به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 39 , از مجموع 39
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 تیر 94 [ 21:51]
    تاریخ عضویت
    1394-3-19
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    336
    سطح
    6
    Points: 336, Level: 6
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا داوود دقیقا این قضیه سفرو برای همین تریتب دادم که تو محیط بهتری حرفامو بهش بزنم.اما با یه نگاهی که به تاپیکای دیگه کردم دیدم اوضاع اینجا انگار همینجوریه و هرکسی تراوشات مغزش رو میاد مینویسه و مدام هم به کاربری که مشکلشو نوشته چرت میگن.هیچ کس که مشاور هم نیس اینجا هرکی تا حالامحبت ندیده میاد میگه داستانه.رمانه.چرا دشت و دمن داره؟چرا بچه دار نشدین؟
    عزیزم شما زندگیت زهرماره.تا حال محبت ندیدی.شوهرت محلت نمیذاره.زنت محلت نمیذاره بایدم فکر کنی اینچیزا رمان و فکرو خیاله.یه جوریم مینویسن که انگار یا خانوم مارپل هستن یا مشاور بزرگ.نخیر منم 1000تا پست صد من یه غاز بنویسم میشم کاربر فعال.بر اساس مدارج علمیتون که بالا نیومدید.
    حداقل اسم سایت رو تغییر بدید مارو معطل نکنید.
    حداقل اینجا اومدم فهمیدم با کیا شدیم هفتاد میلیون بیشتر قدر شوهرمو میدونم.

    ممنونم از اون دسته از کسایی که با دقت و شعور کمک کرن.آقا داود.فرشته مهربون.و بقیه

  2. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 20:51]
    تاریخ عضویت
    1394-1-26
    نوشته ها
    249
    امتیاز
    2,867
    سطح
    32
    Points: 2,867, Level: 32
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 327 در 165 پست

