سلام
از نظر همسرم من هم مثل شوهر شما هستم
من هم تحصیلات خوبی دارم، یک کار ثابت و 2 کار پاره وقت دارم ، درآمدم نسبتا خوبه (به طور متوسط ماهی 8 تومن)،تمام وقت آزادم ماله خانوادست و از ساعت 6 بعد از ظهر و پنج شنبه و جمعه به طور کامل در اختیارشونم. حداقل 50 درصد کارای خونه رو انجام میدم. از نظر خودم روابط اجتماعیم خوبه،زندگی رو اصلا سخت نمی گیریم,عقیده من اینه که آدمها برای لذت بردن از زندگیشون آفریده شدن، وقتی دعوامون میشه همسرم از خونسردی من بیشتر عصبانی میشه،تا الان به همسرم بی احترامی نکردم، نهایت احترام ممکن رو هم به خانوادشون میذارم، اتفاقا هر وقت هم مشکلی پیش میاد طرفدار من هستن
اما از نظر همسرم تنبل و بی عرضه هستم
بعد از 5 سال زندگی مشترک هنوز نفهمیدم که خواسته ایشون از زندگی چیه
همسرم وسواس شدید داره و فوقالعاده آدم کمالگرایی هست.یه بار هم که به روانشناس مراجعه کردیم مشخص شد که وسواس اوردرینگ داره.ولی خودش قبول نداره
شاید همسر شما هم مشکل خاصی نداره فقط باید باهاش مدارا کنید ،کمی محبتتون رو بهش بیشتر کنید،
خود من وقتی همسرم کوچکترین محبتی بهم میکنه مثل اینه که دنیا رو بهم دادن، وقتی بهم کم توجهی میکنه من هم اصلا حوصله رسیدن به خودم و مرتب بودن رو ندارم و برعکس
خواهرم همه رفتارها دوطرفه هست
سعی کنید سرگرمی های مشترک پیدا کنید
برای علایق شخصی خودتون وقت بزارید به همسرتون هم همینطور
و آخر اینکه بدونید که بعضی چیزها رو نمیشه تغییر داد و به جای تلاش بیهوده سعی کنید که به شرایط خودتون رو وفق بدید
مثلا همسر من وسواس داره و حاضر به درمان نیست ،چنان به خوش فشار می آورد که شبها از کمردرد و دست درد نمیتونست بخابه و صبح ها واسه سر کار رفتن واسش مشکل پیش میومد،اوایل سعی میکردم باهاش مقابله کنم ولی از وقتی با این موضوع کنار اومدم و تو کارهاش بیشتر کمکش کردم اوضاعش بهتر شده.








علاقه مندی ها (Bookmarks)