تایپیکو آخراشو خوندم والا همش با سابقه ها بودن اما منم میخوام از حال و احوال خودم بگم. از مراسم سالگرد مامان بزرگ نازنینم _روحش شاد_برمیگردم .
تا از دست ندیم قدر چیزی رو نمیدونیم و اون موقع دیگه کاری نمیشه کرد...شدیدا تو فاز اینم که تا زنده ایم و دور و بری هامون و اونایی که وجودشون با ارزش و غنیمته قدرشونو بدیم . شده با یه تشکر خشک و خالی ...
تو این فضای مجازی ،خاصه تالار همدردی افرادی هستن که از وقتشون برای همدردی ، مشکل گشایی و باز شدن گرهی انفاق میکنند(واژه مناسب تری ندیدم بگم) خودشون هم البته رضایتمندی هایی از به نتیجه رسیدن ها تجربه کردن مطمئنا.
پستای این عزیزان رو چند وقتیه میخونم و خیلی چیزا یاد گرفتم اما زمانی که عضو نبودم دلم میخواست تشکر براشون بزارم ارزششو داشتن...
بعد از چند وقت این تمایلات انباشته دیگه سرباز کرد و عضو شدم و با فاصله کم اشتراک گرفتم . تشکر کردن از مفید ها کمترین کاریه که بیشترین لذت رو داره برای من ....
خوشحالم از آشنایی با عزیزان مهربانی چون شما (دیگه اسم نمیبرم-لیست با انتهای باز )![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)