به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مهر 95 [ 15:31]
    تاریخ عضویت
    1393-7-30
    نوشته ها
    216
    امتیاز
    8,230
    سطح
    61
    Points: 8,230, Level: 61
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 220
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    826

    تشکرشده 744 در 192 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    68
    Array
    سلام mehraz2


    نقل قول نوشته اصلی توسط mehraz2 نمایش پست ها
    من 2 ساله که ازدواج کردم .خودم ارشد هستم وشوهرم ازلحاظ تحصیلات ازمن پایینترند البته دوره تحصیلات تکمیلیم هم زمان با عروسیمون شد.مشکل من ریزبینی همسرمه درهمه چیز .محصوصا دررفتارهای خانواده من وخودم .1 سال اول زندگیمون هیچی نگفتم .رفتارهایش درعشق من نسبت بهش وهمچنین رفتارهای زناشویی مون تاثیرگذاشت وایشون این مساله را متاسفانه به گوش مادرش رساند که همین گفتنشون باعث شد رفتارهای من سردتربشه تاجاییکه چندباراختلاف شدید بین ما بوجودآمد وخواستیم جدابشیم که با وصاطتت خانواده ام این کارانجام نشد ومن هم به خاطر آبروی مادرومخصوصا پدرم که بازاری هستند قبول کردم زندگی کنم .پدرهمسرم هم همین رفتارهارودارندهمسرم درواقع آیینه تمام نمای پدرشون هستند.ولی نوع تحصیلکرده اش.
    هرموقع دوست داشته باشه میره خونه مادرش اما هرموقع من خواستم برم کلی کارمیزاره جلوم ومیگه واستا دو تایی میریم .تو جروبحثها هرچی ازدهنش میرسه به منو خانواده ام میگه .تمام جیک وپوک زندگی مارو مادروخواهرش میدونند.خواهرش 2 ماهه زایمان کرده خونه مادرشه همسرم تقریبا هرزوز میره بهشون سر میزنه.من چند باربهش گفتم اگر خانواده تو برای توعزیزند خانواده منم برای من عزیزند.خلاصه دقیقا رفتارهاییکه با خانواده من داشته را دارم با خانواده اش جلوی خودش تلافی می کنم .اصلا هم نمیخوام باهاشون صمیمی بشم .به شوهرم هم گفتم .چندباربه خاطرشون ازدست شوهرم کتک خوردم .درحدکبودی.الان خودش حاضرشده بریم مشاوره.خانواده من وهمسرم وخودمون دریک شهرهستیم که فاصله هامون ده دقیقه هم نمیشه.چیکار کنم کمتراونجارفت وآمد کنه ؟شده چندروز بهش محبت زیادی کردم اما بازمیبینم الکی تنهایی میره اونجا دردودل میکنه .به من میگه میری خونه مادرت پشت سرم حرف میزنید؟هرچی میخوام ثابت کنم نمیتونم .الان یه مدتیه مهمان وارمیرم خونه شون .رفتارهاشون کلا عوض شده متوجه میشم به ظاهرولباس پوشیدنم حسودی میکنند .نمیتونم کینه ها رو ازدلم پاک کنم.چیکارکنم ؟همیشه بهشون فکرمیکنم .دیوانه شدم .به خدا .ای کاش می شد میرفتیم یه استان دیگه .شوهرم پسر بزرگه خانواده شونو .

    لطفا این قسمت هایی که فونتش رو آبی کردم رو یک بار دیگه بخونید ، بعدش بگید چی متوجه شدید

    در موردش فکر کنید تا دوستان هم بیان نظر بدن

    من هم براتون مینویسم
    خوشبختی عطری است

    که وقتی آن را بر دیگران می پاشی ،

    چند قطره از آن بر تو نیز خواهد پاشید ...

  2. کاربر روبرو از پست مفید (آسمانی آبی) تشکرکرده است .

    نادیا-7777 (چهارشنبه 26 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.