سلام ارم عزیز
من دقیقا می فهمم چی میگی.با حرفای اسم عزیز هم موافقم.متاهل ها از حال مجردا خبر ندارن همون طور که سواره از پیاده خبر نداره.
من خودم چند بار به بعضی کاربرا که میگفتن خواستگار کم دارن گفتم که توصیه های این تالار مثل تو اجتماع بودن و... رو بخونن تا بیشتر به چشم بیان. در حالیکه خود من دختری هستم که از اول بدون اینکه حتی هدفم ازدواج باشه اینارو انجام میدادم مثلا دختر اجتماعی و سرزبون داری هستم،پایه همه مهمونیا و عروسیا هستم،از نظر تحصیلات و خونواده و شغل و ظاهر هم چیزی کم ندارم،به گفته اطرافیانم آدم خوش اخلاقی هستم ولی تا حالا مجرد موندم .خواستگار زیاد دارم ولی چه فایده که کمیت دارن و کیفیت ندارن.ای نیمه گمشده من دیگه چی میخوای؟لقمه حاضر و آماده
والا ما هر چی دختر تو فامیل دیدیم بعد از اردواج تازه بعد از بیست و اندی سال شروع کرده به درس خوندن اونم تو دانشگاه آزاد که شوهر بیچاره پدرش دراومده شهریه اونو بده و خیلی مثالهای این چنینی.ولی امثال من همچنان اندر خم یک کوچه ایم
یادمه تو یکی از تاپیکها گفتم که ازدواج یه مقداری هم به شانس بستگی داره که یکی از دوستان نظر من رو انتقاد کردن ولی با چیزایی که اطرافم دیدم واقعا به این نتیجه رسیدم که ازدواج به میزان زیادی به شانس بستگی داره.تو نزدیکان خودم می بینی دختره هیچی نداره ها (نه تحصیلات نه ظاهر نه اخلاق درست و حسابی) ولی شوهرش همه چی تمومه و خانمشو مثل بت پرستش میکنه
اون وقت اینم از شانس منه.میتونم بگم تقریبا هشتاد درصد خواستگارهای من کیس های بسیار عجیب و غریبی بودن که یکی دوتاشون رو هم تو تاپیکهام توضیح دادم. یکی دیگه از کیس های عجیبم همین هفته پیش بود که مادره و پسره تو خیابون حین دور زدن با ماشین بودن که پسره منو به مادرش نشون داده، مادره اومده جلوی منو تو خیابون گرفته میگه الا و بلا باید آدرس خونتون رو بدی بیایم خواستگاری این یعنی چی؟یعنی فقط ظاهر واسشون ملاک بوده.جالب تر اینکه پسره همسرشو طلاق داده و یه بچه هم داره
یا دو هفته قبل یکی زنگ زده خونمون بعد از حال و احوال اولین سوالش از مادرم اینه: چون پسر من دنبال دختر کارمند میگرده شما دخترتون استخدامیه یا قراردادیه؟چند سال سابقه کار داره؟ من همیشه فکر میکردم این سوالارو باید در مورد پسر پرسید نه در مورد دخترجالب اینکه پسره هیچی نداشت و وضع مالیش کلا صفر بود و میخواست مثلا با پول یه دختر کارمند به آرزوهاش برسه
تازگیا به این نتیجه رسیدم که معمولی بودن بزرگترین نعمته.حداقل میتونی مطمئن باشی که تو رو فقط به خاطر خودت میخوان.ولی وقتی ظاهر یا موقعیت شغلیت بشه ملاک انتخاب شدنت دچار یاس و افسردگی میشی.
البته این رو هم بگم که من خودم شخصا با این جمله مخالفم: که ما باید یه نفرو فقط به خاطر خودش بخواهیم، چون تقریبا غیر منطقیه و ظاهر زیبا،تحصیلات خوب،موقعیت شغلی خوب،موقعیت اجتماعی خوب و... جزئی از همون آدمه و همین هاست که مارو به کسی جذب میکنه همونطور که اخلاق هم جزئی از همون آدمه.ولی به شرطی که در کنار اینکه به ظاهر فرد توجه میکنیم یا به خاطر شغلش جذبش میشیم به معیارهای اخلاقی و رفتاری تو وجود اون آدم هم توجه کنیم.
ارم عزیز نظر به درد بخوری واست نداشتم فقط خواستم بگم تو تنها نیستی و منم یکی مثل خودتم.ازدواج یه نیازه که با هیچ چیز دیگه ای جایگزین نمیشه.من صبح تا شب هم خودمو با کار و باشگاه و...مشغول کنم بازم این نیازه تو وجود من هست.مثل این می مونه که به یکی بگی درسته تشنته ولی بخواب تا تشنگیت برطرف شه.منظورم از ازدواج هم صرفا نیازهای غریزی نیست.بلکه در کنارش نیازهای عاطفی هم اهمیت داره.همین که بدونی یه نفر هست که براش مهمی،دوسش داری و دوستت داره و...
یه جوک هم بگم حال و هوامون عوض شه:
این چند وقت مونده به محرم همه جوری تند تند دارن ازدواج میکنن که آدم هول میشه فکر میکنه اگه تا آخر مهر ازدواج نکنه Game Over شده.
خدایا هیچ کدوممون رو گیم اور نکن
موفق باشی و گیم اور نشی![]()








.ای نیمه گمشده من دیگه چی میخوای؟لقمه حاضر و آماده




پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)