
نوشته اصلی توسط
sety
هربار من بهش حرف بدی می زنم اصلا جوابی نمیده یا یه دلیلی میاره که خودش رو تبرئه کنه و خیلی کم پیش میاد که جواب بده چون وضع بدتر میشه.
همیشه احساس می کنم کسی اونو آدم حساب نمی کنه در حالیکه هیچکدوم از خواهر برادراش مثل اون نیستند. تازه بنظرم اون منو با زنهای دیگه مقایسه می کنه و همه اش می گه تو اصلا آشپزی نمی کنی یا مثل خانمهای دیگه کار نمی کنی بیرون.
متاسفانه توی این 12 سال من هیچ چیزی از این زندگی به دست نیاوردم در حالیکه من مجبورش کردم تا...
هر کسی که می بینتش می گه چه شوهر آروم و مظلومی داری و از این که اینهمه مظلوم نمایی می کنه و حتی خانواده ام هم طرفدارشن لجم می گیره. اون آخه اصلا توجهی به من نداره و دوستم نداره، نه محبتی نه نوازشی. همش باید من ازش گدایی محبت کنم. وقتی مریض می شم اصلا واسش مهم نیست مگه من اصرار کنم تا منو ببره دکتر. اگه خانواده اش، خانواده من یا حتی تو خیابون کسی به من توهینی کنه جوابش رو نمیده. اصلا حواسش به من نیست و انگار من وجود ندارم اصلا.
وقتی ازش میپرسم چرا به من توجه نمی کنی یا چرا بیرون که میری لباس مرتب و تمیز نمی پوشی میگه اونقدر درگیری های ذهنی و کاری دارم که حواسم نیست به چیزای دیگه و نمی تونم در آن واحد به چندتا چیز فکر کنم یه بار هم می گفت اینقدر توی دعوا به من حرف بد زدی تو این 10 -12 سال که دیگه احساسی برام نمونده در حالیکه از همون اول هم احساسی نسبت به من نداشت و احساس می کنم اونم بدتر از من افسرده هست. تنها دلیلی که تا حالا باهاش موندم که خودش هم می دونه اینه که خانواده ام در صورت جدایی منو حمایت نمی کنن و مجبورم با ندونم کاری هاش بسازم هر وقت هم میگم بیا جدا بشیم می گه "تو صلاحیت بزرگ کردن دخترمون رو به تنهایی نداری چون عصبی هستی و حوصله اش رو نداری و اون به هر دوی ما نیاز داره وگرنه منم دوست ندارم باهات زندگی کنم" در حالیکه بخاطر زیبایی و چهره جذابی که دارم همه مردها چشمشون دنبال من هست ولی من تا حالا کوچکترین خطایی در زندگی نداشتم و به همسرم وفادار موندم و حتی فکر خیانت رو نکردم در حالیکه می دونم اگه جدا بشم خیلی بهتر از اون رو می تونم پیدا کنم که هم دوستم داشته باشه هم پول و ثروت بیشتری داشته باشه و هم فهمیده باشه.
تا حالا برای حل مشکل چند بار مشاور هم رفتم. هروقت هم من تنها رفتم پیش مشاور با خصوصیاتی که ازش گفتم اول بهم گفتن ازش جدا بشم ولی فقط کافیه اون 1 جلسه پیش مشاور بره و مظلوم نمایی کنه فوری مشاور نظرش عوض میشه و میگه باید روابط اجتماعی یاد بگیرین و مهارتهای زندگی!
من متاسفانه آدم خیلی خیلی حساسی هستم و نکته سنج و برعکس من شوهرم در ظاهر خیلی بیخیال و با eq یا هوش اجتماعی پایین (اینو خودش می گه در حالیکه iq و هوش خیلی خوبی داره)
علاقه مندی ها (Bookmarks)