به منم کمک کنین
منم مثل من تنها و سانازم. از هیچی دنیا خوشم نمیاد. منم دلم میخواد شب بخوابم و صبح پا نشم دیگه. زدم به بیخیالی. بهترین دوره ی زندگی هر ادمی جوونیشه. من 23 سالمه اما جوون نیستم و وااای از این عمری که فقط میخوای بگذره. فقط نشستم ببینم چی میشه. درس میخونم و کار میکنم تا بگذره. هیچ امید و اینده ای نمیبینم. تنهایی درد بزرگیه. نیاین بگین از تنهاییت لذت ببر و حرف های تکراری هااا. شماها متوجه نمیشین. همه تون یا کسی رو تو زندگی تون دارین یا کلی خواستگار که بهونه ای ندارین بگین تنهایین. وقتی پست های من تنها و ساناز (شکست عشقیش رو نمیگم. خستگی اش رو میگم. بازم دمش گرم یه عشقی داشته. من که با در و دیوار حرف میزنم و فحش میدم ) رو میخونم میفهمم چی میگن. اخه دیگه چه قد بزنم به بیخیالی؟ عمرم گذشت. کی جاهای خوبش میرسه؟ داغ دلم تازه شده.
زندگی رو نباید بهش بگن زندگی باید بگن مردگی مزخرف تر و مسخره تر از این دنیا و رسومش و دار و ندارش وجود نداره. حالم بهم میخوره
من تنها راست میگه. خدا یار ادم های خوشبخته و خوشبخت ترشون میکنه از سهم زندگی برای ادم های تنها و خسته ور میداره و میده به خوشبخت ها که هزار تا کشته مرده دارن. تا هم میای حرف بزنی بهت میگن بورسیه گرفتی دیگه چی میخواااای؟ با زحمت خودم گرفتم انگار حق یکی دیگه رو خوردم.
من دیگه نمازام یکی در میون شده. داره اصن ارتباطم با همه چیز قطع میشه. اگه تونستین برای منم دعا کنین.
دعا کنین خدا هر چی هر چی زودتر یه همدم و همراه خوب و تک برای تمام زندگیم بده.