    Rep Power
    52
    Array
    بنیتا قرار شد انقدر مغرورانه صحبت نکنی وکسی رو به مبارزه دعوت نکنی واینو بدون توهین به دیگران شعورشون وعقایدشون اصلا نشانه این نیست که شما فرد بهتری هستین الان پستت رو توی تاپیک zzzzدیدم توهم همونطور حتی بدتر رفتار میکنی با پایین کشیدن بقیه وکم ارزش جلوه دادنشون تو با ارزش نمیشی من قبول دارم وخوشحالم برات که مهارت های همسرداری رو بلدی وبه فهمی رسیدی که یک مردرو درک میکنی اما چرا فکر میکنی کسی که مشکل داره حتما خودش یه ایرادی داشته اگر کسی توی تصادف نقص عضو بشه تو سریع میگی اره یه گناهی کرده اینجوری شده؟ عزیزم اگر زندگیت شیرینه اگر ارومه اگر کتک نخوردی وحرف بد وتوهین نخوردی و....کمیش بخاطر مهارتهای تو در شوهر داری واینکه خیلی روی رفتارت شوهرت حساس نبودی اره شاید سفید شدن موهای اسمان ابی افتخار نیست اما به نظرم من یک تار اون موها خیلییییییی مقدسه یانگرانی های ماندگار راسته میگن سواره از حال پیاده خبر نداره تو نمیتونی اونارو درک کنی چون تا حالا نچشیدی چون شوهرت از گل کمتر بهت نگفته چون نمیفهمی وقتی همه کار میکنی تا بتونی پدر بچه هات رو نگه داری ونزاری خانم های بیرون دلشو ببرن یعنی چی من برات احترام زیادی قایلم اما این حق رو بهت نمیدم که بخوای اونارو مورد توهین قرار بدی چون اونا قوی ترین
    زنایی هستن که من دیدم وبرعکس تو افتخار میکنم همچین زنی توی ایران هست منکر خوبیات نمیشوم اما یه حرفی حقیقتا بهت بگم که شیرینی زندگیت وارامشش ۹۰درصد بخاطر شوهرته تو نمیفهمی یک مرد تا چه حد میتونه پست بشه کثیف بشه مطمین باش اگر شوهرت این صبوری واین سلامت اخلاقی رو نداشت الان اصلا این حرفارو نمیزدی زنی که شوهرش ده شب میاد خونه وگوشیش دستشه واصلا زن مجال دلبری نداره دوتا بچه رو دستشه وباید خودش تنها به وضعشون برسه زنی که خیانت شوهرش میبینه ولی اینجا بهش میگن بخند بخند بخند ومجبوره بغضش وقورت بده حق ابراز ناراحتی نداره اره شاید توی ارمانای تو این زندگی نیست وطلاق بهتره اما مطمین باش هیچ زنی ذلت دوست نداره اگه دارند زندگی میکنند بدون بین بد وبدتر بد رو انتخاب کردند تو بچه نداری ازادی تحصیل کرده ای وخانواده مناسبی داری وحتی یک صدم ثانیه مشغله های این زنارو نداری امیدوارم هیچوقت سرت نیاد اما ارزو دارم برای یک روز فقط احساسش کنی بنیتا قبل از پست جدید زدن تحقیر کردن وایراد گرفتن ونیش زدن با زبون تیز بدون اینکه جا فضای مجازی اما ادما واقعین دلشون واقعا میشکنه وواقعا ناراحتیشون زندگیت رو برباد میده اونقدر که حتی نتونی یه تاپیک بزنی بجای گار گرفتن جبهه گیری وحمله کردن کمی فکر کن وحرفات رو بسنج شاید زبون نیش داری که شما داری رو همه نداشته باشن اما همه حرفای سوز دار بلدن واگه بهت نمیگن شخصیت خودشونو بروز میدن بهت پیشنهاد میکنه مشاوره حضوری بری چون این تالار درگیری های ذهنیت بدتر میکنه وخوشحالم که این تالار شاید باعث شده قدر شوهرت بدونی
    چون واقعا بهش نیاز داری قانونی داریم به اسم قانون جنگل که میگه قوی پیروزه وضعیف بازنده اینجا جنگل نیست عزیزم وتوهین به دیگران نه تورو قوی میکنه نه پیروز

  3. 3 کاربر از پست مفید دختر جوان تشکرکرده اند .

    Somebody20 (چهارشنبه 27 خرداد 94), به دنبال خوشبختی (یکشنبه 24 خرداد 94), شادمانه (دوشنبه 25 خرداد 94)

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 21 اسفند 94 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1394-2-12
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    2,513
    سطح
    30
    Points: 2,513, Level: 30
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 124 در 73 پست

