به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    درد شما را می فهمم و رنج شما را درک می کنم .... کار خوبی کردید که راه مشاوره برای برون رفت از احساسات منفی و ناخوشایندتون دریش گرفتید

    راه کار مناسب برای شما خاموشی توجه هست .

    هرچه اهمیت و تمرکز روی رفتار و برخوردهای ایشون داشته باشی هم او را ترغیب به ادامه این رفتار کردی هم خودت داغون می شوی . لذا بی اهمیت باش و در حقیقت این نوع رفتارها و توهینها هم چون از روی ضعف هست جای هیچ گونه اهمیتی نداره لذا تمرکز زدایی و حساسیت زدایی نسبت به رفتار پدر داشته باشید و راه خاموشی توجه را چنان در پیش بگیرید که بسیاری اوقات حواستون به کارهاش نباشه ... اگر همیت کنید همین اتفاق می افتد


    موفق باشدی





  2. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    fkh4466 (دوشنبه 17 فروردین 94), sahar67 (دوشنبه 17 فروردین 94), واحد (سه شنبه 18 فروردین 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 فروردین 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-10-20
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,869
    سطح
    25
    Points: 1,869, Level: 25
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون فرشته مهربان و همه دوستان خوبم
    زاهنمایی ها و راهکارهاتون رو خوندم.اما نتونستم به کار بگیرم.راستش خونه من و شوهرم بعد عروسی قراره یه شهر دیگه باشه.واسه همین شب که عروسیمون تموم میشه مجبوریم پیش پدرو مادرم بمونیم.و فرداش بریم خونه خودمون.ببخشید اینو عنوان مییکنم.اما امروز مادرم پرسید که شب اینجا میمونید.که من گفتم بله.گفت پس جای خوابتون جداستا.تو پیش من میمونی و شوهرت پیش بابا.من گفتم اشکالی نداره اما خوب نیست زن و شوهر از هم جدا بشن.همسر یعنی سرهاشون نزدیک هم باشه.این فک کنم روایتی از امام صادق یود که شنیده بودم.بعدم در لفافه توضیح دادم که اقدامی قرار نیست خونه پدر و مادرم انجام بدم.جای ما رو توی پذیرایی بندازید که مطمین باشید. اما خوب نیست جدا از هم باشه.مادرم یه زن ترسو و یه جورایی خاصه که حتی جلوی دامادش روسری سر میکنه و میگه نامحرمه!!!من هر چی براش توضیح میدم تو کتش نمیره.الانم یهو زد به صحرای کربلا و گفت واااای عمه هات بعدا به بابات چی میگن!!!! شوهرت عرضه نداره برات هتل بگیره بی آبرو!!!! منم گفتم اخه عمه ها کجا بودن!باور کنید سالی یکبار هم رفت و امد ندارن.فقط الکی میخواست یه چیزی بگه.باور کنید ما الان 6 ماهه نامزدیمو محرم همیم.اما تا حالا دست هم رو نگرفتیم.وقتی از شهرشون میاد پیش ما مادر و پدرم همیشه همراه ما هستن که با هم یک ثانیه تنها نباشیم.حتی یه بار من توی جمعشون دست نامزدمو گرفتم مامانم گفت از بابات خجالت نمیکشی؟!!!!وقتی یه ثانیه بریم سر کامپیوتر توی اتاق میان در رو باز میزارن و یکیشون روبه روی ما میشینه.خلاصه به مامانم گفتم اینهمه سال کاری نکردم مطمین باش انقدر شعور دارم که خونه پدر و مادرمه تازه پدر و مادر شوهرمم احتمالن شب خونه پدر و مادر من بخوابن....بازم توهیناش شروع شد و گفت بی حیا و بی آبرو و اویزون و ....
    دیگه منم نفهمیدم.فقط داد زدم.از ته دلم داد زدم که دیگه بسه ولم کنید...اذیتم نکنید.و تمام بدنم میلرزید.مادرم هم بالا سرم وایستاده بود و میگفت اهاااان بمییییر...بعدشم به شوهرم و خودم فحش میداد تا من اوی اون حالت بیشتر داد بکشم و منو میزد.تو رو خدا کمکم کنید.خسته شدم.یه موضوع کوچیک رو هم کردن وسیله توهین.خسته ام.

