سلام آقای باغبان واقعاً خیلی از اینکه جوای تایپیکم و دادید ممنونم خواهش میکنم بازم سر بزنید و تا آخرین روز درمانم کنارم باشید...
من توو خانواده ی بزرگ شدم که از نظر محبت کردن 0 بودن همه چیز و توو نیازهای مالی میدیدن اما برعکس خانواده همسرم اونا همسرم و مثل یه بت میپرستند جز پدرشوهرم بقیه اعضای خانواده رابطه خوبی با من دارن احساس میکنم همسرم همش دنبال ایراده همش میگه تو هیچی بلد نیستی هیچی بهت یاد ندادن منم تا حدودی بهش حق میدم اما رفتارای ایشونم بی عیب نیست..
من فرض و بر این گذاشتم که عیب و ایراد از منه پس نتیجه گرفتم که از خودم شروع کنم...
برای اینکه بتونید خوب و راحت تر کمکم کنید نقاط ضعف و و قدرتم ومیگم.
نقاط ضعف:
1. زود رنج
2. کمبود محبت دارم زیاااااااد
3. همیشه نگران از دست دادن اطرافیانم هستم به همین دلیل همش در حال معذرت خواهیم تا ناراحت نشن از
4. خیلی زود عصبی و ناراحت میشم
5. به قول همسرم بچه ام
6. کنجکاوی بیش از حد زنانه در مورد همسرم که اذیتم میکنه
7.به گذشته خیلی فکر میکنم
8. ترس از آینده دارم
چقدر زیاااااد شد
نقاط قوت:
1. ایراداتم و قبول دارم
2. آماده ام که برای داشتن یه زندگی خوب تلاش کنم اما (راه درست و بلدم نیستم)
3. زود میبخشم،کینه ای نیستم
4. یاد گرفتن و یاد دادن و دوست دارم
نیدونم چقدر میتونم موفق باشم دیگه فرصتی برای صبر کردن ندارم خیلی بیشتر از قبل خطر و کنار خودم احساس میکنم...خندیدن و شاد زندگی کردن برام شده یه آرزوی محال... تنها و آخرین راه درمانم اینجاست پس توروخدا کمکم کنید..
یاس پاییزی عزیزم بی نهایت ازت بخاطر کنارم بودن ازت ممنونم
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)