من دوستش داشتم باور كنيد ٤ سال فقط نازشو كشيدم فقط بهش گفتم خانومم مهربونم حق با تويه اما اگه اينجوري رفتار كني بهتره.همونحا كلي از اين ك باهاش اينطوري رفتار ميكردم از من تشكر ميكرد اما يه هفته بعد همين اش و همين كاسه و بعد دوباره تكرار همين داستان.من اومدم اينجا ك ببينم از نگاه مردم كجاي كار من اشتباه بوده؟
    شما جاب من باشيد چكار ميكنيد؟وقتي ميگفتم ديگه خسته شدم از بس اينقدر باهات مماشات كردم قيل وقالي را مينداخت ك من از ترس ابرو جلو همسايه ها ميزدم بيرون،بعدشم ميگفت ببخشيد من از كوره در رفتم ولي قبول كن ك فلاني هم مقصره و اين داستان ٤ سال ادامه داشت يه بار با يكي از دايي ام تو خونه پدرم با خانومس مهمون بودن و ما هم اونجا بوديم وداييم بعد اين ك چايش رو خورد به خانم من ك تو اشپزخونه بود گفت ميشه يه چاي ديگه برام بياري؟ و خانم من در جوابش گفت به خانمت بگو اين كارو بكنه ،طوري حرف زد ك همه فهميدن خانم من اعصاب نداره،من اومدم خونه كلي نصيحتش كردم ك رفتارش اشتباست اما قبول نكرد و منم بروي خودم نيوردم بعد ها توي يه ديداري كه من و مادرم و اونم با مادرش بود و مادرش اصرار كرد كه نكات منفي دخترشو بگم تا بره باهاش صحبت كنه من همين موضوع رو گفتم و مادرش هم كاملا خبر داشت و جلوي مادر من گفت دايي شما بيخود كرده كه به دختر من بگه چاي بريز در جايي ك زن خودش اونجا نشسته ،من و مادرم چشامون ٤تا شد وقتي ديديم اينقدر مادرش بي فرهنگه و مادرم ماراحت شد و گفت برادر من خيلي از دختر شما بزرگتره حداقل بايد احترامشو تو خونه من. كه بنوعي خونه خودشم هست نگه ميداشت و با اين كار سعي كرد ب مادره بفهمونه كه رفتار خودتم اشتباست،باور كنيددوستان مادر خانم من از بچش بي فرهنگ تر و بي شعورتره با اين م مادر من ديپلم و مادر اون كارشناس.خانه از پاي بست ويرانست
    دلم برا خانمم ميسوزه وقتي ميبينم اينقدر باهوش بوده ولي معلم خوبي نداشته

  2. کاربر روبرو از پست مفید watowato تشکرکرده است .

    user0 (سه شنبه 14 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.