چندتا دلیل میتونه داشته باشه و نمیشه قاطعانه گفت کدومشون، ولی همه این دلیلها موجهن و باید به نظر طرف مقابل احترام گذاشت و اصرار بیشتر که ممکنه باعث آزار یا محزوریتشون در دادن جواب صریح بشه رو کنار بگذارید، البته نشنیدن اینطور دلایل که برای رد کردن خواستگاریتون دارن شاید به نفع خودتون هم باشه و اعتماد بنفستون رو حفظ کنه:
شاید بعد از کمی سبک و سنگین کردن ماجرا ظاهرتون رو نتونستن به دلشون بقبولونن، این اشتباهه که فکر کنیم برای همه مردم پسند ظاهر و تصمیم در موردش در همون نگاههای اول معلوم میشه بلکه (مخصوصا در خواستگاریهای بدون سابقه دوستی مثل مورد شما و همچنین خواستگاریهای سنتی) قبول کردن ظاهر کسی که قراره در مورد ازدواج باهاش فکر کنن، از لحظه دریافت پیشنهاد ازدواج، شاید تا چند روز طول بکشه و در این مدت بعضی تصورات و رویاها و ... در مورد لحظات زندگی آینده، برای شخص پیش بیان که در تصمیم گیریشون موثر هست.
شاید نوع شغلتون براشون مساله هست و علیرغم حقوق خوب، اطمینان لازم به آینده شغلیتون ندارن، مثلا مدنظرشون فقط مشاغل رسمی دولتی باشه و نه شرکتهای خصوصی
شاید همین اختلاف سنی معکوس رو علیرغم پذیرشش از طرف شما، نمیتونن قبول کنن و اون حس تکیه گاه بودن که هر خانمی باید نسبت به همسرش داشته باشه رو از شما دریافت کنن.
شاید اینکه وضعیت زندگی مادرتون رو در آینده، از حالا به طور کامل و دقیق مشخص نکردین و تصمیم گیریش رو به بعدها احاله کردین براشون ایجاد نگرانی کرده که شاید در آینده بخواهید مادرتون رو هم به خانواده خودتون بیارید (که این نگرانی احتمالی، از نظر من هم به عنوان یه ناظر از بیرون موجه هست) یا وقت و انرژی یا هزینه زیادی بابت نگهداریشون متحمل بشید.
و قس علیهذا دلایل زیادی میتونه داشته باشه که همونطور که عرض کردم همگی دلایل قابل قبولی هستن و مساله اصلیی که شاید بد نباشه شما یا هر آقای دیگه ای که مشکل مشابه داره، در موردش تاپیک در این تالار بزنه یا به مشاور مراجعه کنه اینه که چطور باید رد شدن خواستگاری از طرف یه خانم رو چه دلیلش رو صریحا بیان کنن و چه بیان نکنن، درک و قبول کنیم و بدون خوردن ضربه های روحی و روانی پرونده موضوع رو ببندیم و سراغ کیسهای بعدی ازدواج بریم.
تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.
"بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"
علاقه مندی ها (Bookmarks)