از پاسخ گویی شما مچکرم
توی این دوسال هیچ وقت بروز نداده که واقعا منو دوست نداره.البته شاید منو میخواسته اما الان حرفش اینه
متاسفانه عموی خانمم یک نظامی بلند پایه هست و درهمه جا آشنایان بسیار زیادی داره حتی ریس دادگاه شهر دوست خودش هست
حتی از گفتن تهدید هایی که کرده میترسم
اونها گفتن باید ظرف این هفته طلاقش بدم.
برای ازدواج خیلی احساسی تصمیم گرفتم و واقعا کور بودم و این مشکلات الان رو نمیدیدم
هیچ پولی توی دست و بالم نیست.اشفتگی زیادی توی خانواده م هست
- - - Updated - - -
آشنایی ما بیشتر از طرف باجناق و خواهرش بود.مدت دوسال با هم رابطه داشتیم و باهم خوب بودیم
مشکلات از شب اول عقد پیش اومد که عموی خانمم خودشون رو هم شان خانواده ما نمیدونستن.اما در هر صورت با عقد ما موافقت کردن
چند روز پیش متوجه شدم که فقط با اصرار باجناقم بوده که تونسته همه رو راضی به ازدواج با من کنه
به گفته خودشون من نتونستم انتظارات اونها رو بر آورده کنم و دنبال یک بهانه بودن که این وصلت رو به هم بزنن
و این اتفاق افتاد
من الان مشکلی با طلاق ندارم بلکه خیلی هم خوشحالم.اما در طرف دیگر عموی خانمم میگه تو با زندگی ما شوخی کردی وباید تقاص پس بدی در حالی که بیشتر مشکلات از طرف خودشون بود
در هر صورت مشکل من اینه که چطوری با این قضیه راه بیام.من با یک خانواده بسیار با نفوذ طرفم که هر کاری از دستشون بر میاد و من در مقابل اونها قدرت هیچ کاری ندارم










علاقه مندی ها (Bookmarks)