سلام.من کارشناس نیستم اما اتفاقی که چند روز پیش برام افتاد رو عنوان می کنم شاید به شما هم کمک کنه.
من هم مدت زیادی است قطع امید از خدا و همه ی اطرافیانم کردم و تصمیم قطعی برای خودکشی در آینده داشتم و حتی وقتی به هیچی نمی رسیدم به خدا هم حرف ها بدی می زدم و در پی راه حلی آبرومندانه بودم اما با 4 متن مواجه شدم که منو از این عمل بازداشت و تصمیم گرفتم دنیا رو نگاه کنم و تحمل کنم و ببینم چه سرنوشتی برای من رقم خواهد خود و آیا تمام حسرت ها و افسوس ها و شکست ها و تحقیرها و گذشته ی کاملا تاریکم جبران میشه یا نه ( و تلاشم هم رو در حد توانم انجام می دم ) . زندگی من سرشار از عذابه شاید بدتر از شما اما نمی خوام دیگه بهونه دست شیطون و خدا بدم می خوام صبر کنم و وعده ی خدا رو ببینم اگر هم جبران نشد و بدتر شد عیبی نداره من صبرم رو کردم و خدا صاحب و ولی من در دنیا است و خودم افسوس نمی خورم که تلاش نکردم و هر چه خدا خواست برام رقم خورد :
ـ امام حسين (ع ) ـ در راه رفتن به كربلا ـ : براستى كه مردمان بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و تا براى آنها وسيله زندگى است آن را مى چرخانند و چون به بوته آزمايش و بلا و گرفتاری گذاشته شوند آن گاه دينداران كم اند
سوره ی بقره آیه 153 - اى كـسانى كه ايمـان آورده ايـد،از صـبر و نـماز كمـك و اسـتعانت بـجوييـد همـانا خـداونـد بـا صبـر كننـدگان است.
حدیث قدسی : هرگاه بنده ای از بندگانم تنها دست به دامان من شود و به آفریدگانم پناه نیاورد و بدانم که در دلش نیز چنین است ،اگر آسمان و زمین و ساکنان آن ها قصد او کنند ، برایش گریزگاهی باز می گشایم ، و اگر بنده ای از بندگانم به یکی از آفریدگانم امید بندد و بدانم که در دل نیز چنین است ، وسایل آسمان را از او می گیرم و زمین را زیرپایش سست می کنم و باک نمی برم که هر جا هلاک شود .
کار جنگ بر امام حسین (ع ) سخت و تنگ شد و یگانه و تنها ماند، به خیمه هاى فرزندان پدرش روى آورد، آنها را از ایشان خالى و تهى دید، سپس به خیمه هاى اصحاب و یارانش التفات نمود، و نگریست کسى از آنان را ندید، پس شروع و آغاز نمود بسیار گفتن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم
** نعوذ بالله مشکلات من و بلاهای من و گرفتاری های من از امام حسین بالاتر هست که بخوام خودکشی بکنم؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)