    Rep Power
    33
    Array
    بنیتای عزیز منم حرفای دختر جوان رو قبول دارم.....و بهت اجازه توهین به کاربران این سایت رو نمیدم.....اول که خدا رو شکر میکنم که فهمیدی با کیا شدی هفتاد میلیون نفر و قدر شوهرت رو بیشتر دونستی...همینم جای شکرش باقیه.......به نظرم همگی الان دلیل سکوت شوهرت رو فهمیدیم... اینجوری که شما حرفا و راه حل های دوستان رو تفسیر میکنید....مطمئنم که در قبال شوهرت هم همینجوری برخورد میکنی.......شما اصلا انتقاد پذیر نیستین.....و به شدت با حرفاتون طرف مقابلتون رو تحقیر میکنید....به نظرم شما خیلی خودخواه هستید.....بازم روی نظرم وایسادم که توی 17 سالگیتون موندید....بچه ها اگه از دشت و دمن انتقاد میکنن....چون درست مثل توی داستانا بود...توی کل نظراتی که دادین...انقدر که از دشت و دمن حرف زدید...از خوبی های شوهرتون ...از کارهایی که باید انجام میدادین نگفتین.......شما حق تحقیر کردن کسی روندارین......کسی اینجا ادعای مشاور بزرگ یا مارپل بودن نداره...اسم سایت معلومه...همدردی.....!!
    اگه شوهر من محلم نمیذاره...اگه خانم فلانی تحویلش نمیگیره.دلیل نمیشه شما اینجوری بگی....دلیل حضور ما اینجا همین چیزاست......!!
    شما توی کل حرفاتون از اول تا اخر فقط خاطره تعریف کردی.....حتی یکبار دنبال راه حل اساسی غیر از طلاق نبودی.....بله شما مثل من عاشق شوهرت نیستی...تو از وجود شوهرت یه فرشته کوچولو نداری.....تو مادر نیستی.....تو شوهرت رو مثل من نمیخواهی......پس باید این چیزا واست 1000 تا پست صد من یه غاز باشه....من این پست های صد من یه غاز رو میزارم...چون میخوام واسه زندگیم بجنگم...چون خوشبختی و اینده خودم و دخترم رو وقتی خوب میبینم که شوهرمم حضور داشته باشه...من مثل تو از شوهرم فرار نمیکنم...من و سایر دوستانی که شما خیلی واضح توهین میکنین واسه این اینجا هستیم....که زندگیمون رو بسازیم.....مشکل شما سکوت شوهرتونه....اما خبر نداری که سکوت میکنه که تحقیر نشه.....خانم بنیتای عزیز....من توی تایپیک خودم با توجه به نظری که گذاشته بودم و شما جواب داده بودین...اومدم ازتون عذر خواهی کردم....چون فکر میکردم که زود در مورد شما قضاوت کردم...اما انگار قضاوتم زیاد هم تند و اشتباه نبوده.....شما متاسفانه تحمل شنیدن انتقاد رو ندارین...شما طلاق میخواهی....به هر زوری که شده طلاق میخواهی......پس علت تایپیک زدنتون رو متوجه نمیشم....!!!!!؟؟؟اینجا همیشه گوش شنوا واسه حرفاتون هست.....درد و دل کنید...ما همدردی میکنیم....اما تحقیر کردن و با نیش و کنایه حرف زدن اینجا جایی نداره.....حتی اگه دوستان قضاوت نابجا کنن.....شما حق تحقیر کسی رو ندارین....چون به قول دوست خوبم دختر جوان...اینجا فضاش مجازیه...اما ادماش واقعی هستن.......!!

  5. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 تیر 94 [ 21:51]
    تاریخ عضویت
    1394-3-19
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    336
    سطح
    6
    Points: 336, Level: 6
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من با اینکه بخاطر نتیجه نگرفتن از اینجا قیداینجا رو زده بودم اما وقتی همینجوری اومدم و دیدم که حرفم باعث سوءبرداشت شده خصوصا برای ماندگار خانوم تصمیم گرفتم تا بنویسم تا سوتفاهمی که بوجود اومده رو برطرف کنم.

    ببین عزیزم من که با کسی سر جنگ ندارم و وقتی اومدم اینجا تاپیک باز کردم یعنی به کمک احتیاج دارم.و قطعا کسی که اینجا مشکلش رو مینویسه یعنی هم نیاز به کمک داره هم وقتشو بیخودی از سر راه نیوورده که بخواد داستان بنویسه.
    اما شماها (منظورم از شماها کلیه) با یدونه پست من بهم گفتید سراپا تقصیر.خانوم ماندگار عزیز شما به من بگو چطور با یدونه پست من متوجه شدی من سراپا تقصیرم؟چطور انقد زود از روی یدونه نوشته من متوجه شدی و بهم انگ زدی؟
    حتی نیومدید برا اینکه شرایطم واضحتر بشه براتون دوتا دونه سوال بپرسید.فقط زودی قضاوت کردید.
    حالا این هیچی اینکه میان به من میگه مثه رماناس و اینجا سایت داستان نویسی نیس رو کجای دلم بذارم؟من دلیلی نمیبینم بخوام حرفامو به کسی اثبات کنم که راسته یا دروغه؟اون کسی که فکر میکنه راسته میاد کمک میکنه و اونی که فکر میکنه داستانه خب چیزی ننویسه.اجبار که نکردم.
    اگه بیان هی به شما بگن چرا داستان نوشتی ناراحت نمیشدی؟
    من اومدم اینجا نوشتم طلاق میخوام با حرفای شما دوستان که 90درصدش هم فقط سرزنش بود نه ریشه یابی مشکلم تصمیم گرفتم یه فرصت دیگه به خودمون بدم و صحبت کنم.اومدم زمینه رو برای یه صحبت خوب جور کنم برنامه یه سفرو چیدم اونوقت تازه باید بیام جواب بدم چرا مثه رماناس؟!!!!
    اگه صرفا با سرزنش چیزی حل میشد که پس از این به بعد هم دکترها بیان و به جای علت یابی بیماری سرزنش کنن.

