من بازم بچه مو از دست دادم دیگه نمی تونم این غم بزرگ تحمل کنم حالم خوب نیست این بار داغون تر از قبل شدم دو روز تو بیمارستان بستری شدم انقدر گریه و بی قراری می کردم بهم آرام بخش می زدند من صدای قلبشو شنیدم تو گوشیم ضبط کرده بودم هی صداشو گوش می کنم و گریه می کنم لباس نوزادی که خریدم مدام به بغل می گیرم و گریه می کنم
صداش مدام تو گوشمه اگر صدای قلبشو نمی شنیدم انقدر زجر نمی کشیدم
من نذر کردم می خواستم اسمشو اگه پسر بود ابوالفضل بگذارم دختر هم با اینکه اسم یسنا رو خیلی دوست داشتم اما نذر کردم زهرا بگذارم نذر شهدا و ائمه کردم حتما خیلی گناهکارم که منو نمی بینند 27 سالم نشد 4 تا سقط داشتم جونی واسم نموند خیلی درد دارم نمی تونم بشینم اما درد روحی داره منو از پا در میاره
تقصیر خانواده م بود تقصیر مادرم بود تقصیر پدرم بود من هیچ کدومشونو نمی بخشم بچه مو ازم گرفتند
تقصیر همسرم بود منو حمایتم نمی کرد و من تو این محیط پرتنش بودم اصلا من بچه نمی خواستم همه جوره تقصیر همسرم بود اصلا نمی تونم ببینمش می خوام تنها باشم می خوام مدتی رو از جلوی چشمام دور باشه این مدت خیلی زجرم داد خیلی باهام بدرفتاری کرد
علاقه م بهش از بین رفت دیگه نمی تونم دوستش داشته باشم می بینمش حالم بد می شه
من 4 تا بچه م سقط شدند ای خداااا دارم آتیش می گیرم چرا باید مدام این اتفاق بیفته
حالم خیلی بده من بهش خو گرفته بودم من می خواستمش نمی تونم طاقت بیارم دارم می سوزم
بابام و همسرم واسم اشک می ریختند انقدری داغون شدم که بابام با اون غرور و هیبتش واسم گریه می کرد گریه واسه ی من بچه نمی شه من پاره تنمو می خوام
جگر و گوشت گوسفند خریده واسم کلی میوه خریده ولی من لب به هیچ کدومشون نمی زنم جسمم تأمین بشه فقط؟!! پس روحم چی؟!! دستامو می بوسید نوازشم می کرد می دونه گند کشیده به زندگیم می دونه استرسیم کرده عصبیم کرده همه ی اینا رو می دونه !!!! آره بابا شاهد زجر کشیدن دخترت باش شاهد ذره ذره آب شدنش باش خودت نابودش کردی بابا
من به غم گین بودن عادت دارم خوشحالی من دووم نداره
چرا من نمی میرم پس؟!!! این همه خون ازم رفته و هنوزم می ره چرا انقدر جان سختم ؟!!
من تا کی باید عذاب بکشم؟! من نمی تونم اینو تحمل کنم من بچه مو می خوام قربون صدای قلبش برم چقدر صبورم کرده بود چقدر با بودنش آرامش داشتم همسرم بدترین عذاب ها رو بهم می داد خانواده م بدترین استرس ها رو بهم می دادند اما من همه شو تحمل می کردم فقط به خاطر تو راهی که داشتم اما حالا من از دستش دادم نمی تونم دووم بیارم نفسم به زور میاد و می ره آرزوی مرگ دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)