به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 90
  1. #71
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    خانوم سادات شما هنوز خيلي جووني چرا اين فكرارو ميكني هنوز اصلا واسه بچه دار خيلي وقت داريد خانوما تا سي و پنج سالگي برا بچه دار شدن مشكلي ندارن اصلنم تو سن ٢٢ دير نشده

    با اين فكرا خودتو ناراحت نكن

    بعدشم تو جووني و بهترين موقعيت هاي ازدواج واست جور ميشه چرا نااميدي

    دوست من بعد از چند سال از طلاقش ي اقاي خيلي خيلي خوب و مهربون اومد خاسگاريشو الان ازدواج كرده و در شرف بارداريه

    توكلت ب خدا باشه و اينجور فكرارو از خودت دور كن خدا قهرش مياد و ب اين فكر كن ك يكي از بهترين مادراي دنيا ميشي و سعي كن ب كائنات انرژي مثبت بدي نه منفي

    ياعلي
    موفق باشي

  2. کاربر روبرو از پست مفید Sahar51 تشکرکرده است .

    sadat71 (چهارشنبه 25 شهریور 94)

  3. #72
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    واى اين تاپيك منو برد ياد روزايى كه شوهرم پاشو كرده بود تو يه كفش جدا شيم...

    با اينكه دل خوشى نداشتم ازش اما اون روزا خيييلى تلخ بود...
    شبا خواب ميديم همه چى طبيعيه و ما داريم زندگيمونو ميكنيم و صب كه بيدار ميشدم، ميديم تو چه شرايطيم...
    بدترين لحظات زندگيم بود اون لحظاتى كه بايد مغزم بيدار ميشد و يادش ميومد هيچى بين ما نيس.
    حتى شبا به خاطر حال بدى كه صبح ها داشتم نميخواستم بخوابم.
    مثل يه شوك بود، انگار داشتم خواب ميديدم. يه تغيير به اين بزرگى و تلخى بايد در تو زمان به اين كوتاهى رخ ميداد.

    دركنارش شوهرمو ميديم كه خيلى بى غصه، هرروز دوش ميگرفت و به خودش ميرسيد و ميرفت سركار. انگار از زندون ازاد شده بود همه ش ميخواست با خونوادشو دوستاش باشه.

    خيلى بد بود،خيلى
    اما اون هيچوقت نفهميد

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت
    ویرایش توسط Somebody20 : سه شنبه 24 شهریور 94 در ساعت 18:34

  4. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    sadat71 (پنجشنبه 26 شهریور 94)

  5. #73
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 اردیبهشت 95 [ 22:23]
    تاریخ عضویت
    1393-12-04
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    773
    سطح
    14
    Points: 773, Level: 14
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 32.0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8

    تشکرشده 29 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوب Somebody20 بقیه داستان شما چی بود ؟ نتیجه ؟؟

  6. 2 کاربر از پست مفید بهنام10 تشکرکرده اند .

    sadat71 (پنجشنبه 26 شهریور 94), Somebody20 (سه شنبه 24 شهریور 94)

  7. #74
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهنام10 نمایش پست ها
    خوب Somebody20 بقیه داستان شما چی بود ؟ نتیجه ؟؟
    هيچى با گريه و زارى و هزار زحمت راضيش كردم يه فرصت ديگه به خودمون بديم.
    يه روز صب كه داشت مدارك رو اماده ميكرد ببره واسه طلاق، به منم گفت مداركتو بيار. منم در كمال نااميدى، با اينكه اصلا باورم نميشد راضى بشه،گريه كردم و التماس كردم كه نريم، اونم گف با اينكه ميدونم اين اتفاق بالاخره يه روز ميوفته ولى باشه.

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  8. 2 کاربر از پست مفید Somebody20 تشکرکرده اند .

    sadat71 (پنجشنبه 26 شهریور 94), بهنام10 (چهارشنبه 25 شهریور 94)

  9. #75
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 95 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1394-5-04
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    3,429
    سطح
    36
    Points: 3,429, Level: 36
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    21

    تشکرشده 298 در 108 پست

    Rep Power
    40
    Array
    اول میخواهم تشکر کنم از مدیر گرامی همدردی که اجازه دادند این تاپیک به پیش برود و مرجعی شود برای اطلاع پیدا کردن دوستان در باب آنچه پس از جدایی برای فرد اتفاق میفتد.

    دوم هم از دوستان که تشریف می آورند و تاپیک را همراهی میکنند.
    ----------------------------------------------------------------------------------------------
    خانم Sadat71
    فکر کنم سنتون را اشتباه تایپ کردید چون با احتساب مدت ازدواج و عقد و جدایی میبایست در 16 سالگی ازدواج کرده باشید!
    اگر هم واقعا 22 سالتون هست که ماشالله داری شما. 22سالگی و این حرفها؟!