    اینکه من علی رغم تصمیمم برای طلاق باز با روی خوش با همسرم رفتار کردم و زمینه رو برای یه صحبت خوب آماده کردم تلاش نیس و فقط گریه و زاری تلاشه؟

    خانوم ماندگار من تلاشهای شما رو برای ادامه زندگیتون بی ارزش نشمردم فقط گفتم دلیلی نداره که کسی که زندگیش مشکل داره منو متهم به دروغگویی و داستان سرایی کنه.بله من تلاش رو چیزی متفاوت میبینم اما تلاشهای شما رو بی ارزش نشمردم.پست قبل رو هم از اون بابت نوشتم که ببینید اگه بنا به حرف زدن و بی ارزش کردن کار همدیگس منم بلدم و میتونم بگم.کما اینکه من از اول فقط با قصد حل شدن مشکلم اومدم اما متاسفانه تاپیکم به بیراهه رفت.
    من امیدوارم مشکلتون با همسرتون حل بشه و صرفا جهت قدردانی براتون چیزی که فکر میکردم به کارتون بیاد رو تو تاپیکتون نوشتم.

    خانم جوان مشکل اینجاس که منو سواره میدونید و خودتونو پیاده.اگه نوع مشکل من متفاوت بوده مجوزی نبوده که این مدل حرفای بیراهه تو تاپیک من گفته بشه.شما به قدر سر سوزن از من و زندگیم شناخت نداری اما انقد قاطعانه میگی 90% آرامش زندگیم بخاطر شوهرمه که من شک میکنم آیا شما علم غیب داری؟نه عزیز من امکان نداره تا ابد بار زندگی فقط رو دوش یه نفر باشه.اون ده درصدی که شما با ارفاق به من دادی شامل خیلی چیزا میشه که من رعایت میکنم.خیلی رفتارهای زشتی که خانوما با شوهراشون دارن رو من انجام نمیدم.و یاد گرفتن اینچیزا برای کسی که یادش ندادن و زندگیش رو هم دوس نداشته آسون نیس.
    نه عزیز من یه طرفه به قاضی نرو.من اگه خودم اشتبااتمو اینجا نوشتم یعنی دنبال کمکم نه سرزنش.و از اون بدترررر داستان سرایی.
    پس منم میتونم تو تاپیکای دیگه بنویسم داستان بینوایان و کوزت نوشتید.آره؟

    در مورد خانوم 4زد من دقیقا جملات خودشونو نوشتم.میتونستم تک تک جملاتشونو با نقل قول براشون بیارم که ببینن اونچیزی که بهش فکر میکنن چی هست؟

    من واقعا از اینجا ناراحتم.من فکر میکردم به آدما کمک میکنن ریشه مشکلشونو پیدا کنن و براش راه حل پیدا کنن.
    حتی تصمیم داشتم اگه لازم همسرمو بیارم تا اینجا رو ببینه شاید متوجه مشکلم بشه اما نشد.

