سلام خانم اسمان ابی...
واقعا خیلی جالبه... انگار خیلی از مشکلای ما ادما هم مثل خیلی نیازهامون مشترک هستش... خیلی وقتا مشکلی توی تالار مطرح میشه که انگار مشکل خیلی های دیگه هست...
منم دقیقا یک زمانی مثل شما بودم...البته ریشه ی مشکلمو یافتم به شما هم میگم شاید مشکل شما هم همین بود و شکر خدا حل شد
خیلی وقتا منم توی این مواقع البته نه به شدت شما ولی نمی تونستم از اون جور که از خودم انتظار داشتم برخورد کنم(یا لزوما تنش و دعوا و بحث نه ..کلا هر موقعیتی که نیاز به این داره سریع بهترین تصمیم و رفتار رو بگیرم مخصوا در چیز هایی که تجربه نداشتم و بار اول باهاش مواجهه میشم)... ولی بعد ها مثل شما کلی راه کار خوب به ذهنم می اومد !!! واقعا کلافه میشدم چرا اینا اون موقع به ذهنم نیومد و...(و البته برای دفعه های بعدی دیگه میشد و میشه تجربه برام)
البته این موضوع شما خیلی وقته دیگه مساله من نیست چون شکر خدا اخرین باری که توی همچین حالتی(موقعیت تنش زا) قرار گرفتم یادم نمیاد...(منم صدام به لرزه میاد.. خیلی ها رو دیدم همین طوری میشند و... خلاصه خواستم بگم این یک عیب نیست بلکه یک حالت و یک ویژگی هستش که خیلی ها دارند و خیلی ها هم ندارند و اصل ا فکر نکنید این چیز بدی هستش)
ولی من متوجه شدم کلا ریشه ی این مشکلم چی بود و هست... من نمی تونم در ان واحد بهترین راه حل به ذهنم بیاد کلا... ولی بعد ها کلا توی هر مساله ای بهترین راه حل ها به ذهنم میاد که عمرا به ذهن کسی نیاد... خیلی ها توی خیلی دو راهی ها سریع بهترین تصمیم ها و عکس العمل ها رو می گیرند... دیگه خدا به هر کسی یک توانایی هایی داده.... بعضی ها واقعا سرعت عملشون کنده... با تحقیقی که من کردم این بر می گرده به هوش هیجانی...
در واقع فکر کنید به خودتون ببنید توی بقیه چیزای زندگی هم کلا سرعت عملتون کم هست یا نه... مثال واضحش کنکوره که لزوما بچه های درس خون تر موفق نمی شند...بلکه اونایی که بهترین راه حل سریع به ذهشنون میاد موفق میشند و...ااگه دیدید کلا شما هم توی بقیه مسایل زندگی این طوری هستید راجب هوش هیجانی و .. تحقیق کنید.
امیدوارم خبرای خوبی از تون بشنونم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)