    اما تقصیر شما نیست. یکی از اولین توهماتی که افراد پس از جدایی پیدا میکنند حس پیر بودن و یا بهتر بگیم حس از دست رفتن فرصت و عمر هست.
    این مورد کاملا طبیعی هست و ربطی به سن ندارد.
    یعنی حس یک خانمی 25 ساله که پس از 5 سال زندگی مشترک جدا شدند و یک خانم 33 ساله که ایشون هم 5 سال زندگی کرده اند تقریبا یکی هست چون هر دو 5 سال از عمرشان را از دست رفته میبینند.
    برای من هم که مرد هستم همین حالات وجود دارند.
    من در 36 سالگی هر روز باید با این افکار مبارزه کنم که احتمالا بخاطر یک ازدواج ناموفق شانس کمتری برای پیدا کردن یک شریک مناسب برای زندگی آینده ام خواهم داشت.

    بقول ارسطو عامل من اصلا آدم ازدواجیی نبوم و به اصرار زن سابقم ازدواج کردم اما الان که جدا شدم بشدت ازدواجی شدم ، بشدت :)
    دلیلش هم ساده هست چون احساس میکنم 7-6 سال از زندگیم بی ثمر شده و وقتی ندارم. صدای تیک تیک عقربه های ساعت که انگار اینو یادآوری میکنند هم زجرآور شده اند.
    اما نمیشه هم عجول بود.
    شاید همه همین حس را داشته باشند.
    ویرایش توسط Kaveh_r : چهارشنبه 25 شهریور 94 در ساعت 08:11

  10. 2 کاربر از پست مفید Kaveh_r تشکرکرده اند .

    sadat71 (چهارشنبه 25 شهریور 94), گیسو کمند (چهارشنبه 25 شهریور 94)

  11. #76
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 آبان 04 [ 00:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-09
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    8,492
    سطح
    62
    Points: 8,492, Level: 62
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 258
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 103 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقای کاوه
    دوست نداشتم این پست و بی جواب بزارم،این درد طوریه که هیچ کلمه ایی قادر نیستش عمق این درد و بیان کنه اونم به خوبی مخصوصا اگه طرف مقابلت و عمیق دوست داشته باشی و اون خودش و از تو بگیره و ادم خودش هم مقصر باشه تو از دست رفتن این رابطه....
    ولی یه چیزی واضح و روشنه اگه واقعا کسی رو رو دوست داریم از ته دلمون باید رهاش کنیم تا بره اونجایی که خوشخال تر حالا مهم نیست کی مقصره یا چی و چی
    گاهی لازم نیست حتما اونایی که دوسشون داریم کنارمون باشن وببینیمشون یا مال ما باشن،زیاد دنبال چراو گذشته خودتون و نکنید برای طرف مقابلتون آرزوی خوب کنید وقتی خاطراتش یادتون اومد و برای چند لحظه به خاطرات فک کنید لإت ببرید و بعدش مخصوصا خودتون مشغول کنید و ختما برای طرف ارزوی خوب کنید و ببخشیدش...
    سخته خیلی سخته ولی به مرور رو ذهنتون متکی میشید وذهن خودکار دیگه زیاد فکر نمی کنه واقعا طرف مقابلتون و ببخشید حتی اگه بدترین یا بهترین خاطرات براتون رقم زد...
    ادما تاریخ انقضا دارن وقتی تموم شد تموم شد ولی هیچ کس نمی تونه از قلبتون بگیرتش ببخشید و زندگی کنید.

  12. کاربر روبرو از پست مفید gonjishkak تشکرکرده است .

    sadat71 (پنجشنبه 26 شهریور 94)

  13. #77
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    خانوم يا اقاي گنجشك شما شرح حالتونو نميگيد

    اقاي كاوه بازم ممنون از پست خوبتون و تشكر ويژه از مديريت محترم سايت ك اين تاپيكو نبستن

    ميدونم روز ب روز حالم داره بدتر ميشه تازه روزي ك جدا شيم بدترم ميشه

    واقعاً نميدونم چكار كنم مثلا ميشينم درس ميخونم ي روز ، روز بعد انقد حالم بد ميشه كلاً رهاش ميكنم ، درمورد همه چيز همينطورم

    باشگاهو استخرمو كم كردم بيرون رفتنام زبان خوندنام همه چيز خيلي خيلي كم

    نميدونم پس فردا كلاساي دانشگامو چطوري برم ؟؟

    قرصي وجود داره ادم بخوره همه چي يادش بره

    همش منتظرم همسرم تقاصشو بده ثانيه شماري ميكنم هم خودش هم خانوادش

    انتظار بي جاييه از خدا. ؟؟؟!!!

    گنجشكك من نميتونم ب اين راحتي ببخشمش شايد ببخشم ولي منتظرم ي بلا سرش بياد اخه مگه ي ادم ميتونه؟؟

    بهش خيانت كنن و ولش كنن بعد ببخشه و ارزوي خوشبختي بكنه ؟؟؟؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید Sahar51 تشکرکرده است .

    sadat71 (پنجشنبه 26 شهریور 94)

  15. #78
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 آبان 96 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-5-30
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    4,001
    سطح
    40
    Points: 4,001, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    33

    تشکرشده 208 در 97 پست

    Rep Power
    38
    Array
    بیشتر از هر آدمی الان حالتو میفهمم سحرجان میدونم خیلی سخته چون شرایط مشابه تو رو دارم اما اینو بدون که یه همچین آدمی حتی ارزش فکر کردن و اینکه بخوای خودتو درگیرش کنی حتی واسه تقاص پس دادنش رو نداره. آروم باش. مطمئن باش تقاصشو میده اصلاً یک لحظه هم شک نکن. فقط سعی کن آرامش قبلیتو به دست بیاری.