    به هرحال ممنون.دیگه حرفی ندارم

    ویرایش توسط بنیتا20 : یکشنبه 24 خرداد 94 در ساعت 23:30

  6. #35
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    سلام

    دوست عزیز آزردگی شما از دوستان را که متأسفانه علیرغم تأکید براینکه نباید چنین رفتاری با مراجع داشته باشندباز هم تکرار می کنند را می فهمم و من از این بابت به عنوان مدیری در این سایت عذرخواهم . اما دلم میخواد به شما بگم که همین خود یک فرصت برای تمرین سعه صدر هست . سعه صدر در برابر واکنش هایی که در دنیای غیر مجازی هم قطعاً با آن مواجه می شوید چون همه ما قبل از دنیای مجازی متعلق به دنیای غیر مجازی هستیم و لذا اگر همینجا تمرین کنید که در مقابل اینگونه واکنش ها صبور باشید و آشفته نشوید در مواجهه با برخوردهای دنیای غیر مجازی فشارهای زیادی را که پیش از این متحمل شده اید را نخواهید داشت و لذا با فراغت بال به زندگیتان و فعال کردن پتانسیل بسیار بالای خوشبختی در آن خواهید پرداخت


    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    با سلام

    دوست عزیز بسیار کار خوبی کردی که راه مشاوره را در پیش گرفتی . زندگی شماپتانسیل اعجاب انگیزی برای خوشبختی و حتی فضایی رومانتیک دارد اگر دریابی و خوب توجه کنی و طلاق را فعلاً از ذهنت دور کنی و اول در پی این باشی که آیا ممکن هست زندگیت را رضایت بخش کنی ؟

    ببین عزیزجان .... مشکل عمده شما عدم انعطاف هست که یک ذهن بسته را منجر می شود به سوی صرفاً جهتی خاص ،هدفی خاص و روندی خاص و خواسته ای خاص که اگر نشد به هم ریختگی و پریشانی و احساس ناکامی می آورد ....

    شما در سن هفده سالگی آرمان و آرزوهایی در ذهن پروراندی و الا و لابدش کردی و در همین میان هم خواستگاری شد از شما و خود شما بدون اجبار و اختیاراً پذیرفتی که سئوال من از شما هست که چطور شد حاضر شدی ازدواج کنی ؟

    از همون زمان تا حالا فقط ذهنت روی 17 سالگی و آمال و آروزهای ترسیمی آنموقع و اینکه قصد ازدواج نداشتی فکوس کرده و تکونش هم نمیخواهی بدهی و همه اینها یعنی عدم انعطاف ... شما برخلاف ظاهر و تصور خودت به شدت از خودت دروناً ناراضی هستی و خودباوریتون از جهاتی ضعیف هست و چون متوجه این نشده ای و اینکه ریشه این ناراحتی و نارضایتی از سعید و زندگی در درون خودته همه را فرافکن کردی به سعید و زندگی با او و اینکه ازدواجت ناخواسته بوده و او را نمی خواهی و فقط هم بر طلاق تمرکز کرده ای ... یعنی حتی بر طلاق و سردی رفتار که از همون اول فکوس داشتی باقی موندی و ذره ای این طرف و اونطرف نشدی ....

    نکته دیگر اینکه خواسته هایت را از نظر عاطفی و حمایتی به همسرت بگو و بگو چی آزرده ات میکنه از سوی او . همسری که شور بیماری شما را می زند اگر بفهمد دوست نداری سکوت کنه و دوست داری حمایتت کنه بعیده توجه نکنه مگر اینکه بلد نباشه که می توانی کمکش کنی یاد بگیره

    پیشنهاد می کنم ابتدا لینکهای زیر را با دقت بخوان و بعد از آن در همدردی تاپیک دیگری باز کن با این عنوان که چگونه می توانم نسبت به زندگی و شوهرم به رضایت برسم و این تاپیک را رها کن ... همچنین شخصاً به این منظور به مشاوره برو ...

