سلام وممنون که برای من وقت گذاشتین
برای اینکه به زندگی دلخواهی که گفتید برسید - باید چی کار کنید ؟
راستش توی زندگی دلخواه من ،اگر مقداری توجه و احترام و مهربونی و حمایت از طرف خانواده ام وجود داشت تا حدود خیلی زیادی زندگی میشد که من دوست دارم و بعضی از مشکلاتی که خودم با خودم دارم حل میشد و من ارامش خیلی زیادی در صورت داشتن چنین شرایطی رو داشتم
حالا که نمیشه گرچه سخته ولی دوست دارم اینقد قوی باشم و پر از ویزگی خوب که خودم بتونم به خودم تکیه کنم ،خودم اینقدر اعتماد به نفس و ارامش داشته باشم که وقتی بهم فحاشی میکنن و خصوصیات بدی نسبت میدن بتونم تحمل کنم ولی الان این ویزگی رو ندارم
احساس میکنم اینقدر به من این چیزا گفته شده که من رو یواش یواش خورد کرده طوری که دوست دارم ازشون دور باشم
دلم میخواد حالا که این امید دادن ها از طرف خانواده نیست ،انتقادهای خوبو سازنده رو از شما بشنوم ،دلم میخواد نصحیت بشم ،دلم میخواد اگر قراره یه ویزگی رو بدست بیارم یکی بهم کمک کنه ،وسط راه یادم بیاره ،تا امیدیمو از بین ببره ،اصلا دوست دارم به یکی کارامو گذارش بدم بگه این خوب بود اون بد بود،یکی میخوام همراهیم کنه ،احساس خستگی زیادی میکنم،خیلی زیاد ،احساس تنهایی،احساس اینکه من برای هیچکس مهم نیستم ،دلم میخواد برای یک نفر فقط یک نفر مهم باشم
در چه رشته ای تحصیل می کنید ؟معماری
اقای حامد ممنون که برای کمک به من حاضر شدین متن طولانی رو تایپ کنید
بله این رو توی خیلی از مسایل دیدم که راهی رو که کسی رفته از تجربه اش استفاده کنم ،و اینکه وقتی مطلب دینی همراه با ثابت شده از نظر علمی باشه خیلی راحت حاضر به قبول شدنش هم میکنم ،منظورم از مذهبی نبودن هم این هست که من نماز نمیخونم و روزه نمیگیرم و از لحاظ اخلاق و رفتار من خیلی بهتر از اونا هستم ،برای روزه نگرفتن هم که واقعا حالم خیلی بد میشه
ولی مشکل اصلی من توی مسایل چیز دیگه ای هست ،بعضی اعضای خانواده این کارهای دینی که انجام میدن بیشتر به صورت تظاهر هست به خاطر همین کارهای زشتشون رو هم باور نمیشه یا اصلا دوست دارند به خودشون دروغ بگن
دلخوری من از خدا اینه که :
چایی رو که یکی دیگه گناه کرد ،گناهش به ناحق گردن من افتاد و من خدا میدونه چقدر دلم شکست
جاهیی که دلم شکست و اون روزا حال من خیلی بد بود که اصلا دلم نمیخواد به ذهنم بیارمش چه شب هایی که تا صیح خدا رو صدا زدم و اشک ریختم و ازش کمک خواستم
بارها و بارها این مسایل پیش اومد احساس کردم اون مهربون نیست
خواهش میکنم نگید امتحان الهی است،من نایی برای امتحان دادن ندارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)