به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39

Threaded View

  1. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 دی 94 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1394-1-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,149
    سطح
    18
    Points: 1,149, Level: 18
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 48 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه دوستای خوب و مهربونم.و ممنون از این همه لطف و محبتی که دارین.کاشکی زودتر با اینجا آشنا میشدم و میتونستم ازتون همفکری بگیرم .از اون موقع که این اتفاق شوم که نزدیکه 2 ساله واسم افتاده تا حالا با هیچکی نتونستم حرف بزنم و حرف دلمو بگم همشو تو دلم ریختم چون واقعا سخته در موردش حرف زدن.حرفای شما خیلی بهم دلگرمی داد و حال روحیم خیلی بهتر شده.و الان 2 روز میشه که گریه نکردم.من واقعا توی این بی عدالتی که در حقمون شده موندم.واسه کسی که به یه زن شوهر دار تجاوز میکنه و کله زندگیشو به نابودی میکشونه فقط شلاق حکم میکنن.میگن واسه حکم اعدام خود طرف یا باید 4 بار اقرار کنه به کارش یا اینکه 3 4 تا شاهد داشته باشی که دیده باشن.آخه اگه کسی اونجا باشه که اولا کمک میکنه به آدم و دوما با حضور کسی در اونجا که طرف جرات نمیکنه همچین غلطی کنه.واسه اقرار هم اگه خیلی آدم خدا ترسی باشه و از عاقبت کارش تو اون دنیا خبر داشته باشه شاید اعتراف کنه و اگه خیلی هم خدا ترس بود که هیچوقت بازم اینکارو نمیکرد.من خودم یه سری مدارک داشتم مثه ضرب و شتم یا تهدیدایی که منو کرده بود ولی اونارو قبول نکردن .من به خاطر اون موضوع همه زندگیم از دستم رفت چقدر سختم بود که همش توضیح بدم.ولی آخرش چی شد؟کسی که این اتفاق واسش توی جامعه میفته باید چه امیدی داشته باشه ؟پس پیش خودش پنهون کنه خیلی بهتره.تا لااقل آبروش نره.
    مسیله دیگه اینکه من خیلی واسه موندن شوهرم تلاش کردم در جواب اون دوستم که گفت باید بیشتر تلاش میکردی.من واقعا از وقتی که اون تصمیم گرفت و به من اعلام کرد واقعا سعی خودمو کردم.شاید هرکی دیگه جای من بود از همون اول وقتی میدید شوهرش اینقدر بد باهاش برخورد میکنه و یه ذره تحویلش نمیگیره و محبت نمیکنه میذاشت میرفت.ولی من حاضر بودم فقط پیشش باشم حتی اگه نیازها و خواسته های منو برآورده نمیکرد.چقدر التماسش کردم چقدر گریه کردم خونوادم واسطه شد ولی بی فایده بود.همش خودشو مشغول کار کرده بود و اصلا خونه نمیومد وقتی هم که میومد خیلی بهم بی تفاوت شده بود من همیشه خودم سعی میکردم خودمو بهش نزدیک کنم ولی اون خیلی نسبت به من بی روح شده بود .من در اون لحظات وقتی فکر اینو میکردم که ممکنه این آخرین باری باشه که کنار شم گریم میگرفت.خیلی روزای بدی بود .خیلی نذر و دعا کردم ولی هیچ تاثیری نداشت.باورم نمیشد که کسی که اینقدر دوسم داشت اینطوری رفتار میکنه باهام.ازدواج که فقط یه پیوند قرار دادی نیست یه چیزی بالاتر از اونه روح و جسم آدما به هم پیوند میخوره.کسی که میگفت همیشه باهاتم تحت هر شرایطی ولی نتونست اینجا کنارم باشه.از حق نگذريم توی اون مدت که دادگاه داشتیم و تا وقتیکه حکم بیاد همیشه کنارم بود و کمکم کرد ولی بعدش انگار دیگه نتونست.