سلام ستاره جان من واضح حرفامو بهش گفت میخوام بهم فرصت بدی منم همین تصمیمو داشتم ولی حس شور و شوق و علاقه در من نیست شاید چون آرومه نمیدونم من از ادمای پر جنب و جوش بیشتر خوشم میاد یا شاید فامیله ترسم بیشتره و همیشه به یه دید دیگه نگاه کردم ...

سلام شیدا جون بله شما درست گفتی ... البته درگیر همون رابطه دومم اما الان کمترش کردم که از 5 6 ماه پیش شروع شد بینمون علاقه وجود داره باهم مشکلی نداریم اما در حال حاضر شرایط ازدواج رو اصلا نداره و هیچ تضمینی نیست که بتونم روش حساب باز کنم اما از لحاظ اخلاقی 80% خصوصیات مثبتی که من دوست دارم رو داره شاید بیشتر اما ظاهرا و متاسفانه برای شروع زندگی کافی نیست ... هر چند که من توقع بالا ندارم ولی بازم نمیشه ... اصلا نمیدونم پسر عموم چرا یهو پیشنهاد داد .. واقعا گیج شدم و متعجبم ... پسر عموی من اخلاقو رفتار خیلی خوبی داره تو این مدتم سعی کرده بمن نشون بده که علاقمنده اما این شخصیت برام زیاد جذاب نیست تفاوت زیادی که بین خصوصیات اخلاقی این دو نفر هست واقعا منو دو دل میکنه ...
هم میترسم ازینکه فرصت به این خوبی رو از دست بدم هم اینکه ازدواج کنم با پسر عمو و پشیمون شم این وسط کلی ادمو بدبخت کنم ..ولی به خودش گفتم که فرصت خیلی زیادی میخوام و تا مطمعن نشم از حسم اوکی نمیدم . هرچند که ممکنه خوانواده ها عکس العمل به خرج بدن همین الانم خوانوادش حس میکنن که من رضایت ندارم . شیدا خیلی گیجم خیلی میترسم کمکم کن