    <::>کلید طلایی تفکر >>>

    بهترین شکل تصمیم گیری






  7. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    salehe92 (چهارشنبه 27 خرداد 94), بنیتا20 (سه شنبه 26 خرداد 94), بانوى مهر (دوشنبه 25 خرداد 94), سوده 82 (دوشنبه 25 خرداد 94), شادمانه (دوشنبه 25 خرداد 94)

  8. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1394-1-31
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    1,507
    سطح
    22
    Points: 1,507, Level: 22
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 82 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی فرشته مهربان
    من خیلی از این مچ گیریا ناراحت بودم تا پستتون رو دیدم خیلی خوشحال شدم.
    قبلا آقای پارسا تو تاپیک اولشون مشکلشونو مثل داستان تعریف کردن و فقط محترمانه بهشون گفتن که اگر واضح تر بنویسه خیلی راحت تر میشه کمک کرد. بعضیا مشکلشونو مثل داستان شاید بنویسن چون دیدشون از بیرونه. واقعا دیروز تو تاپیک این خانوم دیدم نوشتن چرا میایید پست میزارید نمیدونید سر کارید!!!!!! یا تاپیک یه نفر دیگه هم دیدم که کلا بسته شد.
    دختر جوان خوب نوشته این جا فضای مجازی هستش اما آدماش واقعین و ممکن دل شکستنشون زندگی رو به باد بده. هر دو طرف هم مراجع هم دوستان مشاور نباید به هم توهین کنند.
    اگر به قابلیت خود در
    گرفتن تصمیمات متحول کننده زندگی
    نشان دادن شجاعت
    یا دفاع کردن از خود

    دچار تردید هستید
    به یاد داشته باشید:
    اگر پرنده ای با بالهای سالم برای مدت طولانی در قفس حبس بماند،
    نسبت به قابلیت پرواز خود دچار تردید خواهد شد...

  9. کاربر روبرو از پست مفید شادمانه تشکرکرده است .

    بنیتا20 (سه شنبه 26 خرداد 94)

  10. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام

    عزیزم میشه بگی نتیجه سفرتون چی شد؟ گفتی که همسرتون گفته بودند دو سه روزی وقت دارند. خب چی شد؟ با هم صحبت کردید؟ در مورد انتظاراتی که از همدیگه دارید صحبت کردید؟

    اگه قرار شد طلاق بگیرم به چه نحوی باید باشه؟اگه قرار شد ادامه بدیم خب خیلی چیزا باید حل بشه.
    همیشه برای طلاق گرفتن وقت هست. بیا یک مدت فکر طلاق را کنار بزار و ببین میشه زندگی که دوست داری را با همسرت بسازی یا نه. اگه نشد به گزینه های دیگه فکر کن.

    اگه قرار شد ادامه بدیم خب خیلی چیزا باید حل بشه.
    میشه مواردی که باید حل بشه را بنویسی؟
    میشه درباره مشکلاتی که با همسرتون دارید هم بنویسید؟

    عزیزم پستهای فرشته مهربان و tannin91 را دوباره بخون. خیلی خوب راهنمایی کردند و لینکهای که فرشته مهربان معرفی کردند را هم گفتی بودی طولانی، هر روز یک قسمتش را بخون. لینکهای خیلی خوبی.
    و میشه به سوالی که فرشته مهربان پرسیدند، پاسخ بدی؟

