به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    سلام دوست محترم...

    راستش دیدید خیلی ها نماز می خونند... ولی چند نفر هستند که مثلا با خداشون با عشق نماز می خونند ؟! این یک مثال بود طرف نماز رو میخونه بعدش میگه اخیش راحت شدم !!! انگار باری از روی دوشش برداشته شد... ولی ادم میتونه به جایی برسه که وقتی صدای اذانو میشنوه انگار صدای عشقشو میشنوه و دلش باز میشه !!! ... کسی که واقعا به خدا اعتماد کنه نباید به فکرش این چرایی ها خطور کنه... یک بنده خدایی خیلی ادم مومنی بوده و بزرگی که اسمش یادم نیست بعد فوتش می بینند وصیت کرده که کل نمازامو برام قضا بخونند!!! میگن این که نماز قضا نداشته بعد متوجه میشند توی هر نمازش اون قدر به خدا نزدیک می شده و لذت می برده که حس کرده نکنه چون هیچ سختی نکشیده نمازاش مورد قبول خدا نشه... البته می دونید ایمان و یا شاید بهتره بگم علم این چیزا یک چیزه و باور قلبی یک چیز دیگه..این که شما نماز می خونید و درتون نهادینه شده خیلی خوبه... ولی سعی کنید دنبال این باشید اصلا چرا باید نماز خوند..دیگه الان شما توی سنی هستید که باید فلسفشو بدونید... توی سایت های مختلف راجب نماز دیدگاه های مختلفو بخونید.. مخصوصا اقای پناهیان...نماز دکتر فرهنگ هم بد نیست..

    یکی دیگه از دلایلش این هست از بس فقط درس خوندید و ظاهرا الان هیچ خروجی نمی بینید باعث شده افسرده بشید... مشکل خیلی از جوانای امرزوی ... ولی از خدا بخواید راهشو بهتون نشون میده... سعی کنید دنبال چرایی هایی مثل چرا نماز چرا دوری از محرمات و.. رو تحقیق کنید این طوری خیلی حس بهتری بهتون دست میده...

    راجب تنهایی هم اگه منظورتون همسر هست...خب تا حدودی حق دارید...ولی دلیل تنهاییتون رو مگه چی می دونید...مگه خدایی ناکرده مشکل خاصی دارید و...
    مطمئن باشید خدا فکر همه بنده هاشو کرده.. .. توصیه میکنم یکم به اونایی که زندگی بدتری از شما دارند از هر جهت رو از نزدیک ببنید و قدر داشته هاتونو بهتر بدونید و دقیق تر به موضوع و مشکلتون اشاره کنید تا بهتر راهنمایی بشید...اخه چند تا شد... تنهایی...خدا... بی انگیزه گی...اخه اینا همه هم بی ربط به هم نیست..

  2. 2 کاربر از پست مفید فدایی یار تشکرکرده اند .

    shivaram (شنبه 19 اردیبهشت 94), یه دختر سرگردان (پنجشنبه 21 خرداد 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 اسفند 96 [ 08:20]
    تاریخ عضویت
    1393-10-17
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    4,356
    سطح
    42
    Points: 4,356, Level: 42
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    68

    تشکرشده 183 در 65 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
    سلام دوست محترم...

    راستش دیدید خیلی ها نماز می خونند... ولی چند نفر هستند که مثلا با خداشون با عشق نماز می خونند ؟! این یک مثال بود طرف نماز رو میخونه بعدش میگه اخیش راحت شدم !!! انگار باری از روی دوشش برداشته شد... ولی ادم میتونه به جایی برسه که وقتی صدای اذانو میشنوه انگار صدای عشقشو میشنوه و دلش باز میشه !!! ... کسی که واقعا به خدا اعتماد کنه نباید به فکرش این چرایی ها خطور کنه... یک بنده خدایی خیلی ادم مومنی بوده و بزرگی که اسمش یادم نیست بعد فوتش می بینند وصیت کرده که کل نمازامو برام قضا بخونند!!! میگن این که نماز قضا نداشته بعد متوجه میشند توی هر نمازش اون قدر به خدا نزدیک می شده و لذت می برده که حس کرده نکنه چون هیچ سختی نکشیده نمازاش مورد قبول خدا نشه... البته می دونید ایمان و یا شاید بهتره بگم علم این چیزا یک چیزه و باور قلبی یک چیز دیگه..این که شما نماز می خونید و درتون نهادینه شده خیلی خوبه... ولی سعی کنید دنبال این باشید اصلا چرا باید نماز خوند..دیگه الان شما توی سنی هستید که باید فلسفشو بدونید... توی سایت های مختلف راجب نماز دیدگاه های مختلفو بخونید.. مخصوصا اقای پناهیان...نماز دکتر فرهنگ هم بد نیست..

    یکی دیگه از دلایلش این هست از بس فقط درس خوندید و ظاهرا الان هیچ خروجی نمی بینید باعث شده افسرده بشید... مشکل خیلی از جوانای امرزوی ... ولی از خدا بخواید راهشو بهتون نشون میده... سعی کنید دنبال چرایی هایی مثل چرا نماز چرا دوری از محرمات و.. رو تحقیق کنید این طوری خیلی حس بهتری بهتون دست میده...

