سلام مجدد به دوستان عزیز
ممنون از عزیزانی که کامنت گذاشتن مخصوصا سادات 71 عزیز،شیدای عزیز،آقا بهنام،افسونگر عزیز،یوزر عزیز،آنیسای عزیز.
نظر همه رو با دقت خوندم و یه سری توضیحات دیگه رو لازم دیدم بدم.
شیدا جان من تاپیکی که فرموده بودین رو خوندم ولی این آقایی که من باهاش آشنا شدم یکم با اون تاپیک فرق داره.یعنی دیگه اونقدرام شوت نیستولی کلا یکم عجیب به نظر میرسه.
منم همون اول که این سوالارو پرسید بهش گفتم کافیه یه سرچ تو گوگل بکنی گفت آره تو گوگل خوندم ولی بعضی چیزها واسم مبهمه و نتونستم از گوگل پیدا کنم و بعدش یه سری چیزهایی پرسید که به نظر من خیلی بدیهی بود حالا نمیدونم شاید من اطلاعاتم خوبه فکر میکنم اینا بدیهیه.
در مورد عجیب بودنش اینو بگم که ما قبل اینکه همو ببینیم یکی دو بار با هم تلفنی صحبت کردیم و ایشون به نظر میرسید آدم مذهبی ای باشن و از معیارهاشون چادری بودن خانم و عدم اشتغالش به کار و مهریه 14 تا سکه بود و من همون پشت تلفن گفتم من هیچ کدوم از این معیارای شمارو ندارم ایشون گفتن نه اجازه بدید همدیگه رو ببینیم.
بعد که دیدیم ایشون کلا معیاراشون کن فیکون شد گفت نه اتفاقا من دوس دارم همسرم خوش تیپ و باکلاس باشه،تحصیلکرده باشه و شغلش هم اگه در شان یه خانم باشه مشکلی نیست و مهریه هم هر چی شما بگین قبوله.منم بهشون گفتم جالبه معیارایی که 33 سال روش پافشاری داشتین یهو تغییر کرد با یه حالت جدی ای برگشت گفت خانم با احساسات یه آقا بازی نکنیدگفتن چون من به شما علاقمند شدم معیارامو تغییر دادم.
من حدس میزنم ایشون صرفا به خاطر ظاهر من بهم علاقمند شده.من متاسفانه یا خوشبختانه چهره خیلی زیبایی دارم ولی این مساله واسم مشکل ساز شده.خیلی پیش اومده که آقایونی که بهم پیشنهاد ازدواج دادند از خیلی از معیارای اصلیشون کوتاه اومدن ولی من واقعا از این همه سست عنصر بودن یه مرد میترسم.چون همش نگرانی دارم که ممکنه بعد از اینکه تب و تاب اولیه از بین رفت شروع به تغییر دادن من طبق معیارای قبلیش بکنه و از طرفی هم به بلوغ فکری اون پسر شک میکنم که چطور در مقابل زیبایی یه خانم اختیارشو از دست میده.
این مساله رو قبلا به یه مشاوری گفتم که ایشون گفتن دختر جان تو خیلی داری آرمانی فکر میکنی گفتن ببین پسرا چه بیست سالشون باشه چه چهل سال معیار اولشون ظاهر و اندام طرفه.میگفت برو خداتو شکر کن که این نعمتو داری و میتونی با همین نعمت پسرای زیادی رو تور کنی،این از مشاور مملکت ما
این آقای خواستگار از همون دیدار اولیه شروع به ابراز احساسات کرد با جمله های عشقولانه که هر بار من گارد گرفتم و گفتم من اگه یه مرد بودم تا وقتی از رفتار و اخلاق طرف مقابلم شناخت کامل پیدا نمی کردم بهش ابراز علاقه نمیکردم که ایشون در جواب من برگشته شعر تحویلم میده که آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
نمیدونم من عجیبم یا این آقایونی که باهاشون آشنا میشم.البته پسرهای خیلی منطقی هم بودن ولی بخوام یه میانگین بگیرم اکثرشون یه مشکل عجیبی داشتن.
من به عاطفی بودن یه آقا خیلی اهمیت میدم ولی دوس دارم این عاطفه رو بعد از اینکه از من شناخت پیدا کرد و با اخلاق و شخصیت من آشنا شد ابراز بکنه نه همون اول کار که شناخت زیادی ازم نداره.خیلی شدید در برابر این جور آقایون گارد میگیرم و متهم میشم به بی عاطفه بودن در حالیکه من یه دختر خیلی احساساتی و عاطفی ای هستم ولی نمی تونم بدون شناخت از کسی بهش ابراز علاقه کنم.
جالبه که این آقای خواستگار فیلم پورن هم می بینن و یه سری سوالا در این مورد پرسیذن که من گفتم اون فیلمها از پایه مشکل دارن و فقط باعث مقایسه همسر با بازیگرای این فیلما و کاهش اعتماد بنفس بیننده میشه.دیروز به من گفت من تو یکی از مسافرتام به کشورای خارجی یه رابطه جنسی رو تجربه کردم به نظرتون کارم اشتباه بود با اینکه نیاز شدید داشتم به رابطه؟منم بهشون گفتم من نظرم رو رک میگم امیدوارم ناراحت نشید.گفتم اول اینکه احساس میکنم خیلی بی جنبه بودید که رفتین اون ور آب فقط برای این کار،دوم اینکه شما که چیزی از رابطه جنسی نمیدونید چطور تونستید اینکارو بکنید مخصوصا دخترای اون ور آب که اگه بدونن مردی تو این مورد ضعیفه خیلی راحت پسش میزنن،سوم اینکه شما چطور تونستید اعتماد بکنید به طرف مقابل شاید یه بیماری مقاربتی ای چیزی ازش میگرفتید چهارم اینکه شما که انقد ادعای مذهبی بودنتون میشه و یکی از معیاراتون پاک بودن همسرتونه پس باید به همسرتون هم این حق رو بدید که در گذشته این جور روابط رو تجربه کرده باشه.
این آقا در جوابم گفت نه باور بکنید من داشتم شمارو امتحان میکردم تا ببینم نظرتون در مورد این جور روابط چیه.بعدش کلی تعریف کرد که آفرین به این منطق و درایت شماخلاصه نمیدونم این آقا چی تو سرش میگذره.به ظاهر آدم مودب و خوش برخوردیه ولی دیروز با چیزایی که ازش فهمیدم کلا خورد تو ذوفم.
بهشون گفتم اجازه بدید من بیشتر در مورد پیشنهاد ازدواجتون فکر بکنم ولی از من به شما نصیحت حتما تو این زمینه مطالعه بکنید مثلا فرضا شما فردا ازدواج بکنید میخواهید چیکار کنید،گفتن امیدم به کلاس آموزشی هست که قراره روز آزمایش ازدواج واسمون بذارن منم گفتم ای بابا به نظرتون تو اون کلاسا قراره چی بگن یه سری حرفای ساده و پیش پا افتاده شما باید خودتون برید دنبالش و مطالعه کنید چون خانمها اصلا دوس ندارن همسرشون تو این زمینه ناآگاه باشه که ایشون هی میپرسید چرا؟منم میگفتم چون این یه حس زنانه هستش یه خانم دوس نداره مثل بچه ها همه چیو به همسرش یاد بده.
خلاصه من کلکسیونی از خواستگرهای عجیب و غریب رو داشتم که شاید یه کتابی هم ازشون چاپ بکنم.
بازم ممنون از دوستان گل![]()








ولی کلا یکم عجیب به نظر میرسه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)