سلام خانوم محترم.
چند تا مطلب حضورتون عرض کنم
اینجا دوستان با یکدیگر هم دلی می کنن که خدای نکرده شخصی راه رو اشتباه نره. و اگر تجربه ای در اون زمینه داره، بی منت در اختیار بقیه قرار بده. دوستانی که نظر میدن یا از راه مطالعه به این نظرها رسیدن، یا تجربه عینی خودشون و یا اطرافیان اشون بوده. نتیجه اینکه حداقل زمان رو صرف تامل و تعقل در باره صحبت هاشون کردن، کار عبث محسوب نمیشه.
حال اگر چرا دوستان نظری در باره سوال صریح شما نمیدن، و به جنبه های دیگر قضیه توجه دارن، به خاطر اینه که دارن از بالا به قضیه ای نگاه می کنند که یکی از همدرد هاشون، چه بسا به خاطر وابستگی، نتونه اطراف اش رو خوب آنالیز کنه. و شما رو با واقعیت های دیگه ای آشنا میکنن.
وگرنه هر انسانی می دونه سوال چگونه مادر رو راضی کردن، جواب اش چی هست. و نمیاد در جواب بگه شما چگونگ کسب شناخت از اینترنت پیدا کردی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
حال قبل از اینکه نظرم رو بدم، یه تجربه بهتون بگم، من اخیرا با مشکلی تو زندگی ام مواجه شدم، که تا قبل از این فکر نمی کردم، تو دام اش بیافتم ( منظورم وابستگی عاطفی به جنس مخالف هست) . خلاصه از جایی که تصمیم گرفتم از عقل ام به جای احساس ام بهره بگیرم، به این سایت رجوع کردم و با باقی دوستان در میان گذاشتم.
نظرات اول برام قبول اش خیلی سخت بود، چون داشت غرور ام شکسته می شد. باید غرور ام رو زیر پا میزاشتم و شکست رو قبول میکردم، ولی من باز حرف خودم رو میزدم. نم نم وابستگی اجازه قبول حرف های منطقی دوستان رو نمیداد.
در انتها به خودم مکث دادن و سپس فکر کردم، این همه آدم یک صدا یه چیز دارن می گویند، ( تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها) شاید واقعا باید بیشتر فکر کنم. همین طور هم شد، از وقتی غرور و احساس رو به طور کامل کنار گذاشتم، تاز شدم عین دوستان، خودم هم به اون شخصیت وابسته داستان نظر میدادم. همه حرفاشون از سر تدبیر و اندیشه بود که من هیچ کدام اشون رو برنمی تابیدم.
امیدوارم منظور من رو از شرح داستان و تطابق آن با حال روز خود متوجه شده باشید.
نظر خودم در مورد شما:
1-همین الان چندتا تاپیک داغ هست که دختر داره از دخالت های بی رویه مادر شوهر گلایه میکنه و اذعان داره شوهر هیچ کاری نمیکنه. به نظرتون داستان شما، چنین آینده ای در انتظاراش نیست؟
2- من اگر دختر بودم و طرف حاضر باشه، به خاطر نداشتن شهامت به مادر خودش دروغ بگه ، قطعا دور این آدم رو خط می کشیدم. شخصی که میتونه به مادر اش دروغ بگه، چه طور انتظار میره به زن اش دروغ نگه!!!!!1 البته دروغ گفتن به مادر برای رسیدن به دختر، فقط برای دختران 18-19 ساله خوشایند هست که می گویند " عجب پسری حاضر شده به خاطر من به مادر اش دروغ بگه، حتما برای من در آینده از هیچی کم نمی زاره" ولی شما ......
3- اگر این آقا واقعا شرایط شما رو دارن، تو خلوت خودتون، معیار هاتون رو بنویسید، و با اون ها تطابق بدین، اگر ذره ای نگرانی به دل اتون افتاد، حق دارین که عقب بکشین!
از اینکه مشکل اتون رو با بچه هابی همدردی در میان گذاشتین، بسیار سپاسگذارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)