سلام عزیزم
به نظرم شما داری همه ی مشکلات رو به رفتنت از شهر خودت نسبت میدی و این درست نیست .حتی افسردگی خواهرت رو .هز آدمی در طول زندگی ممکنه با بیماری های جسمی و روحی مختلف مواجه بشه اما با این نگرش دریچه ی ذهنت رو به روی راه حل خلاقانه میبندی.
گاهی بعضی مسائل حل نشده در درون انسان وجود داره که انسان رو آسیب پذیر میکنه شاید شما قبل دانشگاه رفتنتون این مسائل رو داشتید ولی به صورت مخفی و پنهان در درون شما
بوده یا شایدم خیلی جدیش نمی گرفتی شایدم اونهارم به مسائل دیگه غیر از خودت و درونت نسبت میدادی مثل فشار درس.
اما تغییری که در زندگیتون بوجود اومد باعث شد هم شما و هم خواهرتون اون مسائل درونی رو واضح تر ببینید و براش دنبال راه حل باشید.
جای شکرش هست که متوجه این مسائل خودتون شدید و دارید براش دنبال راه حل میگردید.
اعتیاد به اینترنت ،محدودکردن دوستات،پرخاشگری که بهش اشاره کردی شاید عاملش افسردگی باشه اما بهتره این رو یه کارشناس تشخیص بده...
ولی یادت باشه درصورتی میتونی به خودت کمک کنی که مدتی خودتو ازین حال و هوا بکشی کنار حتی به زور یا اکراه. درواقع دراین صورت راه حل های خلاقانه بیشتری به سراغت میاد...
برای شروع کافیه روی کم کردن ساعات اینترنتت و بازسازی روابط دوستانت متمرکز بشی. البته نه این که کلا اینترنتت رو قطع کنی بلکه ببین چقدر نیاز مفید داری+کمی تفریح و فعلا برای روز اول تمرینش کن .
دوستاتم فعلا یکیشو انتخاب کن و یک ربع دعوتش کن به صرف چای و بیسکوییت عصرونه ...
قدم اول خیلییی به ادم انرژی میده امتحانش کن.
ببینم چه میکنی ؟![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)