با سلام کاوه عزیز ممنون از وقتی که گذاشتی . کاری که تو میخوای من انجامش بدم فکر نکنم تو کره زمین بیش از چند نفر بتونن انجامش بدن . مگه میشه به شریک زندگیت مثل یه کارمند نگاه کنی . من میخواستم باهاش کامل بشم نه اینکه بگم زنها همینجورین. بخدا نیستن آقا کاوه من دور و برم همه رفقا تقریبا متاهلن فوقش سالی یه بار حرفشون میشه و تو لک میرن اونم برای یه چند روز . درسته شاید همه شون از من بهتر باشن اما نصف وقتی که من میزارم برای خونه و همسر اونا نمیزارن. من آدمی نیستم که تنهایی پاشم برم خانوادمو ببینم و بیام یعنی غرورم اجازه نمیده در مورد زنم یه فکر دیگه بکنن و بگن اون کینه ایه . اگه این حرف به گوشم بخوره همه زندگیمو آتیش میزنم . فکر کردن به جدایی به همین آسونیا نیست خودت بهتر از من میدونی اما تا کی اینجوری ادامه بدم . تا کی جمعه ها خودمو بزنم به مریضی تا اطرافیان که ما رو دعوت میکنن متوجه مشکل و بدبختی من نشن ؟ تا کی ؟ من که تا حالا همه جوره کوتاه اومدم ولی خودمونیم تو کدوم قانونه که خانواده زن مهمترن؟ چرا وقتی به یه عده احترام میزاری پرروتر میشن ؟ یعنی من محکوم به اینم که تا آخر عمر پیش یه همچین آدمایی سرم پایین باشه . مگه امکان داره؟ کاوه جان سخت نمیگیرم بخدا زندگی داره بهم سخت میگیره باز تو یه راهی داشتی اما من چی تنها کسی و تنها جایی که حرفهامو دارم میزنم همینجاست . باور کن اگه فکر آبروم تو جامعه نبود یه لحظه هم تو این زندگی نمیموندم اونوقت اگه منو پیدا میکردن میومدن سراغ حق و حقوقشون . اون موقع فرق خوب و بد و میفهمیدن . حیف و صد حیف که پام گیره نمیدونم شاید یه جایی دل کسی رو شکستم یا یه گناه بزرگی کردم که باید به این حال و روز بیفتم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)