کوتاه مینویسم،
بنظر میرسه مادرتون از آرایش (در اینجا به مفهوم خودنمایی) خوشش نمیاد یعنی از این دید بهش نگاه میکنه احتمالا و یا فکر میکنه نوع آرایشت بهت نمیاد یا زیاد به چشم میاد یا از نظر اون زننده اس (با اینکه از نظر تو اشکالی نداره)
حالا درست نیست که بگیم کدوم تفکر ایراد داره در یک خط !
من نظر خودمو میگم اول اینکه درباره حرفاش وقتی میگه سریع جبهه گیری نکنی چون وقتی میبینه نه تنها حرفشو گوش نمیکنی ،جوابشم میدی با تندی ..
هم دلش میشکنه (مادره دیگه درهرسن و سالی توجه خاص اون سن رو نسبت به بچش نشون میده )
هم اینکه دفعه های بعد هم ممکنه حرفاشو تکرار کنه به امید اینکه این بار کمی توجه کنی به حرفاش ...
درمقابل خواسته و توجهش پاسخ مناسب میخواد (کمی خودت رو جاشون بذار)...آیا بهش میدی ؟! بجاش چکار میکنی که براش ناخوشاینده اونم درمقابل عکس العملش ناخوشایند تو میشه ؟!
من خودم هیچوقت آرایش نکردم (دلایل خودم رو دارم) ...آراسته بودن رو ترجیح میدم ... در اینجا کاری به چرایی و چگونگی آرایش ندارم . راهی که فکر میکنم مناسب باشه اینه که کمی انعطاف در مورد غلظت ، زمان و نحوه آرایش بدی ...
و حتما با مادرت نظرتو درمیون بذاری(وقتی نگی از کجا بدونه ؟وبعضی گفته های قبلیتو باور نکرده احتمالا) مثلا برای وقتی که میخوای از ضدآفتاب استفاده کنی بگو منکه بیرون میرم اگه به پوست صورتم رسیدگی نکنم نورآفتاب باعث میشه پوستم لک بیفته و...
یعنی رسیدگی و جنبه سلامتی رو کم کم بجای مفهومی که در ذهنش هست، جا بندازی براش...
موارد دیگه هم به همین نحو...
در آخرهم همدردی که هستی حتما مقالاتی در مورد اعتماد بنفس هم بخون گلم خیلی خوب و مفیده و از شدت این مسئله تا حد زیادی کم میکنه ...
برات آرزوی موفقیت و آرامش میکنم
-









علاقه مندی ها (Bookmarks)