    شما در سن هفده سالگی آرمان و آرزوهایی در ذهن پروراندی و الا و لابدش کردی و در همین میان هم خواستگاری شد از شما و خود شما بدون اجبار و اختیاراً پذیرفتی که سئوال من از شما هست که چطور شد حاضر شدی ازدواج کنی ؟
    عزیزم میدونم و درک می کنم که از اینکه زود ازدواج کردی شوکه و ناراحت بودی. و دوست داشتی که اول تحصیل کنی و مستقل بشی و بعد ازدواج کنی. عزیزم 10 سال ناراحتی و رنج کشیدی قبول.
    بیشتر از صحبتهای اطرافیان و حمایت نکردن های همسرت، از اینکه زندگیت طبق خواسته و امال و ارزوهات پیش نرفته، ناراحت هستی و درنتیجه با خودت لج کردی.
    ببین بیا برای یک سال، گذشته و امال و ارزوهات و تصوراتی که درباره نحوه انتخاب همسر و شروع زندگی مشترک را داشتی را فراموش کن و بعد بیا فکر کن ببین دوست داری چه زندگی را داشته باشی. چه همسر و با چه خصوصیاتی. بعد که درباره خواسته ها و نیازهات فکر کردی، بیا سعی کن که زندگیت را به انچه که دوست داری داشته باشی، هر روز نزدیکتر کنی. بعد یک سال ببین چه احساسی داری و بعد تصمیم بگیر. 10 سال زندگی کردی، 1 سال دیگه هم روش. ولی قبل از جدا شدن و خراب شدن زندگی و ایندت به خودت این فرصت را بده. اگه طلاق بگیری هیچ تضمینی نیست که همسری که می خواهی را پیدا کنی. و نیازی به گفتن مشکلاتی که برات به وجود میاد هم نیست. گفتی که حمایت خانواده را هم نخواهی داشت. به نظرم دست از لجبازی با خودت بردار. و به صحبتهای دیگران کار نداشته باش و انقدر از صحبتهاشون ناراحت نشو. و حتی سعی کن جور دیگه ای نگاه کنی. درسته که صحیح نیست در مسائل شخصی دیگران وارد شویم و نظر بدیم ولی به این فکر کن که انها خوبی شما و همسرتون را می خواستند و اگه چیزی گفتند می خواستند مانع پاشیدن زندگی مشترک تون از هم شوند.
    عزیزم گذشته را فراموش کن. بچسب به الان. و از زندگیت و نعمتهایی که خدا بهت داده لذت ببر و شکر گزار باش.

    ارزوی ارامش و شادی و رضایت از خود و زندگی را برایتان دارم


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg

    ویرایش توسط salehe92 : چهارشنبه 27 خرداد 94 در ساعت 17:50

  11. کاربر روبرو از پست مفید salehe92 تشکرکرده است .

    بنیتا20 (پنجشنبه 28 خرداد 94)

  12. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    ببخشيد اما من فكر ميكنم مشكل از شوهر اين خانومه.
    نه اين خانوم.

    ياد خودم افتادم،شايد عيب منم همينه!!! كه هميشه هستيم،هميشه اماده ايم تا طرف مقابل يه لبختد بهمون بزنه باز ما شروع كنيم خوب باشيم و زندگيمونو بريزيم به پاش...
    شايد اگه شوهر شمام،مثه خيلى از مرداى اينجا،يه روز از خواب بيدار شه و بگه نميخوامت،حتى توام اگه منو بخواى من نميخوامت و تا يه مدت خودشو از زنش دريغ كنه،
    قطعا به خودت مياى،دست از لجبازى با خودت برميدارى و با منطق تصميم ميگيرى.

    من دقيقا شرايط شمارو درك ميكنم،زمانى كه با همسرم دوست بودم و ازدواج تكرده بوديم وضع همين بود.هرچقد بيشتر ميگفتم نميخوامت و دورى ميكردم،اون بيشتر ميومد سمتم و همه جوره پام بود و واسم خوب بود.
    اما بعد كه ورق برگشت و اون طورى داره برخورد ميكنه كه من اضافه م واسش و منو دوس نداره،من هى بيشتر و بيشتر ميرم سمتش

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  13. 2 کاربر از پست مفید Somebody20 تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (پنجشنبه 28 خرداد 94), بنیتا20 (پنجشنبه 28 خرداد 94)

  14. #39
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    از آنجا که بنیتای عزیز در تاپیکی دیگر و با رویکردی دیگر مشاوره می گیرد این تاپیک دیگر موضوعیت ندارد و لذا قفل می شود





  15. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    اعجاز عشق (پنجشنبه 28 خرداد 94), بنیتا20 (پنجشنبه 28 خرداد 94)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.