  16. کاربر روبرو از پست مفید زانکو تشکرکرده است .

    sadat71 (پنجشنبه 26 شهریور 94)

  17. #79
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 دی 94 [ 01:00]
    تاریخ عضویت
    1394-2-23
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,018
    سطح
    17
    Points: 1,018, Level: 17
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 68 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام و وقت بخیر

    سحر عزیزم ممنون بابت همدردیتون.

    میدونم 22 سال سن زیادی نیست اما من همیشه تو این سن نمیمونم و از طرفی دلم میخواد مادر جوونی برای بچم باشم.

    فکر میکنم مادر خوب و مهربونی بشم :)

    و در مورد شما:

    این حالات شما کاملا طبیعی هست .منم تمامی این حالات رو پشت سر گذاشتم .بعضی اوقات میگفتم من رو ببرند به مکان خلوتی تا فقط داد بزنم ,احساس میکردم

    دارم خفه میشم از این همه غصه.به اماکن زیارتی میرفتم و کلی درد دل میکردم و گریه میکردم و همزمان تمرین هایی که مشاورم میداد رو با همراهی خانوادم انجام

    میدادم.

    این دوره ای هست که باید سپری بشه ,میدونم سخته اما نکته خوبش این هست که میگذره و مطمئن باشید شما در این مسیر قوی و پخته تر میشید و کم کم همه

    خاطرات تلخ گذشته براتون کمرنگ میشه.
    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    آقای kaveh-r بله درست حساب کردید .من در 16 سالگی عقد کردم (دوم دبیرستان ) و در 17 سالگی ازدواج کردم!!شاید یکی از اشتباهات زندگیم همین بود!

    در مورد حس پیر بودن با شما موافقم ,اما من دیگه زیاد به ازدواج مجدد راغب نیستم و اگر روزی تصمیم بگیرم به ازدواج بزرگترین هدفم مادر شدن هست و این مهم

    هست که پدر بچم فردی شایسته و لایق باشه وگرنه آنقدر زیاد در زندگی قبلیم سختی کشیدم و رنج دیدم که کلا دیدم نسبت به بیشتر آقایون تغییر کرده.

    برام سخته باور اینکه مردی به همسرش تا آخر وفادار بمونه.

    من از اعتماد بی اندازه ای که به همسر سابقم داشتم و اینکه هیچگاه براش کمبودی نمی گذاشتم خیالم راحت بود و دقیقا از همون ناحیه صدمه دیدم.

    من خاطرات گذشته رو تقریبا به فراموشی سپردم و بخاطر مشاوره هایی که میرم خیلی حال روحیم بهتره و به همون دختر شاد و سر زنده گذشته برگشتم اما

    بعضی اوقات بی دلیل و با دیدن بچه های دوستانم یهوو قلبم لبریز از حس مادری میشه و دلم میگیره اما این هم بالاخره میگذرد.

    امیدوارم همگی دوستان موفق و دلارآم باشید و تمامی خاطرات تلخ گذشته رو به فراموشی بسپارید.

  18. #80
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 28 اسفند 94 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-5-13
    نوشته ها
    333
    امتیاز
    8,314
    سطح
    61
    Points: 8,314, Level: 61
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Social5000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    1,080

    تشکرشده 816 در 264 پست

    Rep Power
    84
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sahar51 نمایش پست ها

    ميدونم روز ب روز حالم داره بدتر ميشه تازه روزي ك جدا شيم بدترم ميشه

    من نميتونم ب اين راحتي ببخشمش شايد ببخشم ولي منتظرم ي بلا سرش بياد اخه مگه ي ادم ميتونه؟؟

    بهش خيانت كنن و ولش كنن بعد ببخشه ...
    ما گاهی در دایرۀ خشم و عصبانیت گرفتار می‏شویم و زیبایی‏های زندگی را از یاد می‏بریم. ما باید بخشیدن را بیاموزیم ...

    بخشش لطفی است به خود ، نه به دیگران .

    هر کسی و به هر شکلی به شما بدی کرده است ، او را ببخشایید . اگر اون لایق بخشیدن نیست ،شما که شایسته رهایی و آرامش و یک حال خوب هستید...!



    حتما بخونید :

    لینک


 
صفحه 8 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تنهایی گذروندن روزها و ماه ها و سالها
    توسط mohammad-ra در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 08 شهریور 93, 09:49
  2. راهنمایی برای کاهش استرس اولین روزهای کاری...
    توسط نوش آفرین در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 01 شهریور 93, 19:12
  3. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 تیر 92, 19:18
  4. دیگه دلم با زندگیم نیست و فکر جدایی هر روزم رو پر کرده
    توسط JJ1234 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 تیر 91, 10:35
  5. برنامه غذایی روزه داران
    توسط baby در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مرداد 88, 11:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.