    - - - Updated - - -

    ممنون فرشته مهربان و همه دوستان خوبم
    زاهنمایی ها و راهکارهاتون رو خوندم.اما نتونستم به کار بگیرم.راستش خونه من و شوهرم بعد عروسی قراره یه شهر دیگه باشه.واسه همین شب که عروسیمون تموم میشه مجبوریم پیش پدرو مادرم بمونیم.و فرداش بریم خونه خودمون.ببخشید اینو عنوان مییکنم.اما امروز مادرم پرسید که شب اینجا میمونید.که من گفتم بله.گفت پس جای خوابتون جداستا.تو پیش من میمونی و شوهرت پیش بابا.من گفتم اشکالی نداره اما خوب نیست زن و شوهر از هم جدا بشن.همسر یعنی سرهاشون نزدیک هم باشه.این فک کنم روایتی از امام صادق یود که شنیده بودم.بعدم در لفافه توضیح دادم که اقدامی قرار نیست خونه پدر و مادرم انجام بدم.جای ما رو توی پذیرایی بندازید که مطمین باشید. اما خوب نیست جدا از هم باشه.مادرم یه زن ترسو و یه جورایی خاصه که حتی جلوی دامادش روسری سر میکنه و میگه نامحرمه!!!من هر چی براش توضیح میدم تو کتش نمیره.الانم یهو زد به صحرای کربلا و گفت واااای عمه هات بعدا به بابات چی میگن!!!! شوهرت عرضه نداره برات هتل بگیره بی آبرو!!!! منم گفتم اخه عمه ها کجا بودن!باور کنید سالی یکبار هم رفت و امد ندارن.فقط الکی میخواست یه چیزی بگه.باور کنید ما الان 6 ماهه نامزدیمو محرم همیم.اما تا حالا دست هم رو نگرفتیم.وقتی از شهرشون میاد پیش ما مادر و پدرم همیشه همراه ما هستن که با هم یک ثانیه تنها نباشیم.حتی یه بار من توی جمعشون دست نامزدمو گرفتم مامانم گفت از بابات خجالت نمیکشی؟!!!!وقتی یه ثانیه بریم سر کامپیوتر توی اتاق میان در رو باز میزارن و یکیشون روبه روی ما میشینه.خلاصه به مامانم گفتم اینهمه سال کاری نکردم مطمین باش انقدر شعور دارم که خونه پدر و مادرمه تازه پدر و مادر شوهرمم احتمالن شب خونه پدر و مادر من بخوابن....بازم توهیناش شروع شد و گفت بی حیا و بی آبرو و اویزون و ....
    دیگه منم نفهمیدم.فقط داد زدم.از ته دلم داد زدم که دیگه بسه ولم کنید...اذیتم نکنید.و تمام بدنم میلرزید.مادرم هم بالا سرم وایستاده بود و میگفت اهاااان بمییییر...بعدشم به شوهرم و خودم فحش میداد تا من اوی اون حالت بیشتر داد بکشم و منو میزد.تو رو خدا کمکم کنید.خسته شدم.یه موضوع کوچیک رو هم کردن وسیله توهین.خسته ام.

  4. کاربر روبرو از پست مفید fkh4466 تشکرکرده است .

    آرام عشق (سه شنبه 18 فروردین 94)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 14 شهریور 94 [ 13:46]
    تاریخ عضویت
    1394-1-09
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    578
    سطح
    11
    Points: 578, Level: 11
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم
    بابت رفتاراشون ناراحت شدم
    من فکر میکنم اگر میتونین اون شب رو هتل بگیرین خیلی بهتره
    با توجه به رفتارای پدر و مادرت ممکنه این رفتارای بد رو توی اون شب جلوی شوهرت هم انجام بدن
    شما این رفتارا رو زیاد دیدی از طرفشون
    کاری کن که حداقل جلوی شوهرت این رفتار رو نداشته باشن که باعث ناراحتی ایشونم بشه
    با توجه به این که شب مهمی هست براتون
    سعی کن خاطره خوبی ازش داشته باشی
    بنابراین اگر هتل برین خیییییییینلی بهتره
    سعی کن رفتارت خوب باشه
    خودت رو کنترل کن ،میدونم ناراحتت میکنن
    ولی برای اینکه به خودت کمک کنی سعی کن تا جایی که میتونی باهاشون بحث نکنی

  6. 2 کاربر از پست مفید khodam128 تشکرکرده اند .

    fkh4466 (دوشنبه 17 فروردین 94), واحد (سه شنبه 18 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خراب کردن زندگیم یک ماه قبل از عروسیم با همراهی مادر شوهر و برادر شوهرم
    توسط rooznika در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: شنبه 29 خرداد 95, 09:26
  2. موسیقی بی کلام فوق العاده
    توسط pasta در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 06 تیر 93, 16:56
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 فروردین 93, 11:36
  4. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  5. عروسیمه اما نمیخامش
    توسط n.erfani67 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: شنبه 21 اسفند 89, 11:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.