به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47

Threaded View

  1. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    من کاملا شمارو درک میکنم و تمام حرفم اینه که به جدایی فکر نکنین
    من میدونم که صمیمیت و وابستگی به یه نفر یعنی چی.اما نباید میذاشتین این اخلاف قدیمی شه اما خب حالا دیگه شده و دنبال مقصر نمیگردم
    منظورم از اعتدال اینکه جایی که میبینید لازمه از قدرتتون استفاده کنید اونجاست که شما به خانمتون میگین من نمیتونم با خانواده م قطع رابطه کنم چون دلیلی براش وجود نداره و شما و خواهرم مشکلتونو رو باهم حل کنید.خیلی محترمانه اما قاطع و جایی باید از عشقتون استفاده کنید که لازمه از خانمتون قدردانی شه بخاطر خوبیهاشون.
    ببینین زندگی مشترکه یعنی این نیست که حرف حرف خانمتون باشه یا فقط حرف شما.یبار شما با دلشون راه میاین یبار ایشون منم به شخصه با این قهرا مخالفم و اسمشو میذارم ببخشیدا خاله زنک بازی.منم الان تو دوران عقدم و اصلا از خانواده همسرم راضی نیستم یعنی اگر بگم چه رفتارایی بامن داشتن به حالم گریه میکنید اما قطع رابطه نمیکنم و حتی یبار جوابشونو ندادم.رفت و امدمو کم کردم و دیگه باهاشون صمیمی نمیشم.فقط بخاطر همسرم .پس اسن نیست که خانم شما خودشون نخوان با خانواده تون رابطه داشته باشن و نذارن شما به تنهاییم باهاشون رابطه داشته باشین.این حق طبیعی شماست اون مادر پدر یه عمر زحمت بچه شونو کشیدن اصلا این خواسته ایشون خیلی خودخواهانه ست.شما باید از قدرتتون استفاده کنید و به خانمتون بگین زودر مشکلتون رو حل کنید وگرنه برای شما هم کاری نداره اجازه ندین ایشون پاشونو از در بیرون بذارن.البته نه با لحن من بلکه محترمانه و با ارامش و نرم اما کاملا جدی.
    این که میگین رفتارشون مثل معادله شت خب دیگه اینو نمیشه یک شبه تغییر داد ایشون از بچگی با این اخلاق بزرگ شدن و البته تغییر دادن رفتار دیگران خیلی سختو نشدنیه مخصوصا که خودشونم نخوان تغییر کنن شما میتونید در این مورد رفتار خودتونو تغییر بدین که.مثلا اگر قضیه گذشته رو وسط کشیدنو خواستن بروتون بیارن شما نه بحث کنید نه عصبانی بشین خیلی خونسرد و سرد بگین گذشته ها گذشته و برید و خودتونو با یه چیز دیگه سرگرم کنید یا برید تو یه اتاق دیگه
    و اینکه میگین تلافی میکنن عین کاری رو که شما انجام دادین.این رفتارشون دقیقا مثل بچه هاست.اول اینکه گفتین اگر اشتباها کاری کرده باشین ایشون همونو تلافی میکنن پس قدم اول اینه سطح رفتارای اشتباه خودتونو هم بیارید پایین چون ایشونم همونقدر ناراحت میشن که شما ناراحت شدین.اما باید در رابطه با لجبازیو تلافی کردنای خانموتون چندتا نکته رو بگم
    اول از همه یادتون باشه که در برابر لجبازی ‌های همسرتون شما لجبازی نکنید، چرا که اگر روی این دور بیفتید روزبه‌ روز روابط‌تون بدتر و بدتر می ‌شه و بازگشت به عقب غیرممکن میشه.


    دوم این ‌که وقتی همسرتون عصبانی هستن جواب ایشونو ندید و باهاشون بحث نکنید بلکه تو اون لحظه خانمتونو به آرامش دعوت کنید و همیشه خواسته ‌هاتونو در آرامش بهشون بگید. وقتی هم که خودتون عصبانی هستین جر و بحث نکنید


    سومین نکته اینکه کسی که لجبازی می‌ کند معمولا خودش می ‌دونه که حق با اون نیست اما هیچ وقت نمی ‌خواد این رو به زبان بیاره، پس شما هم اصرار نکنید و بحث را ادامه ندید.


    چهارم این‌ که همیشه اشتباهات همسرتون رو با احتیاط و مهربانی با ایشون در میان بذارید چرا که اگر خانمتون احساس کنن که دارین تحقیرش می ‌کنید یا انتقادتون رو توهین ‌آمیز بهشون منتقل می‌ کنید ممکنه با شما لجبازی کنه و ایرادش را نپذیرد و رویه ‌اش را تغییر نده.


    نکته آخر این ‌که تا آنجایی که میشه همسرتون را عصبانی نکنید و حداقل، کارهایی که می ‌دونید دوست ندارن رو انجام ندید. به یاد داشته باشید که محبت و مهربانی همیشه کارسازه و لجبازی رو از بین می‌ برد.
    من میفهمم مشکلتون چیه و سخته اما ارزششو داره بخاطرش سختی بکشین.منم خیلی تو زندگیم مشکل دارم اما با همشون میجنگم حتی شاید منم از خانواده همسرم متنفر باشم اما نه به همسرم اینو میگم نه باهاشون قطع رابطه میکنم چون میدونم که غرور همسرمو خورد میکنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (سه شنبه 24 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.