سلام شاپرک، خوشحالم حالت خوبه.
مسئله اینه:
شوهرت به اون سبکی که می خوای، بهت محبت و توجه نمی کنه.
حالا دو راه هست،
راه غلط: به این موضوع معترض بشی. حالا چه اعتراضت رو به زبون بیاری چه نیاری.
اگه اعتراضت رو به زبون بیاری، که می شه پرخاشگری، و اگه اعتراضت رو در ذهن و دل خودت نگهداری و بیان نکنی، می شه کدورت و توقع برآورده نشده. هم فضای روانت آلوده می شه، هم بالاخره یه جایی می پره بیرون.
راه درست: بپذیری که هر انسانی "حق داره" مطابق تمایلات خودش رفتار کنه. مادامیکه تمایلاتش در جهت تجاوز به حقوق فرد دیگری نباشه.
مثلا شوهرت به هر دلیل (بی حوصلگی یا هرچیزی) دلش نخواسته تو رو به پارک دعوت کنه.
اگه این حق همسرت رو بپذیری (لیست حقوق فردی رو که آقای sci گذاشتن، خوندی؟)، و باهاش اوکی باشی، نتیجه این میشه که اون رو مسئول رسیدنت به تمایلاتت نمی دونی. پس جایی برای اعتراض نیست.
در نتیجه: خودت رو مسئول رسیدن به تمایلاتت میدونی.
در نتیجه: سعی می کنی یه راه شیرین و عاشقانه برای جلب توجه همسرت پیدا کنی. مثلا در مورد پارک یا هرچیز.
و به جای پیام "از تو راضی نیستم"، پیام "دوست دارم باهات باشم" رو به همسرت منتقل می کنی.
و اگه یه راهی رو رفتی و به جواب "نه" رسیدی، ناکام می شی، اما دلخور نمی شی. چون حق نه گفتن رو هم برای همسرت قائلی.
و چون خودت رو قبول داری، و به توانایی هات اعتماد داری، در نتیجه: یه راه دیگه رو امتحان می کنی. و چون خودت رو دوست داری: از راه های دیگری که نیازی به حضور همسرت ندارن هم خودت رو شاد می کنی. و شادیت وابسته به همسرت نمی شه.
و بعلاوه میدونی که، تنها راه خوش گذشتن، مثلا پارک نیست. ممکنه الان همسرت چیز دیگری رو ترجیح بده.
یادمه قبلا شاکی بودی که دیگران (نه تنها همسرت) قدر خوبی هات رو نمی دونن. حالا که خداروشکر حالت خوبه، در مورد رفتار جراتمندانه و حقوق فردی مطالعه و تمرین کن. چون بیشتر از قبل پتانسیل تغییر نگرش درت ایجاد شده.
موفق باشی![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)