الهه جان من نمیگم ایشون پسر بدی هستن، و عنوان کردم قصد مخالفت و قضاوت شخصیت ایشون رو ندارم. آیا میان صحبت های من اشاره ای به بد بودن ایشون هست؟ من میگم این روش، روش صحیحی نیست.
خلاصه ی کلام من این بوده:
1. هیچ عکس العملی حتی راهنمایی نداشته باشید. بگذارید به عهده خودشون و از ارتباط تو این مقطع پرهیز کنید .
2. بنای زندگیتون رو از همین ابتدا بر صداقت بذارید. چون آرامش در صداقته.
3. با توجه به نحوه ی آشناییتون و عدم اطلاعات کافی از خانواده ، فرهنگ، معیارها (چون اطلاعات شما هنوز در قالب عمل شکل نگرفته ) محتاط تر رفتار کنید به خصوص در مورد احساستون. حتی کسی که سنتی هم ازدواج میکنه قبل تعامل کامل بایستی منطقی و به دور از هیجانات و خواهش های قلبیش رفتار کنه.
هر کدوم اینها رو مخالفید بنده به دیده منت میپذیرم از شما و ازتون عذر خواهی میکنم.
همچنین فرمودید در مورد صداقت ما که انگار تا بحال دروغ نگفتیم، حق با شماست، متاسفانه من تا به حال خیلی دروغ گفتم و سابقه جالبی ندارم. اما حالا همه سعیمو میکنم این اتفاق نیوفته و آرامش و تاثیر مثبتش رو در زندگیم میبینم. و چون بیشتر بهم اعتماد میشه، کسی هم به خاطر انتخاب هام بازخواست نمیکنه و از نظر خانواده با تمام تضاد فرهنگی موجود مقبولم و باورم دارن . در حالی که قبل این اعتماد هرگز اینچنین نبود. به هر حال دلم نیومد یادآوری نکنم . جسارتی بود ببخشید.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)