
نوشته اصلی توسط
elahenaz
ایشون اتفاقا صادق هستن ولی بعضی وقتا برای رسیدن به یه اهدافی باید دروغ یا همون دروغ مصلحتی گفت وقتی که مادری سختگیر باشه چطور میشه واقعیت را گفت ؟این اقا پسر به خاطر احترامی که هر بچه ای به پدر و مادرش داره ایشون هم به مادرش داره
...
قصد به انحراف کشوندن تاپیک یا آنالیز رفتار ایشون رو ندارم. به خاطر خودتون میگم:
قطعا هرکس دروغ میگه هدفی دنبال میکنه. این توجیه مناسبی نیست که دروغ به دنبال هدف مصلحتی هست. چون اینگونه تمام دروغ ها مصلحتی هستند. بلکه بهتره برای این مورد لفظ منفعت رو به کار برد. دروغ منفعتی، چون اصولا هیچ مصلحتی در دروغ گفتن نمیتونه وجود داشته باشه. چگونه در یک اشتباه دنبال صلاح و مصلحت باشیم. دروغ مصلحتی هم توجیهی برای فرار از وجدانه.
اما فرمودید احترام! احترام واقعی اینه که چه رو در رو چه در خلوت حرمت شخص واسمون ارزشمند باشه. من اگر بخوام حرمت پدر مادر نگه دارم اول که اصلا به چیزی که میدونم ناراحتشون میکنه، حتی در پنهان نزدیک نمیشم و این حرمت رو نزد وجدان خودم حفظ میکنم. احترام باید در قلب آدم نهادینه باشه. ثانیا از یک عمل منفی عمل مثبت پدید نمیاد، نباید انتظار داشت از دروغ احترام پدید بیاد. حالا اگر ناخواسته هم بوده احترام اینه که یا حقیقت رو گفت یا با عذر خواهی از پاسخ دادن به سوال اجتناب کرد.
مورد دیگه اینکه این صداقته که بایستی برای ما حد و حدود تعریف کنه، نه اینکه ما برای صداقت حد و حدود تعیین کنیم. مثالش رو گفتم حضور گرامیتون . اگر شهامت توضیح انجام کاری رو نداریم انجامش ندیم. من وقتی از سر تنبلی درس نخوندم هرگز به خودم اجازه نمیدم به استاد بگم خالم از شهرستان اومده بود، سرما خورده بودم، بلد نشدم... قشنگ میگم عذر میخوام تنبلی کردم به خودم میگم میخواستی بخونی! چرا؟
چون هیچ چیز تو این دنیا ارزش نداره نفس و زبان خودم رو به دروغ آلوده کنم.
نمیگم شخص صادقی هستم. اما نبایستی هم مانند نوجوانیم رفتار کنم.
گفتم با صداقت آغاز کنید که استحکام یک خانه به استحکام پایه هاشه. چیزی که صحیحه پنهان کردنش بی معناست.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
ویرایش توسط عشق آفرین : سه شنبه 07 مهر 94 در ساعت 01:33
علاقه مندی ها (Bookmarks)