ولی من خودم اگه جای اون بودم و یا حتی اگه اون مثلا بهم خیانت هم میکرد بازم میبخشیدمش چون دوسش داشتم البته به شرطی که واقعا پشیمون بود و واسه موندن من اینقدر تلاش میکرد.هیچوقت طاقت یه قطره اشکشو نداشتم نصف ناراحتی به خاطر زجری بود که اون میکشید .ولی اون تونست منو تنها بذاره.و اگه این چیزی که شنیده باشم حقیقت داشته باشه داره ازدواج میکنه اونم بعده 7 ماه از طلاق.حداقل میذاشت من کامل فراموشش کنم .اون که به من میگفت هیچوقت ازدواج نمیکنم.اگه حقیقت داشته باشه این موضوع خیلی واسم سخته.من امید داشتم بالاخره یه روزی شاید برگرده اصلا نمیتونم به کسی دیگه جز اون فکر کنم.حتی بهش هم گفتم حاضرم زنت هم نباشم ولی باهم در ارتباط باشیم.اونم موافق بود یه جورایی.ولی الان دیگه مطمین شدم همه اون حرفاش فقط واسه این بوده که منو راضی به طلاق کنه.
    من بودم که اون موقع که با هم ازدواج کردیم اون هیچی نداشت دوتامون دانشجو بودیم .کار نداشت.سربازی نرفته بود .نه خونه .وضع مالی خونوادشون هم متوسط بود ولی دوسش داشتم یعنی دوتامون عاشق هم بودیم ولی الان چی .الان همه چی داره.استخدامه.از فروش خونه ای که باهم خریدیم هم خیلی پول دستش اومد که واسه خریدش من طلاها مو دادم.ولی الان حاضر نیست پول طلاها مو بده.ماشین هم خریده.خب الان خواستگاری هرکی بره جوابش معلومه مثبته چون شرایطش خوبه.دلیل طلاق هم میندازه رو من حتما .اون میشه مبرا از هر بدی .دیگه تو زندگیش چه مشکلی ایجاد میشه؟معلومه فکر میکنه واقعا خوب شد طلاق گرفتم .
    شما بگین کسی که هیچیش تو اول زندگیش درست نیست (زندگی خودمو میگم که هیچی نداشتیم)بالاخره مشکل و اختلاف زیاد ایجاد میشه و کم کم دل دو طرف رنجیده میشه دیگه .ولی الان چی .اون میتونه خیلی خوشبخت زندگی کنه.ولی من اگه روزی هم خواستم ازدواج کنم فقط باید استرس داشته باشم اگه گذشتمو بفهمه چی؟اگه شایعات نادرست مزدم به گوشش برسه چی؟اون هم که داره ازدواج میکنه من باید زجرشو بکشم چون مسلما ازش میپرسن دلیل طلاقتون چی بوده.خلاصه اگه اون هم ازدواج کنه من باید زجرشو بکشم.واسه چیزی که دست خودم نبوده.البته اگه حقیقت داشته باشه.ولی دیگه دارم سعی میکنم بهش فکر نکنم و میخوام پولی که دستش دارمو بگیرم.
    الان یه مشکل دیگم دوستامن.به نظرتون باهاشون در ارتباط باشم؟آخه یکیشون یکی از شایعات نادرست و اشتباه مردمو به گوشم رسوند و جوری رفتار کرد که انگار واقعا من اونجور آدمم.منم مجبور شدم تا حدودی بگم قضیمو.حالا نمیدونم باور کرد یا نه.ولی حالا از اون موقع همش استرس روبرو شدن با اون و بقیه دوستامو دارم.اگه به بقیه بگه چی؟یا بقیه هم چیزایی که اون شنیده رو بشنون چی؟دوست ندارم در موردم فکر بد کنن .نمیخوام بهم برچسب بزنن.میترسم منو از خودشون طرد کنن.چه کار باید کنم؟
    راستی همسر سابقم بالاخره دیروز رفته ثبت کرده.از اون موقع خیلی افسرده تر شدم دیگه انگار مطمین شدم برگشتی تو کار نیست ولی میخوام منم واقعا سعمو کنم واسه فراموش کردنش.واسم دعا کنید. بازم ممنون از همتون و از دلداری هاتون.دوستتون دارم

  2. 2 کاربر از پست مفید دختر آریایی تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (سه شنبه 25 فروردین 94), بارن (چهارشنبه 26 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.