به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 دی 94 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1394-1-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,149
    سطح
    18
    Points: 1,149, Level: 18
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 48 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    شوهر سابقم داره ازدواج میکنه

    سلام .من 27 سالمه و تقریبا 7 ماه میشه که از همسرم جدا شدم .راستش من خودم اصلا دوست نداشتم جدا بشم چون خیلی دوسش داشتم و هنوزم دارم ولی به اصرار اون به صورت توافقی جدا شدیم.حالا دلیل جداییمون بماند که چی بود ولی اون اولا که میخواست ازم جدا بشه و من قبول نمیکردم میگفت شاید یه روزی تصمیمم عوض شد و دوباره بهم برگشتیم و با این حرفا آرومم میکرد تا من راضی به طلاق بشم.و من با این امید که اون برمیگرده راضی شدم.ولی با این حال توی این چند ماه حالم خیلی بده و خیلی دلم واسش تنگ شده .کارم هر روز گریست.چون به هیچکدوم از حرفایی که میزد عمل نکرده.حتی هنوز اسممو از تو شناسنامش پاک نکرده.بعد طلاق هم چند بار اس داده بود که همه چی درست میشه همه چی مثه قبل میشه .من گفتم واسه امیدواری من میگی و اون گفت اصلا.ولی بعد این همه مدت حتی یه زنگ نزد بهم.و وقتی هم که من واسه مهریم بهش زنگ زدم خیلی بد حرف زد طوریکه گفت دیگه بهم زنگ نزن.منم گفتم مگه تو اون حرفارو نزده بودی .اونم گفت فکر میکردم میتونم ولی نمیتونم.حس میکنم خیلی واسه طلاق سرم کلاه رفت .چون مهریه رو هم قسط بندی کردیم به صورت توافقی.ولی تا الان که هیچی نداده.این تصمیمات نا پخته ای که گرفتم از یه طرف عذابم میده و از طرف دیگه اینکه شنیدم داره ازدواج میکنه .میدونم با دیگه از هم جدا شدیم ولی واقعا من نمیتونم فراموشش کنم وقتی ازش پرسیدم گفت واقعیت نداره .ولی حس میکنم همه حرفایی که بهم زده و این یکی هم دروغه.منو واقعا اینهمه امیدوار کرده بود حتی هنوز اسمم تو شناسنامشه اگه واقعا ازدواج کنه من چه کار کنم نمیتونم تحمل کنم.همش به به یاد روزای گذشته میفتم و ناخودآگاه اشک از چشام سرازیر میشه.خیلی دلم واسش تنگ شده.شدیدا به عشقش نیاز دارم.خیلی تنها شدم .خیلی ازش ناراحتم که اینقدر داره منو عذاب میده .اگه منو نمیخواد واقعا چرا ثبت نمیکنه طلاقمونو.و اگه هم میخواد این طور رفتار کردن چیه؟واقعا دیگه بریدم خسته شدم .به نظرتون چه کار کنم تا از این وضع در بیام ؟میدونم نمیتونم فراموشش کنم .6 7 سال زندگی مدت کمی نیست.دوتامون رفتارهای بد داشتیم ولی من واقعا دوسش داشتم ..

  2. کاربر روبرو از پست مفید دختر آریایی تشکرکرده است .

    sasha (دوشنبه 24 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.