    راجب تنهایی هم اگه منظورتون همسر هست...خب تا حدودی حق دارید...ولی دلیل تنهاییتون رو مگه چی می دونید...مگه خدایی ناکرده مشکل خاصی دارید و...
    مطمئن باشید خدا فکر همه بنده هاشو کرده.. .. توصیه میکنم یکم به اونایی که زندگی بدتری از شما دارند از هر جهت رو از نزدیک ببنید و قدر داشته هاتونو بهتر بدونید و دقیق تر به موضوع و مشکلتون اشاره کنید تا بهتر راهنمایی بشید...اخه چند تا شد... تنهایی...خدا... بی انگیزه گی...اخه اینا همه هم بی ربط به هم نیست..
    ------------------------------------------------------------------------------------------------

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------
    اقای فدایی یار متاسفانه من هم جزو همون دسته ام. نماز میخونم برای ترس از عذابش و نه از روی شوق. دقیقا مثل یک بار یا وظیفه ی اجباری میمونه که باید انجام شه. من خودم میدونم خدا به نماز من نیازی نداره اما خب وظیفه ایه بر عهده ام گذاشته شده و باید انجام بدم دیگه. فردا ازش سوال خواهد شد. راستش دنبال فلسفه اش بودن و این چیزا برام اصن جالبو همه نیست. یه کاریه که باید انجام بدم.


    راستش این چیزا اصن برام جذاب نیست. تا حدودی چراهاش رو میدونم و میدونم که از طرف خدا تعیین شده و باید انجام شه. این که نظرات بقیه رو بدونم راجه به دین و اینا اصن برام جالب و انگیزه اور نیست.
    سر وکله زدن با درسام برام لذت بخش تره اگرچه اون هم این روزها برا رفع تکلیف و انجام وظیفه است اما از بودنش لدت میبرم و خوشحالم دارمش.

    تنهایی رو دلیلش رو نمیدونم. راستش اگه از من بپرسیم میگم از خیلی دخترهای دیگه واقعا سرترم. جدی هم میگم.
    خوش مشربم. با ادبم. مهربونم. پاکم. خانواده خوب دارم. تحصیلکرده ام. باهوشم. مهندسم. سرم همیشه به درس بوده نه به دوست پسر بازی و این رفتارها. حتی این جا هم با این که شرایط کاملا برقراه برای هر گونه دست از پا خطا کردنی اما حواسم هست و مراقبم. خوش قیافه ام. خوش تیپم. نه چاقم نه لاغر مردنی. قد بلندم. نه خشکه مذهبم نه بی حد و مرز. تو مهمونی و مراسم بهترین همیشه ظاهر شدم. ساز سنتی میزنم و چند باری هم اجرا داشتم. ترجمه داشتم. مقاله داشتم. غریق نجات بودم. چند ماه توی شرکت کار داشتم تا قبل اومدن. توی یه مدرسه تدریس هم داشتم. پدر مادر تحصیلکرده و مردم دار و خیر رسون دارم. تا جایی که میتونستم هم به پدر و مادر و دوستام اعلام کرده ام که قصد ازدواج دارم حتی مستقیم. پدر و مادرم هم توجیه هستند که باید نخ بدن به بقیه. انتظاراتم هم اصن بالا نیست. همین که ادم پاک با خانواده ای پاک باشه و به دلم بشینه و حس کنم کنارش خوشحالم و قابل اتکاست کافیه. اعلام هم کردم. برام مهم نیست تحصیلاتش حقوقش یا حتی سنش حتما بالاتر باشه. نیتم هم کاملا خالصه. دلم کسی رو میخواد که دوسش داشته باشم و بشه همه کسم. اخلاقم هم کاملا دخترونه است. لبخند هم همیشه دارم. اینا رو میگم نیاین بگین مغروری و این چیزها. نه اصلا نه به هیچ کدوم مینازم نه کلاس میزارم نه به روی کسی میارم و نه فخر میفروشم. میدونم خدا رو شکر همه این ها از خداست و اصن داشتنشون وظیفه ی حفظ کردنش رو سنگین تر میکنه. چون پرسیدین میگم.
    اما با همه ی این ها مثل خیلی از دختران خوب دیگه که توی همدردی اعلام میکنن هیچ وقت نه انتخاب شدم و نه به چشم اومدم. البته الان دیگه برام مهم نیست چون دیگه من تلاشم رو کرده ام دیگه. مدیون خودم نیستم. شد شد نشد نشد. در واقع به نظرم خلایق هر چه لایق. غصه ی بی لیاقتی بقیه رو هم من بخورم؟ به این نتیجه رسیدم خودم برا خودم مهم باشم و هوای خودم رو داشته باشم خیالم راحت تره تا از بقیه انتظار داشته باشم.

    پیشنهادتون هم خوب بود. خودم از قبل عملیش کردم. مشکلات رو میخونم بیش تر متوجه میشم که باید شکرگزار جدی تری باشم. باید بتونم از موقععیتم برای مردم و کشورم استفاده کنم و یه کاری کنم اما همش فکره. دلم میخواد عملیش کنم اما فعلا شرایطش رو ندارم.

  4. کاربر روبرو از پست مفید shivaram تشکرکرده است .

    یه دختر سرگردان (پنجشنبه 21 خرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چه جوري از شوهرم پول بگيرم. راهكار بگيد لطفا
    توسط negad در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: جمعه 19 خرداد 96, 18:07
  2. احساس ترس و زندگی پوچ
    توسط alireza45 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 29 خرداد 95, 03:08
  3. در خواست مداوم پول از طرف خواهر شوهر !!!
    توسط lia در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 خرداد 94, 11:02
  4. مشکل پوچی
    توسط gsboon در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 18:03
  5. پول عامل همه مشکلات
    توسط عارف در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 دی 87, 22:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.